خانواده و موفقیت معماران زن

خانواده و موفقیت معماران زن

hooshang tabriz
خانواده و موفقیت معماران زن
نویسندگان   هوشنگ تبریز 
 

 منتشر شده از : مقالات همایش زن،معماری و شهر 
 

چکیده مقاله

خانواده و تفسیم کار جنسی از موضوعات مورد توجه جامعه‌شناسان فمنیست می باشد. ایشان موقعیت زنان را در خانواده مورد توجه قرار داده و استدلال کرده‌اند تقسیم کار جنسی در خانه که در آن مسئولیت کارهای خانه و بچه‌داری به زنان واگذار شده یک نوع تبعیض جنسی می باشد. چنین تقسیم کاری باعث شده زنان مشاغلی را اختیار کنند که متناسب با وظایف خانگی طراحی شده و همچنان بار اغلب کارهای خانگی را به دوش بکشند. به نظر می رسد مسئولیت‌های خانگی زنان تاثیرات منفی بر موفقیت شغلی آنان می گذارد. در این مقاله رابطه خانواده و موفقیت شغلی زنان از دیدگاه جامعه شناسی مورد بررسی قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و جمع‌آوری اطلاعات به شیوه کتابخانه‌ای بوده است. نتایج حاصل در این پژوهش بیانگر آن است که انجام نقش‌های دوگانه برای زنان شاغل و به خصوص زنان معمار، با توجه به حرفه معماری که نیازمند فداکردن انرژی و وقت زیادی است، موفقیت آنان را دشوار می کند. در پایان مقاله به معرفی تنی چند از مشهورترین معماران زن پرداخته و رابطه کاری ایشان با خانواده بررسی شده است.

 

واژه های کلیدی: خانواده، زنان شاغل، موفقیت شغلی زنان، معماران زن

 

مقدمه:

خانواده برای همه‌ی ما مفهومی آشناست و بیش تر افراد خود را عضو یک یا چند خانواده می‌دانند. جامعه‌شناسان با بررسی خانواده مدعی شده‌اند که این نهاد از نهادهای اصلی و ضروری جامعه است، اما به نظر می رسد تقسیم کار در عرصه خانگی را طبیعی دانسته و به آن توجهی نداشته‌اند. به خلاف آنان، جامعه‌شناسان فمینیست موقعیت زنان در خانواده را مورد توجه قرار داده و استدلال کرده‌اند که خانواده محل عمده‌ی ستم بر زنان امروز است. چراکه در تقسیم کار جنسی از زنان انتظار می رود مسئولیت کارهای خانه و بچه‌داری را به عهده بگیرند و این یعنی اینکه زنان از نظر مالی به مردان وابسته می شوند.(ابوت، 1991، صص 112-121)

اگر بخواهیم در مورد مسائل مربوط به زنان یک دسته‌بندی انجام دهیم، با دو دسته از زنان مواجه خواهیم شد: یکی زنان خانه‌دار و دیگری زنان شاغل. هر کدام از این دو دسته خود به گروه های مختلف تقسیم می شوند. مثلا در میان زنان خانه‌دار گروهی فقط در خانه هستند و کسی آن ها را در صحنه اجتماع نمی بیند یا در بین آنان عده خیلی زیادی محجوب به حیا هستند و به خاطر اعتقادات خود، برای حضور در اجتماع با محدودیت‌هایی مواجه هستند. گروهی دیگر از آنان هم وجود دارند که برای حضور خودشان در اجتماع هیچ محدودیتی قایل نیستند و فراتر از حد معمول و عرف جامعه در اجتماع حضور دارند. در میان زنان شاغل نیز هم زنان شاغل اداری وجود دارند و هم زنانی که با داشتن سطح بالای علمی در جامعه مشغول خدمت هستند.(گلخو، 1386) امروزه اکثریت زنان جوان مایلند که زندگی خانوادگی، ازدواج، بچه و شغل را با هم داشته باشند و برخلاف گذشته که مردان خود را نان‌آور خانواده می‌دانستند و اصرار بر خانه‌نشینی و محدود ساختن زنان به وظایف خانه‌داری و بچه‌داری می کردند. اما امروز بسیاری از آنها بر این باروند که زن و شوهر در مسئولیت‌ها، خانه‌داری، نگهداری از بچه‌ها و نان‌آوری باید مشارکت داشته باشند. مشاغلی که زنان اختیار می کنند اغلب متناسب با وظایف خانگی طراحی شده تا آنان هم چنان بار اغلب کارهای خانگی را به دوش بکشند. انجام همزمان این نقش‌ها و وجود چنین انتظاراتی می تواند خستگی‌های جسمانی و روانی را باعث شود، همچنین موفقیت آنان را با مشکل مواجه کند. شواهد مربوط به آثار منفی این نقش‌های متعارض در سراسر جهان دیده می شود.

