بررسي نقش كيفيت فضاهاي شهري بر حضور زنان در فضاهاي عمومي، مورد مطالعه: پارک های شهری شیراز

بررسي نقش كيفيت فضاهاي شهري بر حضور زنان در فضاهاي عمومي، مورد مطالعه: پارک های شهری شیراز

shaghayegh roshan
بررسي نقش كيفيت فضاهاي شهري بر حضور زنان در فضاهاي عمومي، مورد مطالعه: پارک های شهری شیراز
نوشـــــــــــته ی :  شقایق روشن، حسین مدی، عماد کتابچی
 منتشر شده از : مقالات همایش زن،معماری و شهر 

چكيده:

 

فضاهای عمومی شهری، به مثابه فضاهایی جمعی هستند که امکان ارتباطات اجتماعی در جهت رفع نیازها و تعالی کیفی روابط را فراهم می کنند. موفقیت یک فضای عمومی شهری در گرو حضور تمامی گروه های سنی و جنسی تعریف می شود. حال آنکه نیازها و خواسته های گروه های مختلف از یک فضای شهری، گاه می تواند بسته به ویژگی های سنی، جنسی، قومی متفاوت باشد. در این میان شناخت نیازها و انتظارات زنان به عنوان بخش مهمی از شهروندان به فراموشی سپرده شده است. طراحی و برنامه ریزی های عمدتا مردانه منجر به تک جنسیتی شدن فضا و در نهایت عدم حضور زنان در اینگونه فضاها گردیده است. این در حالی است که حضور همه گروه ها در فضای شهری منجر به سرزندگی و تعاملات اجتماعی می گردد. علاوه بر آن، حضور  و امنیت زنان در فضاهای شهری، حتی مردان و در مجموع فضای عمومی جامعه را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. این پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی، با بررسی مبانی نظری مرتبط با شاخصه های کیفیت فضای شهری از دیدگاه نظریه پردازان و هم چنین تحلیل ادراکات، نیازها و انتظارات زنان از یک فضای شهری مطلوب، به یک مدل مفهومی مرتبط با این دو متغیر دست می یابد. شاخصه های بدست آمده با ارائه مدلی مفهومی و به روش مشاهده و مصاحبه در فضاهای عمومی شهر شیراز، علی الخصوص پارک های شهری، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در نهایت نتایج تحقیق گویای آن است که با توجه به دید جزنگر زنان نسبت به محیط، حضور پررنگ و مداوم آنان در یک فضای شهری، گویای کیفیت آن فضا است و پنج عامل مهم امنیت، دسترسی، نظم فضایی و کالبدی، اختلاط کاربری و در نهایت سرزندگی اجتماعی، نقش مهمی در انتخاب فضای عمومی شهری توسط زنان، حضور و استفاده آنان از فضای عمومی ایفا می کند.

 

واژه‌هاي كليدي: کیفیت، فضای عمومی شهری، زن، ادراکات و نیازهای زنان

1- مقدمه

فضاهای عمومی شهری به عنوان فضاهایی جهت مناسبات و روابط بیرونی، تعاملات و رویارویی های اجتماعی و عرصه ای برای گردهم آمدن گروه های مختلف با خواست ها و علایق متفاوت تعریف می شوند. به عبارتی فضاهای عمومی باید ضمن تامین معیارهای کیفی فضا، عدالت حضور شهروندان را در فضای شهری به عنوان یکی از شاخصه های کیفیت محیط برای تمام گروه های استفاده کننده، فراهم آورند.

حضور فیزیکی شهروندان در فضاهای عمومی شهری مستلزم احساس امنیت و آرامش در آن فضا است. این مقوله برای زنان، با توجه به روحیات و ویژگی های متفاوتشان بسیار پررنگ تر جلوه گر می شود. حال آنکه در کشور ما، گاه، عدم توجه به تفاوت ها و خواسته های زنان موجب به انزوا کشیده شدن آنها نسبت به فضای شهری شده است. طراحان بایستی با درک تفاوت نیازها، موقعیت و اهداف افراد، موانع محدود کننده را رفع و امکان حضور برابر زنان در فضای شهری را فراهم کنند. به همین دلیل ابتدا باید بدانیم شاخصه های اصلی کیفیت فضاهای شهری چیست و در نهایت چگونه می تواند با ویژگی و نیازهای متفاوت زنان مطابقت کند. در عین حال هدف طراحی فضای شهری نباید ایجاد فضاهای خاص زنان در مقابل مردان باشد، بلکه ایجاد محیط خانوادگی که هرکدام از این دو جنسیت بتوانند درآن رشد کرده و شخصیت شهروندی خود را شکوفا کنند و ایجاد فضاهایی هم وزن برای زنان و مردان، غایت نهایی یک طراحی شهری مناسب است.

 

2-  مفهوم فضای عمومی شهری

مفهوم فضای شهری با مفهوم ساخت فضای شهری ارتباطی ناگسستنی دارد و از آنجا که این ساخت در سیر تحول تاریخی خود دگرگون شد، فضای شهری نیز تغییر یافته و معانی متفاوتی می پذیرد(حبیبی، 1391: 2).

فضای شهری ورای فضای باز و رها شده میان ساختمان هاست. فضای شهری یک هویت(پدیده) کالبدی نیست، بلکه فضایی عملکردی است که فرصت ارتباط و تعامل شهروندان را پدید می آورد(رضازاده، 1387: 58). بسیاری عقیده دارند که فضای شهری از دو جنبه کالبدی و اجتماعی مورد ارزیابی قرار می گیرد. بدین معنا که بررسی های کالبدی بیشتر از نگاه معماران و بررسی های اجتماعی از دید جامعه شناسان شهری، برنامه ریزان و جغرافی دانان شهری می باشد(مدنی پور، 1387). اما فضای عمومی دارای دو مفهوم کلی در حوزه های گوناگون است، یکی فضای عمومی با ماهیتی غیرمادی، که به ایده ها، ارزش ها، سیاست ها و بخش های داخلی یک جامعه بر می گردد و دیگری فضای عمومی با بعدی مادی که نشان دهنده قلمرو های فیزیکی در یک جامعه شهری و یا غیر آن است(قرایی، 1391 :3).

