مناسب سازی فضاهای شهری در راستای ارتقای سطح زندگی روزمره زنان

مناسب سازی فضاهای شهری در راستای ارتقای سطح زندگی روزمره زنان

azin haji ahmadi
مناسب سازی فضاهای شهری در راستای ارتقای سطح زندگی روزمره زنان

نمونه موردی:  محله گلستان پونک

نوشـــــــــــته ی :     آذين حاجی احمدی همدانی
 منتشر شده از : مقالات همایش زن،معماری و شهر 

چکيده

فضای شهری فقط دارای ابعاد کالبدی نيست؛ بلکه دارای جنبه های اجتماعی و نمادينی است که خصوصاً به روابط جنسيتی موجود در ساختار اجتماعی وابسته است. طراحان شهري لازم است به منظور تسهيل اشكال خاصي از روابط فرهنگي و اجتماعي، «فضاهاي كالبدي» را سازمان دهند و فضاها را براي استخراج معيارهاي اجتماعي و فرهنگي، طراحي و مناسب سازی کنند.

از آنجايی كه جوامع انسانی را مجموعه زنان و مردان تشكيل مي دهند، لذا پرداختن به اين بخش جامعه از جايگاه ويژه اي برخوردار است. متاسفانه نقش زنان در خدمت به کيفيت زندگی شهری به عنوان عاملين فعال در مفصل بين عرصه های زندگی و فضاهای منفک شده نظير خانه و اجتماع به درستی شناخته نشده،  و نيازهای فضايی آنان ناديده گرفته شده است.

مساله اين است که با وجود فضاهای عمومی با کيفيت نه چندان مناسب برای همه شهروندان، ميزان استفاده زنان و حضورفعال آنان در فضای شهری بسيار کمتر از مردان است. حتی در صورت وجود فضای شهری مناسب شانس استفاده از فضای شهری برای اين گروه محدود می شود. وجود جنسيت، خواه ناخواه تفاوت هايی را ايجاد می کند، اين تفاوت در نيازها و متعاقب آن در رفتار ها نمود پيدا می کند که موجب به وجود آمدن فعاليت های مختلف شده و اين فعاليت ها به کالبد مناسب خود محتاج است. هدف طراحی شهری در خلق فضای شهری مناسب برای همه، از طريق شناخت نيازهای کيفی و فضايی زندگی در شهر برای زنان، در جهت ارتقا کيفيت زندگی و ايجاد بستری مناسب برای زندگی فعال شهری، ضرورت می يابد.

هدف از اين پژوهش، ايجاد فضاهاي خاص زنان در مقابل مردان نيست، بلكه محيطي است خانوادگي كه هركدام از اين دو جنسيت به همراه فرزندان شان بتوانند در آن رشد كرده و شخصيت شهروندي خود را شكوفا كنند.

واژه های کليدی:

فضاهای شهری، زندگی روزمره، نيازهای زنان، حضور، فعاليت ونحوه ی استفاده از فضا.

 

1.     مقدمه

اين مقاله در جهت مناسب سازی فضاهای شهری برای زندگی روزمره زنان به مطالعه نيازها، شناخت رفتارها و فعاليت های زنان و همينطور ميزان استفاده آنها از فضای شهری می پردازد.