مشارکت زنان در اجتماع و در قبال اشتغال، از سویی منبع تامین  درآمداست و از سوی دیگر مشکلاتی را برای آنان فراهم آورده است .

 

تاریخچه اشتغال زنان:

بررسی تاریخچه کارِ زنان ارتباطی پیچیده میان کار در خانه و کار در بازار را آشکار می‌کند. در اروپای پیش صنعتی جداییِ مشخصی میان کار و خانه وجود نداشت. تولید اقتصادی در کارخانه‌ها و ادارات و دیگر مراکزِ کار متمرکز نبود و بیش ترِ مردم در خانه یا نزدیک به آن کار می‌کردند. از جداییِ جنسیتی میان کارِ مولد و کارِ غیرمولد هم خبری نبود. هرچند بعضی وظایف خاص مردان و برخی دیگر مختص زنان شمرده می‌شد ولی همه‌ی کارها در خدمت بقای خانواده بود. اما با انقلاب صنعتی در سده نوزدهم، کارِ مزدی از خانه جدا و به کارخانه‌ها و ادارات و امثال آن منتقل شد. تولید از مصرف جدا شد و کارِ مولد از کار غیرمولد (خانگی) فاصله گرفت و به مرور مردان با اولی و زنان با دومی تداعی شدند. زنان را از اشتغال کنار گذاشتند و “طبیعی” دانسته شد که زن یا دست کم زن متاهل باید در خانه بماند و از فرزندانش مراقبت کند. (ابوت، 1991، ص 174)

آرای گوناگون بسیاری در مورد اینکه چرا جوامع برای کار بر اساس جنس، تفاوت قائل می شوند، وجود دارد. برخی مبادی تقسیم کار بر اساس جنس را بر این اصل قرار می دهند که زنان به طور تاریخی مسئولیت های اصلی مراقبت از کودکان را عهده دار بوده اند. وابستگی کودکان به مراقبت مادران، نوع کاری را که زنان می توانند انجام دهند شکل می دهد (کالینز و همکاران، 1993).

چنان‌که از گزارش مارتین و رابرتز (1984) برمی‌آید اکثریت زنان متاهل در بخش اعظم سالهایی که توانایی اشتغال دارند به فعالیت اقتصادی می‌پردازند. مشاغلی که زنان اختیار می کنند اغلب متناسب با وظایف خانگی طراحی شده تا آنان هم‌چنان بار اغلب کارهای خانگی را به دوش بکشند یعنی از عهده‌ی نقشِ دوگانه برآیند.

 

تئوری تعارض نقش‌ها:

در این نظریه آمده است که جایگاه زنان در علم شاید با مسئولیت‌ها و نقش‌های چندگانه‌ای که از آنها انتظار می‌رود در ارتباط باشد. معمولاُ از زنان تحصیلکرده و شاغل انتظار می‌رود هم مسئولیت و نقش خانه اعم از خانه‌داری، بچه‌آوری و مراقبت از فرزند را به عهده گیرند و هم انتظارات حرفه‌ای را پاسخ دهند و هم مشکلات ناشی از محیط کاری جنسیتی را به گونه‌ای مدیریت نمایند که کمترین صدمه را به فعالیت حرفه‌ای آنان وارد کند. انجام همزمان این نقش‌های سه‌گانه ممکن است به تعارض آنها با یکدیگر منجر شود که از آن به تعارض نقش‌ها تعبیر می‌شود. وجود چنین انتظارات و ایفای چنین نقش‌هایی نه فقط می‌تواند خستگی‌های جسمانی و روانی را باعث شود، بلکه انجام تحقیقات و موفقیت در آنها را نیز به تاخیر می‌اندازد. شواهد مربوط به آثار منفی این نقش‌های متعارض که از آن به عنوان مسئولیت سه‌گانه نیز تعبیر کرده‌اند، در سراسر جهان یافت می شود. (جانعلی‌زاده، 1386: صص 184-185)

موفقیتهای تحصیلی و علمی زنان:

در دوره‌ی بعد از جنگ جهانی دوم، حضور زنان در عرصه علم پررنگ شده و تئوری‌های فمنیستی مطرح شدند. در دهه‌ای که سازمان ملل به عنوان دهه نقش زن در توسعه اعلام کرد (1975-85 م) و بعد از این دهه، رشدِ حضور زنان در عرصه‌های مختلف علمی آشکار بود. (پنیما، 1380، 302-303).