بر این اساس وظایف فضای عمومی شهری را می توان ابزاری جهت ارتباطات و مراودات شبکه های اجتماعی، مکانی برای رویارویی و مراسم شهروندی و مدیریت و هماهنگ سازی فعالیت های شهروندی بیان کرد. به بیانی دیگر فضای عمومی شهری ظرف فعالیت های شهری و بستری برای تعاملات اجتماعی به شمار می رود(راست بین، 1391: 37).

 

3- نگاهی اجمالی به مفهوم کیفیت در شهر

تنوعی که در تعریف کیفیت وجود دارد از یک سو و ادراک سلسله مراتب انسانی موجب می گردد تا با انواع کیفیت روبرو شویم(هدمن و دیگران،1370: 3). در تعریف کیفیت اینگونه آمده است: “درجه و میزان برتری، مشابهت یا فروتری شی ای نسبت به اشیا دیگر؛ که توسط انسان از طریق ذهنی و عینی به عنوان مجموعه ویژگی های آن شی درک و محسوب می شود. پس در نتیجه کیفیت یک شی از دو منبع یا دو عرصه سرچشمه می گیرد:

  1. 1. عرصه “ذهنی” فرد
  2. عرصه”عینی” شی

مساله حائز اهمیت برای ما در اینجا “کیفیت فضای شهری” است، که از طریق به عرضه گذاشتن خصوصیات محسوس از طرف محیط کالبدی از یک سو و مورد ادراک و شناخت و ارزیابی قرار گرفته شدن ناظر از سوی دیگر خلق می شود(گلکار، 1379 :41).

 

4- مفهوم کیفیت فضای شهری و نظریات مرتبط

کیفیت یک فضا در شهر از برآیند مولفه هایی حاصل می شود که با شناسایی کارکردها و تاثیرات مناسب هریک از آنها بر فضا می توان راهکارهایی برای بهبود کیفیت فضای شهری ارائه داد(مدنی پور به نقل از راست بین، 1391: 46). حفظ کیفیت محیطی یا کالبدی، یکی از مهم ترین اصول برنامه ریزی شهرهاست، که هدف آن افزایش مطلوبیت فضاهای کالبدی برای کار، زندگی، تفریح و عملکردهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می باشد. منظور از کیفیت فضای شهری، آن است که مجموعه شهری نه تنها به هویت فضایی و کالبدی، بلکه به جامعه مدنی نیز نزدیک گردد(قرایی، 1391: 5). بطور کلی خصیصه های اصلی فضای شهری را در رویکرد این مقاله می توان در سه دسته کلی عملکردی، زیبایی شناسی و ادراکی قرار داد که در زیر به شرح جداگانه هر کدام از آنها خواهیم پرداخت و در ادامه شاخصه های کیفیت فضای شهری که توسط نظریه پردازان مطرح شده است را در این سه دسته کلی قرار خواهیم داد:

 

4-1- ‌ بعد عملکردی فضای شهری

از آنجا که فضا، انجام عملکردها را ممکن و آسان می سازد، طراحی فضای شهری باید با این آگاهی که مردم چگونه این فضاها را مورد استفاده قرار می دهند همراه باشد. طراحان شهری ورزیده، عموما بر اساس تجربه اولیه، آگاهی مفصلی از فضای شهری، مکان ها و محیط ها به دست می آورند. بسیاری از بهترین نظریه ها در استفاده از قلمرو فضای عمومی، بر مشاهدات اولیه استوار است. کار[1] و همکاران (1992) اظهار می دارند که، علاوه بر معنادار بودن (اجازه به مردم در مورد برقراری ارتباط قوی بین مکان زندگی خصوصی خود و فضای بزرگتر) و دمکراتیک بودن(حفظ حقوق تمامی استفاده کنندگان و قابل دسترس بودن برای همه گروه ها و فراهم کردن آزادی در عمل) فضاهای شهری باید پاسخگوی پنج نیاز اولیه نیز باشند: راحتی، آسایش، درگیر شدن غیر فعال با محیط، درگیر شدن فعالانه با محیط و امکان کشف محیط غالبا فضاهای خوب بیش از یک نیاز را پاسخگو هستند(کارمونا و دیگران، 1391: 328-327).

 

4-2-  بعد زیبایی شناختی فضای شهری

برتری های زیبایی شناختی محیط شهری در وهله اول بصری و حرکتی است؛ گرچه تجربه فضاهای شهری تمامی حس ها را دربر می گیرد و در بعضی حالت ها حس شنوایی، بویایی و لامسه می توانند برتر از حس بینایی عمل کنند. فون مایس[2] در توضیح به طراحان اصرار دارد که “اجازه دهید صدایی را که در فضاهای شهری می پیچد بشنویم، بوهایی که از عملکردهای جاری در فضا و یا از مصالح ساطع می شوند حس کنیم؛ همچنین عناصر موجود در فضا را لمس کنیم.” جک ناسار[3] حضور پنج اصل را در فضاهای مورد علاقه مردم بر می شمارد؛ فضاهای غیر مطلوب از نظر مردم فاقد پنج اصل زیرند و در هر حالت درک بیننده از اصول یاد شده مهم است. این اصول پنجگانه به شکل یک سری برتری های کلی می تواند بیان شود: طبیعی بودن فضا، مدنیت/قابلیت حفظ فضاها، میزان باز بودن و تعریف شدگی فضاها، معنای تاریخی/محتوا و نظم فضا(کارمونا و دیگران، 1391: 269-268).