بدين منظور بعد از بررسی تعاريف مفاهيم پايه فضاهای شهری و جايگاه جنسيت در رابطه با آن، به محدوديت های زنان و همچنين علايق آنها در زندگی روزمره و عرصه عمومی پرداخته شده است. در ادامه با جمع آوری و استنتاج گفته های نظريه پردازان مربوطه و تکنيک شاخص سازی، معيارهايی را برای مناسب سازی فضاهای شهری جهت ارتقای سطح زندگی روزمره زنان استخراج شده است. سپس از طريق مصاحبه و توزيع پرسش نامه هايی در ميان استفاده کنندگان فضای شهری محله مورد مطالعه و تحليل آماری مناسب، رابطه بين متغيرهاي وابسته و مستقل استخراج شده است. سنجش نيازهای زنان، ميزان حضور، نوع فعاليت ها، نحوه استفاده از فضای شهری و ميزان مطلوبيتوعلايق آنان از فضاهاي شهري موجود از جمله موارد بررسی شده در اين مقاله است. در نهايت نتايج پژوهش با توجه به معيارهای شناخته شده موثر و ابعاد طراحی شهری انتخاب شده در راستای هدف ارتقای کيفی سطح زندگی زنان منتج به ارائه ماتريس ساختار راهنمای طراحی شهریمناسب با زندگی زنان، شده است. لذا با توجه به ساختار ارائه شده می توان ضوابط، توصيه ها و رهنمود هايی برای مناسب سازی فضاهای عمومی در نظرگرفت که در راهبرد رسيدن به هدف که افزايش حضور زنان، فعال تر شدن آنها در عرصه های عمومی و ميزان استفاده آنها از فضاهای شهری مورد علاقه ايشان است، تاثيرگذارباشد.

در نهايت راهکارها و پيشنهاداتي جهت بهينه سازي فضاهای شهری در محدوده محله پونک به عنوان يک محله با ساکنين با سطح زندگی متوسط ارائه انتخاب شده که عموماً در بسياری از محله های شهری امروز با مشکلات و مسائلی مشابه روبروست و می تواند در جهت بسط پيشنهادات برای اکثر عرصه های عمومی نظير محله پونک در نظر گرفته شود.

 

  1. جايگاه جنسيت در فضای شهری

 

از آنجا که هيچ جنبه ای از زندگی کاملاً زنانه يا مردانه نيست، جهانی که در آن جدايی جنسی به افراط گرايد، باعث تحريف واقعيت و تحکيم و دوام اين تحريف می شود(کريستوفر الکساندر, 1378, 105). بنابراين تا‌زماني ‌كه هر‌ اجتماع عضوهاي خود را با مدلهاي جنسيتي بپذيرد, در‌حقيقت جنسيت د‌رمقابل بسياري از مدلهاي مذكر/مونث به‌ عنوان قسمتي از روند زندگي، با ‌آن مغايرت دارد(Cuthbert,2006:128). فضای شهری صحنه ای است که نقش جنسيت در آن حک شده، تدوين شده و نيز شکافته شده است (127 :2006،Rennie Short). در واقع فضای شهری مشتمل بر دو فضای اجتماعی و فيزيکی می شود. به تعبير گاتمن محيط مصنوع يک سخت افزار است که در درون آن، نظام اجتماعی به مثابه يک نرم افزار عمل می کند(مدنی پور، 1379: 48).

لذا در طراحی فضاهای شهری توجه صرف به ايجاد تعادل بين فضاهای پر و خالی در بافت شهری, نيازهای فضايی جامعه را مرتفع نمی کند, بلکه اهميت به ابعاد اجتماعی و عملکردی آن ضرورت ويژه ايی دارد.

طراحی و آرايش فضاهای شهری، تقسيم جنسی کار را تقويت می کند. واژه شهر «دست ساز بشر[i]» حاکی از آن است که ساختار اجتماعی فضای شهری با سمت گيری جنسيتی طراحی شده است. به طوری که اليزابت ويلسون[ii](1991) خواسته های مردانه برای کنترل اختلال و بی نظمی، و به خصوص نياز مردان برای کنترل «موقعيت» زنان را دلايل طراحی غير منصفانه شهرها می داند (:128 2006، Rennie Short).

به طور خلاصه، اگر از يک ديدگاه مردم شناسانه و جغرافيايی، فضا به صورت اجتماعی و فرهنگی توليد می شود، مناسبات جنسيتی نيز، به طور اجتماعی و فرهنگی و فضايی ساخته می شوند. برای تغيير اين تصور غلط که فقط خانه به زنان اختصاص دارد، بايد به فکر مناسب سازی فضاهای شهری برای نيازهای عمومی زنان بود.