در ایران در سالهای اخیر با افزایش ورود دختران به دانشگاها، ساختار جنسیتی در دانشگاهها تغییر کرده و ساختار ناهمگون جنسیتی به نفع دختران پدید آمده است. آمارها نشان می‌دهند که نسبت دانشجویان زن که در سال تحصیلی 1350-51، 29.7 درصد بوده است، به ویژه از سال 1373 به بعد افزایش یافته و در سال تحصیلی 83-84، این نسبت به 53.9 درصد رسیده است. (قانعی‌راد و خسروخاور، 1385).

در آزمون سراسری سال 1392، نسبت تقریبی 59 درصدی زنان به 41 درصدی داوطلبان مرد در تمام مراحل ثبت نام، حضور در جلسه، انتخاب رشته و قبولی نهایی به چشم می‌خورد.

در رشته معماری نیز همانند بسیاری از رشته‌ها زنان حضوری پررنگ داشته‌اند. آمار پذیرفته‌شدگان در آزمون کارشناسی ارشد مجموعه معماری سال 1389، تعداد زنان 214 نفر و تعداد مردان 154 نفر بوده است.

این افزایش حضور زنان در عرصه علمی در دوره‌های بعد از دانشگاه نیز به وضوح به چشم می خورد. بر اساس آمارها در سال 1392، 9 هزار و841  مهندس زن عضو سازمان نظام مهندسی بوده‌اند که از این تعداد چهار هزار و 838 نفر مهندس معمار می باشند. (پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان، 1392)

 

مشکلات پیش روی زنان تحصیلکرده و شاغل:

علی‌رغم دستاوردهای بسیاری که در سال‌های اخیر در موقعیت زنان در سرتاسر جهان ایجاد شده است هنوز چالش های جدی بر سر راه آن‌ها وجود دارد. برای مثال علی‌رغم اینکه ساختار تحصیل در بسیاری از رشته‌ها زنانه است، ساختار شغلی کاملاً مردانه است و دسترسی زنان به مشاغل سطح بالا یا کاملاً مسدود و یا بسیار محدود است. زنان عمدتاً در مشاغل سطح پایین، کم درآمد و یا نیمه وقت قرار داده می شوند. ( صادقی فصایی، 1386)

بنابر مطالعه انجام شدهانجمن معماران اروپا” اختلاف درآمد یک معمار تمام وقت مرد و زن در حدود چهل درصد است. یعنی یک معمار مرد شاغل در یک دفتر معماری سالیانه 39600 یورو و یک معمار زن هم‌رده وی سالیانه 23436 یورو درآمد دارد. این گزارش ادامه می‌دهد: تنها یک سوم معماران دارای پروانه کار در اروپا  زنان هستند. بیشترین آنها حدود 56% در فرانسه و کمترین تعداد آنها  کمتر از حدود 40% در هلند فعالند. در آمریکا 13/3 %  از معماران دارای پروانه کار زن هستند. در همین کشور حقوق یک مرد معمار شاغل به صورت تمام وقت در دفتر معماری به طور متوسط 83100 دلار در سال و حقوق یک معمار زن هم‌رده وی سالیانه 68200 دلار می‌باشد.(شاهچراغی، 1391) با وجود تعداد برابر دانشجویان زن و مرد در دانشگاههای امریکا، در سال 2011 تنها 21 درصد از جمعیت معماران دارای اجازه ساخت را زنان تشکیل می‌دهند. (megan Jett, 2012)