 

4-3-  بعد ادراکی فضای شهری

ما بر محیط اثر می گذاریم و از آن تاثیر می پذیریم. برای ایجاد چنین تاثیر متقابلی بایستی محیط را مشاهده و درک کنیم و این کار با دیدن، شنیدن، بوییدن و لمس کردن محرکات محیط میسر می شود. ادراک محیط فراتر از صرفا دیدن و حس محیط است. این امر به فرآیند پیچیده فهم محرکات محیطی مرتبط می شود. ایتلسون[4](1978) چهار بعد گوناگون ادراک را که به صورت همزمان عمل می کند به شرح زیر بیان کرده است:

  1. بعد شناختی: شامل فکر کردن در مورد محرک محیطی، سازمان دادن و ذخیره اطلاعات است. در واقع این جنبه به معنادار شدن محیط برای ما کمک می کند.
  2. بعد احساسی: شامل احساسات ماست که بر درک محیطی ما اثر می گذارد و در مقابل آن درک از محیط نیز بر احساسات ما تاثیر دارد.
  3. بعد تفسیری: شامل معانی و مفاهیمی است که از محیط به دست می آید. در بعد تفسیری، ما به خاطرات و اندوخته های ذهنی خود برای تفسیر و مقایسه محرکات جدید محیط تکیه می کنیم.
  4. بعد ارزش گذاری: شامل ارزش ها و ترجیحاتی است که خوب ها و بد ها را می سازند(کارمونا و دیگران، 1391: 167-170).

در این میان نظریه پردازان مختلفی به تبیین ویژگی های کیفیت فضای شهری پرداخته اند که در جدول (1) زیر به اختصار آنها را در سه دسته کلی عوامل کالبدی- عملکردی، عوامل بصری- زیبایی شناسی و عوامل ادراکی- احساسی قرار داده ایم.

 

جدول شماره1. بررسی مولفه های کیفیت فضای شهری از دیدگاه نظریه پردازان. (تهیه کننده: نگارندگان)

مولفه هاي كيفيت    فضاي شهري نظريه پردازان

 

عوامل كالبدي- عملكردي عوامل بصري زيبايي شناسي عوامل ادراكي احساسي
جين جيكوبز،1961، مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريكا محصوريت فضا،‌كاربري مختلط، امكان نظارت و مراقبت تنوع و غناي فعاليت ها توجه به عنصر خيابان فضاهاي انعطاف پذير كنترل محورها و پرسپكتيوها
كوين لینچ، 1983 ، تئوري شكل خوب شهرها سازكاري، دسترسي، كنترل و نظارت،‌كارايي، عدالت ——- سرزندگي اجتماعي، معنا
ويوليچ، 1983، قرائت شهري و طراحي مكان هاي كوچك شهري ——– قرائت پذيري محيط، آزادي انتخاب، به گوش رسيدن‌آواي گذشته ——–
يان بنتلي، 1985، محيط هاي پاسخده نفوذ پذيري (فيزيكي)، تنوع (فعاليتها) و انعطاف پذيري نفوذپذيري بصري، تنوع فرم ها، انعطاف پذيري سازگاري بصري، ‌غنا، خوانايي امكان شخصي سازي
Pps ابعاد تاريخي ، امكان نقش و قدم زدن پاكيزگي، سبزينگي، جذابيت راحتي، امنيت و آسايش
ويليلم وايت، 1980 موقعيت فضا، شكل فضا، اندازه فضا، مقدار فضاي قابل نشستن عامل آب، باد، درختان ——–
يان گل، 1987 امكان راه رفتن، ايستادن نشستن، امكان تماشا، امكان شنيدن و صحبت كردن، بازي فعاليت و رشد كردن ———- راحتي
پانتروكرمونا، 1997، بعد طراحانه برنامه ريزي كاربري زمين قطعات مجاور جريان حركت پياده ها الگوهاي رفتاري، جريان حركت سواره ها، نفوذ پذيري تداعي معاني فرهنگي،‌خوانايي، ‌منظر عيني شهر، فرم مصنوع، منظر كف ادراك همگاني
فرانسيس تيبالدز، 1988 كاربري مختلط، توجه به نياز همه گروهها، انعطاف پذيري رشد و تغييرات تدريجي، ‌توجه به پياده توجه به مكان پيش از ساختمان ها، قرارگرفتن از گذشته و احترام به بافت موجود و مثياس انساني خوانايي ——-
محمدي، 1387 مناسب بودن پياده روها وجود مبلمان هاي ضروري و احتياري، ‌مهم بودن فضا نظافت و پاكيزيگي مناظر و چشم اندازها نورپردازي مناسب شبانه راحتي
رفيعيان، سيفايي، 1387 ابعاد طراحي و معماري هويت و تصوير ميدان منظر راحتي
كاظمي، 1388 تفكيك خدماتي قلمرو ها

امكانات و تسهيلات

روشنايي و علائم راهنما ——-

 

5- ‌ بررسی ادراکات، ویژگی ها و نیازهای خاص زنان

زنان به عنوان بخش قابل توجهی از ساکنین شهر، حق برخورداری برابر از فضاها و امکانات شهری را دارا هستند و از طرفی به علت درگیری بیشتر زنان با فضاهای شهری، مطابقت آن با نیازهای و ادراکات زنان امری ضروری است. در حالیکه گاه فرهنگ حاکم بر جامعه و همچنین خصوصیات زنانگی مانع از حضور آزادانه آنها در فضا می گردد؛ در این صورت فضا شکل تک جنسیتی به خود می گیرد. جنسیتی شدن فضا زمانی به عنوان یک مشکل مطرح میگردد که بنا به دلایلی یکی از دو جنس(زن/مرد) مجبور به ترک فضا شده و از حق بهره مندی مطلوب از فضای شهری؛ که یکی از حقوق اولیه شهروندی است، محروم گردند. لذا شناخت ویژگی های خاص زنان و بکارگیری نیازهای آنان در طراحی فضاهای عمومی شهر امری غیر قابل اجتناب است.