اين التزام در گذشته تاريخی ايران نيز در نظر گرفته شده است، به طوری که شاه عباس پس از ساخت خيابان چهارباغ، روزهايی را به عنوان قرق زنانه، در اين خيابان و باغ های اطراف آن در نظر گرفته بود. از گذشته محل تجمع زنان در حسينيه ها، تکيه ها، هشتی خانه ها تشکيل می شده؛ بنابراين امروزه با توجه به حضور بيشتر زنان در فضاهای اجتماعی، ضرورت مناسب سازی فضاهای عمومی و اجتماعی مورد علاقه زنان در جامعه بيشتر حس می شود(خلاصه مقالات همايش زنان معمار ايرانی،1387: 63).

لذا ايجاد فضاهاي شهري مناسب و پاسخگو به نيازهاي زنان و روابط بين محيط و فعاليت ها در زندگي روزمره، چگونگی و ميزان فرصت های استفاده از فضاهای شهری موجود و حضور پررنگ تر آنها در فضای شهری اهميت می يابد. تا بتوان با هدف خلق فضاهاي عمومي مناسب، در جهت ارتقاي كيفيت زندگي و ايجاد بستري مناسب براي زندگي فعال شهري عمل كند كه در آن زن و مرد فارغ از جنسيت به عنوان يک فرد در جامعه انسانی بتوانند فرصت های مساوی در استفاده از فضای عمومی شهری را بدست آورند.

 

  1. نيازهای زنان در فضای شهری و عوامل موثر بر آن

 

از آنجا که جنسيت، به خودی خود يک موضوع اجتماعی_ روانشناختی است، به نظر می رسد برخی از ابعاد کيفی طراحی شهری در ارتباط با آن، بايد بيشتر مورد توجه قرارگيرد. از جمله می توان به ابعاد نيازهای انسان در فضای شهری اشاره کرد. اين اعتقاد وجود دارد که بدون توجه به اين نيازها، فضا می تواند صدمات فيزيولوژی و روانی به انسان وارد کند (فرانک فرزانه ,1386, 3).

آبراهام مازلو، روانشناس انسان گرای معاصر، فارغ از جنسيت نيازهای انسان را به پنج گروه تقسيم می­کند که تشکيل يک سلسله مراتب می­دهد. اين نيازها از لحاظ اهميت به ترتيب زير می­باشد:

  • نيازهای فيزيولوژيکی؛ شامل نياز به غذا، آب، هوا، خواب و جنس مخالف
  • نيازهای ايمنی؛ شامل نياز به امنيت، ثبات، نظم و رهايی از ترس و اضطراب
  • نيازهای عشق و تعلق؛ که از طريق ارتباط شخصی با ديگر مردمان برآورده می­شود( تعاملات اجتماعی)
  • نيازهای حرمت؛ شامل نياز به عزت نفس و احترام از سوی خود و ديگران

نکته ديگر اين که انسان در يک زمان به وسيله همه نيازها به پيش رانده نمی شود. در يک زمان تنها يک نياز غالب است. اين که کدام نياز باشد، بستگی به اين دارد که کدام يک يا کدام دسته از نيازهای ديگر قبلاً ارضا شده باشند( کريمی, 1374: 156).

اما هر انسان بسته به جنس، نژاد، طبقه اجتماعی، شرايط محيطی، فرهنگ، عوامل اقتصادی و …، بخش و ميزان متفاوتی از اين سلسله مراتب برايش اهميت بيشتری خواهد داشت. از جمله اين نياز ها، دغدغه ها و مسائلی است که برای گروه اجتماعی زنان در برخورد با عرصه عمومی در زندگی روزمره وجود دارد.

زنان به دليل ظرافت و قدرت جسمی کمتری که نسبت به مردها دارند، آسيب­پذيرتر هستند و بيشتر از سوی محيط (فيزيکی و اجتماعی) مورد تهديد واقع می شوند. بدين ترتيب فضای شهری آن هيجانی را که برای مردان دارد، برای زنان ندارد و حتی می­تواند جايی باشد ترسناک­تر و بيگانه­تر، و به اين دليل است که اليزابت ويلسون (1991) با نارضايتی به ما خاطر نشان می­سازد که “بسياری از نويسندگان فمنيست، ضد شهر هستند(مدنی پور، 1379، 124).” زنان غالباً هنگامی که در محيط شهری قرار می­گيرند، بيم اين را دارند که در موقعيت  دزدی يا آزار بدنی قرار گيرند و آن احساس آرامشی را که لازم است ندارند (Day, 1994; Haskell & Randall, 1998/1999; Keane, 1998; Pain, 1991; Valentine, 1989).