امکانات زیرساختی برای حمایت از کار کردن زنان یا اصلاً وجود ندارد و یا بسیار محدود است. کار در سازمان‌ها، کاری یکنواخت، خشک و غیر قابل انعطاف می‌باشد به صورتی که با سایر وظایف از جمله بچه‌داری اصطکاک پیدا می‌کند و زنان بابت اشتغال خارج از منزل باید فشارهای مضاعفی را تحمل کنند برای مثال زنان شاغل علاوه بر کار بیرون 35 ساعت به طور متوسط به امور خانه (غیر از بچه‌داری) می‌پردازند در حالیکه این رقم برای مردان شاغل بسیار اندک است. ( صادقی فصایی، 1386)

در یک دسته بندی، عوامل اجتماعی – فرهنگی که در مشکلات پیش روی زنان نقش دارند، به دو دسته کلی عوامل درون و بیرون حوزه و سازمانِ علم قابل تقسیم هستند. از متغیرهای اجتماعی و فرهنگی درون حوزه علم می‌توان به تصورات قالبی و نگرشهای کلیشه‌ای جنسیتی نسبت به توانایی‌های زنان در انجام فعالیت‌های حرفه‌ای خاصه پست‌های مدیریتی (نگرش منفی نسبت به توانایی و شایستگی زنان توسط عاملان علمی)، اعمال تبعیض جنسیتی در دستیابی زنان به موقعیت‌های سازمانی و اندک بودن تعداد زنان در محیط علمی اشاره کرد و از متغیرهای بیرون حوزه علم می‌توان به محدودیت‌های خانوادگی و احساس تعارض هم زمان انجام وظایف خانوادگی و ایفای مسئولیت‌های اجرایی از سوی زنان، همچنین تفاوت انگیزه‌ها، اهداف، علایق و سلیقه‌های زنان و مردان در پذیرش یا عدم پذیرش موقعیت‌های سازمانی نام برد. (جانبعلیزاده چوب بستی، مقیمی و امینی 1387)

از عوامل تاثیر گذار بیرون از سازمان علم بر موفقیت زنان شاغل، محدودیت‌های خانوادگی است که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.

افزایش میزان تحصیلات و اشتغال زنان، از سویی، موجب تضعیف مشروعیت نقش‌های زنان در خانواده سنتی (پدرسالار) می شود، و از سوی دیگر، دشواری هماهنگی نقشهای سنتی با نقش‌های جدید، به بحران هویت زنان منتهی می‌شود.

ساختار سنتی خانواده که عمدتا مبتنی بر تفاوت‌های جنسیتی است در دهه‌های اخیر، بر اثر فرایندهای جدایی ناپذیر و همبسته اشتغال و آگاهی زنان، پرسش برانگیز شده است. تحصیلات عالی و اشتغال زنان موجب کسب ارزش‌ها و نگرش‌ها و برداشت‌های جدید می‌شود.

با وجود آنکه بیشتر زنان تحصیل کرده و شاغل به نقش‌های اجتماعی جدید خود ارج می‌نهند، هویت اجتماعی جدید آن‌ها با موانعی مواجه می‌شود که فرهنگ سنتی و قوانین بر سر راهشان قرار داده است. (ساروخانی و رفعت‌جاه، 1383)

حضور زنان در معماری:

زنان در معماری به عنوان شاغلین حرفه‌ای (یا آماتور)، معلمین و مشتریان، برای قرن‌ها مستند شده است. زمانیکه معماری به عنوان یک حرفه در سال 1857 سازماندهی شد، تعداد زنان در معماری پایین بود. در پایان قرن نوزدهم حضور زنان در کشور فنلاند شروع شد. مدارس معماری مشخصی در اوپا زنان را در برنامه های تحصیلیشان پذیرفتند. تنها در سالهای اخیر زنان حضور برجسته خود را در هزاره سوم با دریافت دو جایزه معماری پریتزکر شروع کردند. با وجود این، علی رغم این واقعیت که حدود 40 درصد از فارغ التحصیلان معماری در جهان غرب را زنان تشکیل می‌دهند اما تخمین زده شده است که تعداد معماران زنی که مجوز کار دارند بیش از 12 درصد نیست. (women in architecture, 2013)