جامعه شناسان بین جنس و جنسیت تفاوت قائل اند، به گونه ای که جنس بر اساس تفاوت ویژگی های جسمی به وجود می آید؛ در صورتی که جنسیت معرف باورها و رفتارهایی است که مرد و زن بودن را نشان می دهد و مفهوم آن در فرهنگ های گوناگون و طبقات مختلف اجتماعی تغییر پذیر است. در واقع جنس یک واقعیت جسمی و زیست شناختی بوده و جنسیت یک مفهوم اجتماعی است که در ساختار اجتماعی شامل مفاهیم مردانگی و زنانگی در فرآیند اجتماعی شدن افراد است. از اینرو جنسیت مشمول رفتارها، کنش ها و اندیشه های اجتماعی است که فرهنگ حاکم در هر جامعه ای به عهده دو جنس زن و مرد نهاده است(براتی، 1390: 23). همانطور که گفته شد آگاهی از ویژگی های زن و مرد برای طراحی و فراهم کردن محیطی که برای هر دو جنس مطلوب باشد، امری غیر قابل اجتناب به نظر می رسد. برای این منظور لازم است تفاوت های میان آنها را از جنبه های مختلف بنگریم. از این رو ابتدا ویژگی های فیزیولوژیک زنان و مردان را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

5-1- هورمون های جنسی

وجود هورمون های خاص مردانه چون آندروژن و تستوسترون نقش مشخصی در رفتارهای پرخاشگرانه و سایر رفتارهای جنس مذکر دارند. همچنین تاثیر بعضی از هورمون های خاص در رشد ماهیچه ها باعث می شود پسرها از نظر نیروی بدنی قوی تر از دخترها باشند. از طرف دیگر، هورمون های جنسی زنان رسوب چربی را در بعضی از بافت های آنها افزایش می دهد که می تواند در ورزش های استقامتی سخت که برای تولید انرژی، نیاز به چربی دارند کمک موثری به شمار آید(پاکزاد، 1391: 329). پروژسترون دیگر هورمون زنانه ای است، که باعث ایجاد حس صلح طلبی و آرامش در زنان می شود(حسینی، 1379: 222).

 

5-2- ساختمان بدن

علاوه بر هورمون ها بعضی دیگر از تفاوت های زیستی بین زن و مرد از ساختمان بدنی ناشی می شود. این تفاوت ها نیز عامل بسیار مهمی در رشد نقش جنسی و تفاوت های جنسی است. به طور مثال پسرها در پرتاپ کردن توپ و دیسک بهتر از دختران هستند. علت این امر را می توان به قدرت بدنی بیشتر آقایان و تفاوت شکل و ساختار دست آنها با خانم ها ربط داد. در دختران ساعد با بازو زاویه ای تشکیل می دهد که در دست پسران متفاوت است و به آنها قابلیت و توانایی بیشتری برای پرتاب می دهد(پاکزاد، 1391: 329).

 

5-3- ویژگی های مغز

علاوه بر تفاوت ها در هورمون و ساختمان بدن، هر یک از دو نیمکره مغز نیز تاثیر ویژه ای در رفتارها دارد. نیمکره راست اطلاعات فضایی و نیمکره چپ اطلاعات کلامی را در بر می گیرد. از آنجایی که نیمکره راست مغز پسران فعال تر است می توانند در اطلاعات فضایی بهتر از دختران عمل کند. در نتیجه مردان در فعالیت های ذهنی که به تجسم فضایی(مانند تجسم نقشه شناختی و درک موقعیت خود نسبت به آن) بیشتر نیاز داشته باشد، موفق ترند. دختران که نیمکره چپ مغز آنان فعال تر است، در توانایی های کلامی مانند خزانه لغات، خواندن، دریافت و خلاقیت کلامی رشد بیشتری از پسران دارند.

 

6- تفاوت های روانشناختی زنان و مردان

از لحاظ روانشناختی زنان توجه بیشتری به جزییات محیط اطراف خود دارند. به نحوی که حساسیت بیشتر آنها نسبت به صدا باعث می شود تا در مقابل پاسخ به انواع محرک های شنوایی انرژی بیشتری را صرف کنند. از اینرو توجه زیاد آنها به جزییات، سبب می شود تا زنان در اثر موضوعات زیاد، ذهن شلوغی پیدا کنند. به همین علت در هنگام شنیدن صداهای پراکنده محیط زودتر عصبی می شوند و بیشتر به فضاهای کم سر وصدا علاقه مند هستند. با توجه به این ویژگی، محرک هایی نظیر آلودگی صوتی و بصری و انواع بی نظمی های محیطی تاثیر بیشتری بر زنان داشته و آنان را بیشتر آزار می دهد(فریدطهرانی، 1390:21).

در مورد اختلالات روانی، روانشناسان معتقدند که انواع انحراف های جنسی و رفتارهای سادیستیک بیشتر در میان مردان به چشم می خورد و مرتکبان جرایم جنسی بیشتر مردان جوانند. از آن سو اختلالاتی نظیر اضطراب، وحشت زدگی، افسرده خویی و … بیشتر در میان زنان شیوع دارد(حسینی، 1379: 232).