به اين ترتيب به نظر می­آيد اساسی­ترين نياز اين گروه از جامعه “امنيت” است؛ البته اين بدان معنا نيست که ساير اعضای جامعه به اين مقوله بی­نيازهستند، بلکه اهميت اين موضوع برای زنان به عنوان پشتوانه­ای برای حضور در اجتماع به شمار می­رود(بيسادی,1387). بديهی است که در سلسله مراتب نيازها، مرتبه دوم از نيازها که به ايمنی و امنيت توجه دارد برای زنان به نسبت مردان، اهميت بيشتری دارد. بدين معنی که در اين سطح از نيازها زن ومرد مشترک هستند اما ميزان برآورده شدن اين نياز برای زنان از اهميت و ضرورت بيشتری برخوردار است. پس می توان گفت که زنان و مردان در ترتيب برآورده شدن نيازها يکسان بوده اما ميزان و سطح ارضای نياز برای اين دو گروه متفاوت است.

در سلسله مراتب نيازهای مازلو، نياز به برقراری تعاملات اجتماعی، در مرتبه سوم و تحت عنوان “نيازهای تعلق داشتن و عشق” مطرح ­شده است. اين مرتبه را می­توان اولين مرحله از نيازهای سطح بالاتر انسان تلقی کرد که به نوعی پايه و اساس نيازهای عالی انسان به شمار می­رود. در اين مرحله شخص به شدت غياب دوستان، همسر يا فرزندان را احساس می کند و علاقه­مند به برقراری روابط با مردم و داشتن جايگاهی در گروه يا خانواده­اش خواهد بود، و برای زنان به دليل عواملی نظير اخلاق مراقبتی و احساس مسئوليت در قبال خانه و فرزندان اهميت اين نياز دو چندان می شود.

لذا نياز به محيط اجتماعی از يک طرف و تهديد های ناشی از آن از طرف ديگر نياز زنان به حضور در فضاهای شهری است تا در عين حال که امکان تطابق با وضعيت کلی اجتماع را دارا باشد، می بايد خصيصه های لازم جهت پوشش دادن نيازهای گروه های خاص جنسی، سنی، جسمانی، و… را نيز داشته باشد.

 

  1. حضور زنان در عرصه عمومی

 

هر اجتماع زيستی متشکل از گروه های مختلف جنسی، سنی، قومی، مذهبی و… است که ممکن است اين اعضا به طور هم زمان و از روی اتفاق در يک فضای عمومی واحد حضور يابند، حتی اگر که آن فضا نتواند نيازهای متفاوت اين گروه ها را به يک اندازه و در يک سطح برآورده سازد(ابراهيم نيا، رسولی، زنديه،1387: 22).

علی رغم حضور زنان در عرصه های مختلف، همچنان موانع و محدوديت های بسياری در اين زمينه به چشم می خورد.زنان همچون فقيران، سالخوردگان و اقليت هاي قومي، خطري براي نظام پيش ساخته و تحميل شده بر شهرها محسوب مي شده اند( ابراهيم نيا، رسولی، زنديه،1378 :22).

براي مثال اليزابت ويلسون(١٩٩١) در پي يافتن اين حقيقت است كه چگونه شكل شهرهاي معاصر توسط فرضياتي ناآشكار درباره زنان، نقش و جايگاه شان در فضاي شهري تعيين شده است. او برنامه ريزي شهري در قرن ١٩ را، مبارزه اي سازمان يافته براي حذف زنان، كو دكان، طبقات كارگر و فقرا مي داند. اين جنبه از رابطه مردان و زنان، كه تقلايي فرسايشي ميان نظم مردان و بي نظمي زنانه است در قلب زندگي شهري جاي گرفته است(سيفايی, 1385, 50).