شواهد اندکی مبنی بر این وجود دارد که مردان و زنان در انجام کارهایی که معمولا توسط جنس مخالف آنها صورت می گیرد، ناتوان باشند. مثلا نتایج یک پژوهش تاریخی در زمان جنگ جهانی دوم نشان می دهد، هنگامی که مردان در دسترس نبودند، بسیاری از زنان مشاغلی را که در کل، مردان تا قبل از جنگ انجام می‌دادند، در دست گرفتند. (سفیری، 1388، ص 140) همانطور که میلک من اشاره می کند، مشاغلی که “اساسا  مردانه بود، ناگهان در این دوره، دارای ویژگی زنانه و جاذبه شد” (میلک من، 1987، ص 50)

الهه رادمهر دبیر سابق سازمان نظام مهندسی کشور در مصاحبه با روزنامه همشهری اشاره می‌کند که در حرفه معماری از نظر قانون سازمان نظام مهندسی، تفاوتی وجود ندارد. اما وارد اجتماع که می‌شویم، می‌بینیم که تفاوت نسبتا بارزی وجود دارد؛ یعنی عامه مردم از معمارزن، انتظارات متفاوتی دارند چون فکر می‌کنند آنها کمتر مسئولیت‌پذیرند. با وجودی که تجربه ثابت کرده که زنان معمار دقیق‌تر، حساس‌تر و مسئولیت‌پذیرترند. (همشهری آنلاین، 1386)

 

معماران موفق زن و رابطه کاریشان با خانواده:

معماران زنی که توانسته‌اند به موفقیت‌های چشمگیری در کارشان دست یابند می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. دسته اول زنانی که به تنهایی در حرفه معماری مشغول به کارند و دسته دوم همسران همکار معمار می باشد. که در هر دو گروه زنان توانسته‌اند موفقیت‌های چشمگیری را کسب کنند، البته معمولا شهرت و درخشش و معروفیت در همسران همکار بیشتر برای مردها بوده است و همسرانشون کمتر مورد توجه واقع شده‌اند. در ادامه به معرفی تعدادی از مشهورترین زنان معمار می‌پردازیم و رابطه کاریشان با خانواده را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم.

 

زها حدید1:

زَها حدید از معماران برجسته بریتانیایی (عراقی تبار) در سبک واسازی است. زها حدید اولین زنی است که توانست در سال 2004 جایزه معماری پریتزکر را از آن خود کند. همچنین چندین جایزه دیگر از جمله جایزه استرلینگ در سالهای 2010 و 2011 از جمله افتخارات وی می‌باشد.

در معماری به عنوان یک شغل مشکل آنجاست که لازمه‌اش یک جور پیوستگی و تداوم روند کاری است، چه برای مرد و چه برای زن. معماری فدا کردن صددرصد انرژی و وقت می‌طلبد. این موضوع که به اختلاط زندگی خصوصی و زندگی کاری منجر می شود، حضور در این عرصه را برای زنان دشوار می کند. و شاید مجرد بودن حدید در موفقیت او تاثیر گذار بوده است.

زها حدید در مصاحبه‌ای که با کانال لبنان2 انجام داده بود، دلیل موفقیت

 

  1. Zaha hadid
  2. Lebanese TV

 

خود را کار بسیار سخت و تداوم پیشرفت، بدون توقف دانسته‌اند و به این

موضوع اشاره کرده‌اند که درهم آمیختن زندگی خانوادگی و معماری برای زنان بسار مشکل است.( Rauof, 2007)

 

دنیس اسکات براون1:

معمار، طراح، نویسنده، معلم آمریکایی متولد 1931، و مدیر شرکت ونتوری-اسکات براون و همکاران در فیلادلفیا می باشد.

خانم اسکات براون و همسرش رابرت ونتوری2 از تاثیرگذارترین معماران قرن بیستم می باشند. ایشان به عنوان آغازگران معماری پست مدرنیسم شناخته می‌شوند. (احمدی، 1390، ص 55)

در زمان اهدای جایزه پریتزکر در سال 1991 به رابرت ونتوری، اسکات براون بیش از 22 سال، یکی از شرکای شرکتشان بوده و نقش مهمی در تکامل نظریه های معماری و طراحی در همکاری 30 ساله اش با ونتوری داشته است و همچنین به عنوان همکار نویسنده در کتاب تحول برانگیز “دهه 70 آموختن از لاس و گاس، شناخته شده است. به نظر می رسد که نقش وی به عنوان همسر در برابر عنوان شریک و همکار در انتخاب هیئت داوران پریتزکر، بیشتر به چشم رسیده است این افتخار تنها نصیب همسر وی، ونتوری گشته است. (Shioiri-Clark, 2013)همین موضوع برای خانم لو ونیو3 معمار چینی، همسر و شریک وانگ شو4، برنده جایزه پریتزکر سال 2012 نیز اتفاق افتاد.