علاوه بر آن حس جهت یابی زنان، چندان قوی نیست و این ضعف گاه باعث ایجاد مشکل برای آنها در خواندن نقشه می شود و امکان گم شدن و سردرگمی زنان در فضاهای عاری از نشانه خاص یا فضاهای ناآشنا را افزایش می دهد(طهرانی، 1390:21).

قابل ذکر است که این مشکلات از طریق آموزش و بالطبع طراحی متناسب با نیازها و ویژگی های زنان قابل رفع است. از طرفی گاه این تفاوت ها به واسطه خصوصیات فردی و شغلی افراد می تواند متغیر باشد.

 

7- تفاوت های جامعه شناختی زنان و مردان

به باور جامعه شناسان تفاوت های زن و مرد، معلول تفاوت رفتاری است که جامعه در مورد آنان پیش می گیرد. دو جنس در اساس با هم تفاوتی ندارند، بلکه اجتماع موجب می شود که آنها گرایش های متفاوتی پیدا کنند و به زمینه های مختلف و رفتارهای متفاوت سوق داده شوند(پاکزاد، 1391: 333).

در همه جای دنیا از آغاز تولد انتظار میرود، دختران(و سپس زنان) جور دیگری رفتار کنند و مسئولیت های متفاوتی را نسبت به پسران(وسپس مردان) بر عهده گیرند. با توجه به تنوعی که در این تفاوت ها به دلایل فرهنگی، تاریخی، سن، طبقه اجتماعی و بسیاری شرایط دیگر وجود دارد؛ اما وجود تفاوت های جنسیتی جهانی است. بسیاری از تفاوت های بین زنان و مردان در جهت گیری و ارتباط آنها با محیط  ظاهر می شود. این تفاوت ها از اجتماع گرایی، پیشرفت و خودشناسی زنان و مردان و گاه از جداسازی ناشی می شود(Karen.A, 2002: 347-349).

جامعه شناسان معتقدند، ما کلیه رفتارها را بسته به نقشی که در اجتماع داریم و در پاسخ به نیازها و خواسته های جامعه در مورد هر جنس می آموزیم. در واقع حین قرارگیری در اجتماع در می یابیم که برای هر جنس، چه رفتارهایی معمول و متداول و چه رفتارهایی ناپسند است. بنابراین ما نقش جنسیتی خود را از هنجارهای اجتماعی که متاثر از فرهنگ، ارزش های مشترک، مذهب و سننی که به تدریج از گذشتگان به ما رسیده است، می آموزیم(پاکزاد، 1391: 333). در ایران ارزش های پدرسالارانه از همان اوان کودکی به تدریج بر نگرش های زنان و مردان در طول زندگی تاثیر می گذارد و به عبارتی دقیق تر هنجارهای جامعه شناختی درباره نقش معمول زن و مرد در بی عدالتی جنسیتی موثر است.

sd

شکل شماره (1): تفاوتهاي زنان و مردان در احساس و ادراك. تهیه کننده: نگارندگان

8- عوامل و موانع حضور زنان در فضاهای شهری

اگر نقش و جایگاه انسان را به عنوان اساس و محور توسعه پذیرفته باشیم، منطقا باید نقش و جایگاه زن را نیز به عنوان نیمی از جمعیت انسانی جوامع شهری پذیرا باشیم. زنان که نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند، همچون مردان باید در این سهم دخیل و شریک باشند. فضاهای شهری به عنوان عرصه عمومی زندگی شهری، از طریق هر دو گروه تجربه می شود و لیکن بررسی ها نشان می دهد که زنان بطور یکسان با مردان از فضای شهری بهره مند نمی شوند(قرایی، 1391: 8). ). با توجه به مواردی که در مورد تفاوت های جسمی و روانی زنان با مردان گفته شد، آن ها نیاز به توجه خاصی دارند تا بتوانند در فضاهای عمومی شهری حضور پیدا کنند؛  از این روست که بر طرف کردن موانع حضور آزادانه و فعالانه آنها در فضاهای شهری و همچنین تقویت عوامل حضور آنها در شهر امری ضروری به نظر می رسد.

بطور کلی می توان محدودیت های موثر بر استفاده زنان از فضاهای شهری را می توان شامل منابع محدود مانند: پول و زمان، احساسات بازدارنده مانند: ترس و استرس، مسئولیت های بازدارنده مانند: کار در منزل و نگهداری از کودکان و همچنین موقعیت ها و هنجارهای محدود کننده اجتماعی مانند: اصول و هنجارهای محدود کننده جنسیتی دانست. البته این محدودیت ها ممکن است با توجه به زمان و مکانی که زنان از فضاهای عمومی استفاده می کنند و یا مدت زمان استفاده، رفتار و تجارب آنها متفاوت باشد(نویدنیا، 1390).

بطور کلی این مقاله عوامل اصلی که در حضور زنان در فضاهایی شهری نقش به سزایی دارد را بصورت زیر دسته بندی می کند:

 

8-1-  مشارکت در تصمیم گیری و برنامه ریزی

زنان در همه سطوح تصمیم سازی مرتبط با شهر، مسکن، برنامه ریزی و طراحی شهری غایب هستند و یا معمولا در انزوا قرار می گیرند. با توجه به سهم اندکی که در مباحث مهم اجتماعی اقتصادی و سیاسی دارند و از سوی دیگر عدم در نظر گرفتن نیاز های ویژه آنها در برنامه ریزی و طراحی شهری، همواره تحت استیلای تصمیم سازان قرار دارند(فرهمندیان، 1387: 109). از این روست که مشارکت آنها در سطوح تصمیم گیری و برنامه ریزی می تواند به بیان نیازها و خواسته های آنان و در نتیجه حضور پررنگ ترشان در فضاهای شهری بیانجامد.