حضور زنان در فضاهای بيرونی و خارج از خانه با اشتغال در جامعه صنعتی اتفاق می افتد و بدين ترتيب لزوم حضور آنها در قلمرو گسترده تری رخ می دهد. کار و همکاران در کتاب فضاهای عمومی، حضور را در ابعاد نيازهای انسان در فضاهای شهری به دو حالت توصيف می کند: حضور غيرفعال در فضا[iii] و حضور فعال در فضا[iv] . عمده ترين شکل حضور  منفعل حالتی است که فرد محيط را تماشا می کند ولی حرف نمی زند و کار خاصی انجام نمی دهد.در فضای باز شهرهای ايرانی تماشای معرکه گيران يک حضور منفعل در فضاست که عمدتاً فضاهای مردانه است و اثری از زنان در اطراف ديده نمی شود. ولی شايد يکی از درگيری های غير فعال برای اکثر زنان، فقط از پشت ويترين، کالاهای عرضه شده را تماشا کردن[v] باشد؛ که نوعی وقت گذرانی به حساب آمده و حتی می تواند بدون آن که تعاملی در فضا داشته باشد، درون فضای عمومی حضور پيدا کرده و به تماشای ويترين مغازه ها پرداخته که برای اکثر زنان يک امری پرطرفدار به حساب می آيد(Carr et al.,1992:103).

حضور فعال شامل تجربه هر چه مستقيم تر با يک مکان و مردم درون آن است. کار و همکاران در1992 به اين مطلب اشاره کرده که بعضی از مردم به تماشای مردم بسنده کرده و احساس رضايت و خشنودی پيدا می کنند؛ و بعضی خواهان برخورد بيشتری خواه با دوستان، آشنايان و حتی غريبه ها هستند(گهل، 1996: 19).

با توجه به مسائل مطرح شده عواملی حضور زنان را در عرصه های عمومی مستقيم و غير مستقيم اثر گذاربوده و در اغلب موارد اين گروه اجتماعی را  محدود می کنند.

  • محدوديت های زنان در فضاهای عمومی در خصوص مراقبت از ديگران غالباً در حال افزايش است. بيشتر رفتارها و توجهات زنان در فضاهای عمومی مربوط به توجه به فرزند، همسر، دوستان و خانواده است.(اصول اخلاق مراقبتی) (رضازاده و محمدی،1387: 64).

در قلمرو عمومی هم موانع فيزيکی و هم فرهنگی، حضور زنان را – به خصوص با کودکان- با مشکل مواجه می کند؛ مفهوم ضمنی قضيه آن است که مادران و کودکان بايد در خانه باشند، جايی که به آن تعلق دارند (فرزانه، 1385: 2). زنان، کودکان را به دنيا می آورند و پرورش می دهند، درماندگی کودک انسانی ايجاب می کند که مراقبت اوليه شديد و طولانی باشد. ضرورت فيزيکی اوليه که مادران بايد کودکانشان را به دنيا آورده و پرورشی که زنان در تمام فرهنگ ها می پذيرند می انجامد. در اين ميان گروه های شاغل زنان هم با مشکلات زياد تری مواجه هستند، عدم توجه به نيازها و خدمات مورد نياز و محدوديت های زمانی آنها، بر فشار مسئوليت های مراقبتی شان می افزايد(فرزانه، 1385: 19).

از ديد بسياری از محققان عامل ترس، مهم ترين عامل حضور نيافتن زنان در فضاهای شهری است، تا آنجا که برخی از محققان با بررسی ترس از آزار جنسی در فضاهای عمومی شهری، معتقد به عدم مشموليت زنان[vi] در فضاهای شهری هستند. عامل ترس با توجه به ديدگاه مراقبتی[vii]، مواردی مانند ترس از جنايت، دزدی، دزديده شدن کودکان و… هم شامل می شود(رضازاده و محمدی،1387: 65). مطالعات مختلف نشان می دهد که زنان ترجيح می دهند که به” يک استراتژی اجتنابی[viii]” پناه برند، به طور مثال دوری جستن از مکان های مشکل زا، يا موقعيت های خطرناک. به همين دليل زنان از رفتن وحضور در بعضی فضاهای مشخص خودداری می کنند(churchman et. al, 1997).