 

فرشید موسوی:

فرشید موسوی متولد متولد 1344 در شهر شیراز، معمار و استاد ایرانی علوم معماری مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد آمریکا، از داوران جایزه معماری آقاخان و از جمله کارشناسان سرشناس معماری در جهان به حساب می آید. از افتخارات وی دریافت جایزه شیر طلایی مکان نگاری در سال 2004، دریافت جایزه چارلز نیکس در سال 2005، برنده طرح سینما آزادی تهران و ده‌ها جایزه دیگر اشاره کرد. فرشید موسوی به همراه همسرش الخاندرو زائراپولو شرکت معروف “دفتر معماری خارجی”(FOA)  را در سال 1995 میلادی بنیان نهاد. وی در سال 2011 پس از جدایی از همسرش، بنیاد FMA را راه اندازی نمود. (Farshid Moussavi, Wikipedia)  خانم موسوی با زائرا پولو، در سن 24 سالگی و هنگام تحصیل برای کسب مدرک کارشناسی ارشد معماری در دانشگاه هاروارد آشنا شدند.

آنها پس از فارغ التحصیلی در سال 1991 در دفتر رم کولهاس رتردام همکار

  1. Denise Scott Brown
  2. Robert Venturi
  3. Lu Wenyu
  4. Wang Shu

 

شدند و دو سال بعد با هم ازدواج کردند. ازدواجی که تاثیر منفی‌ای بر موفقیت ایشان نداشت و با راه‌اندازی “دفتر معماری خارجی”  همراه بود.

 

نتیجه گیری:

امروزه زنان در بسیاری از موقعیت‌های حرفه‌ای از جمله حرفه معماری، مشغول به کار هستند و با اکثریت، ورودی به دانشگاه‌ها در رشته‌های مختلف را زنان تشکیل می دهند و به امید ورود به بازار کار تحصیلات خود را به پایان می‌رسانند. زنان می‌خواهند نقش تازه‌ای در جامعه داشته باشند، اما با مشکلی کلیشه‌ای که در جامعه‌شان غالب است یعنی نقش همسری-مادری مواجه هستند.

این مشکل برای زنان معمار با توجه به حرفه‌ی معماری که با کار همه ساعته مواجه هستند، دو چندان می شود. تعداد کمی از زنان می‌توانند هر دو کار را همزمان انجام دهند و این شرایط در صورت داشتن یک شریک و یا سرپرست دیگر برای نگهداری از فرزندان نیز به وجود خواهد آمد. دلیلی که باعث مجرد ماندن خانم زها حدید اولین زن موفق به دریافت جایزه معماری پریتزکر شده است.

علاوه بر مشکلات خانوادگی، زنان با مشکلات دیگری همچون تبعیض جنسیتی در محل کار نیز مواجه هستند. همچنان که دنیس اسکات براون از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های پست مدرنیسم در معماری گفته: “تعداد زنانی که وارد رشته معماری می‌شوند در گام‌های اول به اندازه مردان است، اما به مرور زمان و حین بالا رفتن از نردبان ترقی در این حرفه سقف شیشه‌ای ضربات عمیقی بر حضور زنان در این حرفه می زند.” اما علی رغم تمامی این مشکلات معماران زن بسیاری را می توان نام برد که علاوه بر تشکیل خانواده، توانسته‌اند به موفقیت های چشمگیری دست یابند که از شاخص‌ترین آنها می توان به همسران همکار معمار اشاره کرد. از این دسته می توان دنیس اسکات براون، لو ونیو، فرشید موسوی و … را نام برد که در این مقاله مختصرا به زندگی و حرفه آنها پرداخته شد.