 

8-2-  اختلاط کاربری ها

قوانین منطقه بندی ناشی از تفکرات دوره مدرن، موجب جدا شدن کاربری ها و اسکان از مراکز شهرها شد. علاوه بر آن، این انزوا باعث جدایی زنان از مراکز شهری گردید و دسترسی آسان آنها به فضاهای عمومی شهر را محدود کرد. همه این معضلات ناشی از سیاست های غلط برنامه ریزان شهری بود که در طراحی و برنامه ریزی از بالا به شهر نگریسته بودند و نه از دید زندگی روزانه همه گروه های استفاده کننده. در حاشیه قرار گرفتن زنان بر اثر تولید فضا، به موازات نقش آنها به عنوان هماهنگ کننده های عرصه های متفاوت زندگی و فضاهای منفک شده بوده است. انفکاک کارکردی و مکانی فعالیت ها، این معنا را یافته است که نیازمند کسی برای ایجاد هماهنگی میان این عرصه های زندگی اند(مدنی پور، 1387: 124). برای زنان انتخاب هایی که آنها را قادر سازد تا به راحتی و به نحوی عادلانه به طیف وسیعی از امکانات بالقوه موجود در شهرها دسترسی داشته باشند، موضوعی حیاتی محسوب می گردد(فرهمندیان، 1387: 110). بر این اساس، دسترسی عامل مهم دیگری برای حضور زنان در فضاهای شهری است.

 

8-3-  دسترسی

همانطور که گفته شد علاوه بر اختلاط کاربری ها، عامل دیگری که باعث حضور فعال زنان در فضاهای شهری می گردد؛ دسترسی آسان و متنوع است. زنان بیشتر از مردان به وسایل نقلیه عمومی وابسته بوده و کمتر مالک خودرو شخصی هستند و در کشور ما به دلایل هنجاری و امنیتی از دوچرخه هم استفاده نمی کنند. همچنین بیشتر عابرین پیاده را نیز زنان تشکیل می دهند. به علاوه زنان بیشتر سفرهای زنجیره ای و پیچیده انجام می دهند، تا سفرهای خطی و مشخص(ضابطیان و دیگران، 1387: 51).در نتیجه لزوم توجه به ایجاد دسترسی های مناسب چه از لحاظ کالبدی و چه از لحاظ برنامه ریزی با در نظر گرفتن نیاز های ویژه زنان امری غیر قابل امتناع است.

نتیجه پژوهشی در مورد الگوی حمل و نقل زنان نشان می دهد، زنان چه برای رسیدگی به امور خانه و کودکان و چه برای رسیدن به محل کار، هم چنان مشتریان اصلی وسایل نقلیه عمومی هستند. از این رو با در نظر گرفتن زنان به عنوان اصلی ترین گروه استفاده کننده از وسایل حمل و نقل عمومی، جهت دستیابی به نظام حمل و نقل شهری مطلوب توجه ویژه ای به تامین راه های کوتاه برای دسترسی به خدمات، گسترش عادلانه و هماهنگ وسایل حمل و نقل عمومی و افزایش سطح مطلوبیت در آن برای پاسخگویی به نیازهای همه اقشار جامعه خصوصا زنان و ایجاد امکانات آموزشی، فرهنگی و تفریحی و به ویژه کاری با دسترسی مطلوب ضرورت می یابد(تاجدار، 1387: 36).

 

8-4-  نظم فضایی و کالبدی

از ره آورد جامعه شناسی و روانشناسی، کمالی و همکاران(1388) در مورد عواملی که در هویت بخشی فضا موثرند و باید در مناسب سازی فضای شهری برای حضور زنان در نظر گرفته شود؛ به نظم فضایی و کالبدی اشاره دارند و اضافه می کنند که این موارد به صورت جزئی تر، شامل محصوریت و استفاده از نور، رنگ، ابعاد و مقیاس مناسب می باشد که به جذابیت فضا کمک می کند. بنابراین هنر طراحان محیط در این است که با چیدمان صحیح و استفاده بجای عناصر معماری ضمن به وجود آوردن محیط و منظر مناسب و عملکردی درخور استفاده ساکنین، به مسایل روحی و روانی محیط نیز توجه کافی داشته باشند(کمالی و دیگران، 1386).

 

8-5-  امنیت

از آنجایی که زنان در ترس مداوم از آزار بدنی به سر می برند، فضای شخصی کوچکتری از مردان را دارند. آنها موقعیت های شلوغ و پر استرس را کمتر از مردان انتخاب کرده و محدوده های کوچکتری را نسبت به گروه های مردانه اشغال می کنند(Mozing, 1989: 40). زنان بیشتر از مردان به استرس های محیطی و مزاحمت های شهری مثل سروصدا، شلوغی کثیفی وترافیک حساس اند. آنها ترجیح نمی دهند در فضای شهری در معرض نمایش باشند. به این دلیل که محدوده های روانشناختی و یا شخصی آنان ممکن است در بعضی شرایط راحتتر مورد تجاوز قرار گیرد(همان: 43).

خوانایی به عنوان یکی از زیر مجموعه های امنیت شهری به شمار می رود به نحوی که زنان در فضاهای خوانا احساس امنیت بیشتری دارند. خوانایی اصولا به درجه درک از یک فضا و وضوح آن برمی گردد و اینکه فضای مورد نظر از یک الگوی منسجم برخوردار باشد. وقتی فضایی خوانا است به احساس راحتی و امنیت کمک می کند و برعکس هنگامی که علائم راهنما وجود ندارد و فضا گیج کننده است، احساس امنیت از بین می رود(الیاس زاده مقدم، 1389: 47).

 

9- مطالعات میدانی

همانطور که در بالا به آن اشاره شد، عوامل پنج گانه: مشارکت در تصمیم گیری و برنامه ریزی، امنیت، دسترسی، اختلاط کاربری و نظم فضایی- کالبدی نقش بسزایی در حضور و یا عدم حضور زنان در فضاهای شهری ایفا میکند. به نحوی که تامین این عوامل می توانند زنان را به حضور فعال تر در فضای شهری ترغیب کند. از این رو بر آن شدیم تا عوامل ذکر شده را طی مشاهدات میدانی و مصاحبه در پارک های شیراز که مقیاسی شهری را در بر می گیرد و حضور گروه های مختلف سنی زنان در آن مشاهده می شود؛ به سنجه گذاریم. هدف از این کار شناخت عواملی است که بیشترین تاثیر را بر حضور و انتخاب فضا توسط زنان دارد. به نحوی که بتوان از این شاخصه ها در طراحی و باز طراحی فضاهای عمومی خصوصا پارک ها برای جلب حضور زنان استفاده کرد.

بطور کلی در بررسی الگوهای رفتاری استفاده کنندگان از فضاهای عمومی شهری 2 شیوه اصلی وجود دارد که شامل شیوه مداخله گرانه و غیر مداخله گرانه می باشد. در این پژوهش به روش مشاهده ساده سعی در ثبت رفتارهای زنان به تفکیک قسمت های مختلف این پارکها شده است. به نحوی که در طی یک روز از ساعت 8 صبح الی 8 شب رفتارهای زنان در فضاهای مختلف پارک بوسیله دوربین های مختلف ثبت گردیده است و در یک جمع بندی کلی طیف مختلف فضاهای مورد استفاده زنان بررسی و نوع فعالیت در آن فضا مشخص گردیده است. علاوه بر آن در این مشاهدات فضاهایی که بیشترین و کمترین حضور زنان را در خود جای داده مشخص و علت یابی شده است.

بطور کلی یکی از علل اصلی عدم حضور زنان در بعضی فضاهای پارک و همچنین تعداد مراجعه کم آنها به پارک های شهری شیراز، نبود احساس امنیت بخصوص در بین زنان جوان است. طی مشاهداتی که در پارکها صورت گرفت قسمت هایی از پارک که بیشترین و کمترین حضور زنان را در برمی گیرد مشخص شد سپس از زنان خواسته شد تعداد دفعات مراجعه به پارک، میزان احساس امنیت در پارک و همچنین علل احساس عدم امنیت در قسمت هایی از پارک را اعلام کتتد. نهایتا علل اصلی احساس عدم امنیت در این پارکها بصورت خلاصه در جدول زیر جمع بندی شد.

sw

شکل شماره (2): علل اصلی احساس عدم امنیت زنان در پارک های شیراز. تهیه کننده: نگارندگان

در نهایت پس از بررسی شاخصه های اصلی حضور و عدم حضور زنان برای ایجاد فضاهای عمومی پویا که در برگیرنده حضور تمامی اقشار جامعه علی الخصوص زنان به عنوان نیمی از شهروندان با روحیات و نیازهای خاص پیشنهادات زیر در قالب طراحی و برنامه ریزی فضاهای عمومی شهری ارائه گردید.

 

جدول شماره (2)، راهکارهای طراحی فضاهای شهری متناسب با نیازهای زنان. تهیه کننده: نگارندگان

عنوان توضيحات
تقویت قلمروهای طبیعی به کارگیری مستمر فضاها  به وسیله کاربران از طریق راهکارهای طراحی محیطی

استفاده از تابلوها ، علائم و نشانه های بصری از طریق هنر ارتباط تصویری

افزایش نظارت های طبیعی و گسترش حس مالکیت از طریق نهادهای اجتماعی

بکارگیری استراتژی های بازدارندگی بوسیله ارگان های برنامه ریزی اجتماعی

استفاده از محوطه سازی، حفاظ و نرده در طراحی فضاهای عمومی شهری

کنترل دسترسی استفاده از موانع مسدود کننده مانند دیوارها، حصار و نرده

آگاهی دادن به مردم از مکان ورودی ها و خروجی ها

استفاده از زیرساختهای شهری مناسب مانند پوشش کف، جداره و محوطه سازی  نورپردازی مطلوب و کافی بر دروازه ها، ورودی و نوع سیستم دسترسی

نظارت بر عرصه های عمومی رعایت استانداردهای مبلمان شهری مانند چراغ های روشنایی

ایجاد کاربری های مناسب در فضاهای شهری

التفات به نحوه دسترسی ها به فضاهای عمومی

جای دهی کیوسک های تلفن و روزنامه فروشی یا دکه های سیار در مناطق جرم خیز

امکان دهی به حضور انسان ها با تسهیلات خدماتی

افزایش دید طبیعی با وجود پوشش گیاهی

پرهیز از ایجاد فضاها و کنج های رها شده بدون استفاده

ایجاد دید به فضای شهری از فضای خصوصی و عمومی پیرامون

حمایت از فعالیت های اجتماعی تقویت فعالیت های اجتماعی در پارک به منظور کاهش میزان جرائم

 

10- جمع بندی و نتیجه گیری

همانطور که اشاره شد، 5 شاخصه کلی برای این پژوهش مشخص و مورد بررسی قرار گرفت. امنیت به عنوان مهم ترین عامل حضور، ابعاد مختلف اجتماعی، کالبدی و فرهنگی را در بر می گیرد و بسیاری از عناصری که نقش مهمی در کیفیت کالبدی فضای شهری دارند بر افزایش امنیت محیطی نیز موثر است. در موارد بعدی شاخصه هایی چون نظم فضایی و کالبدی و دسترسی قرار می گیرد که در انتخاب فضا توسط زنان نقش بارزی دارند. از طرفی با توجه به مسئولیت های محوله بر زنان اختلاط کاربری ها نیز بسیار بر حضور زنان موثر است زیر این امکان علاوه بر ایجاد امنیت در فضای شهری باعث دسترسی زنان به طیف متنوعی از خدمات در حالیکه می توانند به همراه فرزنداشان از فضا لذت ببرند را فراهم می کند. لذا معماران و شهرسازان می بایست با شناخت کافی از ویژگی های فیزیولوژیک، جسمی و روحی و نیز نیازهای زنان، با ارتقای طراحی کیفیت محیط برای حضور همه اقشار به ایجاد عدالت اجتماعی، در فضاهای عمومی شهری کمک کنند.