رویکرد و سیاستی که بیشتر در کشورهای صنعتی پیشرفته (به ویژه اروپا) برای رفع نابرابری و تبعیض علیه زنان پیگیری شده، فردیت بخشیدن به حقوق زنان است. در این رویکرد تلاش می‌شود زنان مستقل از مردان از حقوق و مزایای تامین اجتماعی بهره‌مند شوند. علاوه بر این برای کاستن از مسئولیت‌های خانوادگی زنان و انطباق آنان با شرایط بازار رسمی براین است که از یک طرف مردان نیز در خانواده مسئولیت‌های بیشتری را برعهده گیرند تا زنان برای حضور موثرتر در بازار کار فرصت بیشتری در اختیار داشته باشند و از سوی دیگر انطباق شرایط و نوع کار با مسئولیت‌های خانوادگی مورد توجه قرار می‌گیرد. (جباری، 1382)

 

 

 

 

مراجع


  1. ابوت پاملا و کلر والاس، 1991، جامعه‌شناسی زنان، ترجمه منیژه نجم عراقی، چاپ پنجم، 1387 تهران، نشر نی.
  2. احمدی مهدیه، وحید افشین‌مهر و حمیدرضا عامری سیاهویی، 1390، آشنایی با معماری معاصر، انتشارات دانشگاه پیام نور.
  3. پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان، 1392، 9 هزار زن عضو سازمان نظام مهندسی تهران هستند/ فعالیت 4800 زن معمار، 30 مرداد 1392.
  4. پنیما جی و ام آبیر، 1380، زنان و پژوهشهای علمی نو، یک بررسی تاریخی، ترجمه: زهرا کسمتی، راهبرد، شماره 21 پاییز، 30.1-312.
  5. جانبعلی‌زاده چوب‌بستی حیدر، اعظم مقیمی و مجید امینی، 1387، تبیین جامعه شناختی جایگاه حرفه‌ای زنان دانشگاهی (مطالعه موردی: زنان هیئت علمی دانشگاه اصفهان)، فصل‌نامه پژوهش زنان، دوره 6، شماره 2، تابستان 1387، صص 47-77.
  6. جانعلی‌زاده حیدر، 1386، تحلیلی بر جایگاه زنان در انجمن های علمی و تخصصی نخبه، فصل‌نامه پژوهش زنان، شماره 1، بهار و تابستان، صص 173-199.
  7. جباری حبیب، 1382، نگرشی جنسیتی به تامین اجتماعی، فصل‌نامه پژوهش زنان، دوره 1، شماره 6، تابستان 1382، صص 81-108.
  8. ساروخانی باقر و مریم رفعت‌جاه، 1383، عوامل جامعه شناختی موثر در بازتعریف هویت اجتماعی زنان، فصل‌نامه پژوهش زنان، دوره 2، شماره 1، صص 71-91.
  9. سفیری خدیجه و سارا ایمانیان، 1388، جامعه‌شناسی زنان، انتشارات جامعه شناسان، 1388.
  10. شاهچراغی آزاده، 1391، سفرنامه، شماره دوازده، وبلاگ رسمی دکتر آزاده شاهچراغی.
  11. صادقی فسائی سهیلا، 1386، چالش‌های پیش روی زنان، مجله حوراء، شماره 25، مرداد-آبان 1386، ص 32.
  12. گلخو شکوفه، 1386، افزایش آگاهی هر دو جنس، مجله حوراء، شماره 25، مرداد-آبان 1386، ص 32.
  13. همشهری آنلاین، 1386، معماری زنان/ هنرمندانه‌تر از مردان، بخش مسکن/ ساخت و ساز، یکشنبه 9 دی 1386.
  14. Collins, Randall, chafetz, janet Saltzman, Blumberg, rae lesser, Coltrane, scott, and turner, jonathan H. 1993 “Toward an integrated theory of gender stratification.
  15. Farshid Moussavi, 2013. English Wikipedia. Revision 26 december 2013.
  16. Shioiri-Clark Maika and John Cary. 2013. We need women desingning buildings. Special to CNN. May 4, 2013.
  17. Martin, J. and Roberts, C. (1984) Women and Employment: a lifetime perspective, London: HMSO.
  18. Megan Jett. 2012, Association for women in Architecture, Architects journal, www.architectsjournal.co.uk.
  19. Milkman, Ruth. 1987. “Gender at work: The Dynamics of Job Segregation by sex during Wold War” 11, Urbana, IL:University of Illinois Press.
  20. Rauof Tara A. 2007, ZAHA HADID: Commands the Architecture Does she remember her roots?, History of Architecture thesis AR3Auh25, Faculty of Architecture August 2007.
  21. Women in Architecture. 2013. English Wikipedia. Revision 14 december 2013.