 

مراجع

  1. الیاس زاده مقدم، نصرالدین(1389)؛ «بررسی شاخص های برنامه ریزی شهری موثر در ارتقای امنیت زنان در فضاهای عمومی با رویکرد مشارکتی(نمونه موردی: بخش مرکزی تهران)». نشریه هنرهای زیبا، شماره 44، زمستان 89
  2. براتی، ناصر و محمدعلی سلیمان نژاد(1390)؛ «ادراک محرک ها در محیط کنترل شده و تاثیر جنسیت بر آن»، فصل نامه علمی_پژوهشی باغ نظر، شماره هفدهم، سال هشتم
  3. پاکزاد، جهانشاه و حمیده بزرگ(1391)؛ «الفبای روانشناسی محیط برای طراحان»، تهران: انتشارات آرمانشهر
  • پانتر، جان و کارمونا، متئو، (1997)، «بعد طراحی برنامه ریزی»، مترجمین: سید عبدالهادی دانشپور و رضا بصیری مژدهی، 1390، انتشارات سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران، تهران
  1. تاجدار، وحید و مصطفی اکبری(1387)؛ «زنان و حمکروایی خوب شهری». نشریه جستارهای شهرسازی، شماره25-24، بهار و تابستان 87
  2. تیبالدز، فرانسیس(1387)؛ «شهرسازی شهروندگرا»، ترجمه: محمد احمدی نژاد، تهران: نشر خاک
  3. حبیبی، میترا(1391)؛ «کیفیت و تنوع فعالیت ها تسهیلات در فضاهای عمومی و تاثیر آن بر حضور زنان با تاکید شهر تهران». سمینار زنان و زندگی شهری، 30 آبان- 1 آذر، تهران، ایران
  4. حسینی، هادی(1379)؛ «تفاوت های بیولوژیک زن و مرد؛ بدن، روان و هوش»، کتاب نقد، سال پنجم شماره هفدهم
  5. راست بین، ساجد و دیگران(1391)؛ «رابطه همبستگی بین کیفیت های محیطی و تداوم حیات بشری در عرصه های عمومی(نمونه موردی: جلفای اصفهان)»، مجله باغ نظر، شماره21 ، سال نهم
  6. رضازاده، راضیه و مریم محمدی(1387)؛ «طراحی فضای محله ای با تکیه بر رویکرد عدالت جنسیتی و چهارچوب اصول مراقبتی». نشریه نامه هنر، شماره دوم
  7. رفیعیان، مجتبی و مهسا سیفایی(1384)؛ «فضاهای عمومی شهری؛ بازنگری و ارزیابی کیفی»، مجله هنرهای زیبا ، شماره 23، پاییز 13841
  8. ضابطیان، الهام و مجتبی رفیعیان(1387)؛ «فضای امن شهری با رویکرد جنسیتی». نشریه جستارهای شهرسازی، شماره25-24، بهار و تابستان 87
  9. فرهمندیان، حمیده(1387)؛ «منشور اروپایی زنان در شهر». نشریه جستارهای شهرسازی، شماره25-24، بهار و تابستان 87
  10. فرید طهرانی، سایه، (1390)، «ترس در فضاهای شهری»، انتشارات دانشگاه بهشتی تهران
  11. قرایی، فریبا(1391)؛ «شناسایی عوامل کیفیت محیط با تکیه بر ویژگی های کالبدی و زیبایی شناختی و تاثیر آن بر حضور زنان در فضاهای عمومی شهر». سمینار زنان و زندگی شهری، 30 آبان- 1 آذر، تهران، ایران
  12. کارمونا، متیو و دیگران، (1391)، «مکان های عمومی فضاهای شهری ابعاد گوناگون طراحی شهری»، مترجمان فریبا قرایی، مهشید شکوهی زهرا اهری، اسماعیل صالحی، انتشارات دانشگاه هنر تهران
  13. کاظمی، مهروش(1388)؛ «رویکردی تحلیلی به مقوله جنسیت و تاثیر آن در کیفیت فضا». نشریه هویت شهر، سال سوم، شماره4، بهار و تابستان 88
  14. کمالی، مرادی و غفوری(1386)؛ «طراحی و مناسب سازی فضای شهری برای حضور زنان»، همایش ملی زن و معماری
  15. گلکار، کوروش(1379)؛ «مولفه های سازنده کیفیت طراحی شهری». نشریه علمی پژوهشی صفه، شماره 23
  16. مدنی پور, علی(1387); «طراحی فضای شهری: نگرشی برفرآیند اجتماعی مکانی», مترجم: فرهادمرتضایی,تهران: شرکت پردازش و برنامه ریزی شهر
  17. نوید نیا، مژده(1390)؛ «زنان، هویت و امنیت اجتماعی». نشریه ایران نامه، سال 26، شماره4-3
  18. هدمن، ريچارد و يازوسکي، آندرو. (1370). «مباني طراحي شهري»، ترجمه ي راضيه رضازاده و مصطفي عباس زادگان، تهران: انتشارات دانشگاه علم و صنعت.
  19. A,Frank(2002), Women and environment. Hand book of enviromwntal psychology, Newyork: John Wiley& Sons Inc.