  • زمانی که زنان در جايی که مردم با آنها متفاوت بوده تنها هستند، گويی از فضا دور می مانند؛ هرچند که همه مردم لزوماً نبايد مثل آنها باشند(Franck&paxson1989). بديهی است، نوع افرادی که در يک فضا، خصوصيات مکانی را شکل می دهند بر روی ترجيحات زنان در انتخاب فضا تاثير گذار است (Franck& paxson,1989). از طرفی زنان اشتياق بيشتری به حضور و فعاليت در ميان گروه هم جنس خود و در کنار زنان ديگر نشان می دهند. بنابراين در جمع بودن، ترس و تهديد را نيز کاهش می دهد. اکثريت نظريه پردازان معتقد هستند که زنان در ميان جمع به راحتی مورد تهديد واقع نمی شوند (Marion Roberts,1998).
  • يکی ديگر از عوامل تاثير گذار شرايط کالبدی فضا است. فضای مناسب تمايل به حضور را افزايش داده، تمامی ابعاد فضای شهری انسانی-کالبدی را مورد توجه قرار می دهد(گهل، 1987: 25). فرايندی که بعضی محرک های خارجی باعث پيوند ميان مردم و ترغيب قريبه ها به صحبت با قريبه های ديگر می شود؛ گو اين که همديگر را می شناسند.در فضاهای شهری، چيدمان المانها و مبلمان شهری مختلف نظير، نيمکت ها، تلفن های عمومی، آبنماها، مجسمه ها و تنديس ها، چرخ های فروش اغذيه، می تواند موجب تعامل اجتماعی قوی تر و يا ضعيف تر شود (Carmona, M. Heath, T. Oc, T. Tiesdell, S. 2005:128).

 

  1. عوامل موثر بر فعاليت زنان در فضاهای عمومی شهر

 

اکثر تئوری های شهری پيشين بر فعاليت های مردان برای مسامحه در فعاليت زنان (که ناشی از تبعيض مردانه ناظرين می باشد) متمرکز شده است. بطور علمی، نظير بسياری از حرفه های ديگر، زنان تحت حمايت اند[ix]( 126: 2006، Rennie Short).

فعاليت ها اساس ساختار يك فضا هستند. اين كه كاري براي انجام دادن وجود داشته باشد، باعث مي شود كه افراد دليلي براي وارد شدن به فضا و خروج از آن داشته باشند. بنابراين حضور شرط لازم برای انجام فعاليت در فضای شهری قلمداد می شود. از طرفی وجود مردم و فعاليت های ديگران، باعث جذب يا دفع فعاليت افراد ديگر می گردد(پاکراد, 1385: 41).

لذا وجود فضاهايی که مخصوص يک گروه اجتماعی به نظر می رسد و يا گروه خاصی از اجتماع درآن بيشتر فعاليت می کند مانند قهوه خانه ها، بعضی از راسته بازارها و اصناف مردانه نظير لوازم اسپرت ماشين و…، پاتوق های جوانان و پسرهای نوجوان باعث اشرافيت هرچه بيشتر آنها به فضا شده، بستر را برای انجام فعاليت زنان محدود می کند.

زنان مشارکت در فعاليت هايی که در آن احساسامنيت نداشته باشند را ترجيح نمی دهند. آنها از پيوستن به فعاليت هايی که در عصر اتفاق می افتد، خودداری کرده و با مشاغلی که حضور آنها با خطر مواجه شود، مخالفت ورزيده و حتی در کارهای اجتماعی که در مکان های مردانه اتفاق می افتد، شرکت نخواهند کرد(Franck&paxson1989).

همچنين، آن ها برای اطمينان از امنيت شخصی، از استفاده از حمل و نقل عمومی و يا پياده روی خودداری کرده، استفاده از ماشين شخصی خود را ترجيح می دهند. آنها از رفتن سينما به تنهايی اجتناب کرده و يا از انجام دادن تمرينات ورزشی در فضای بيرونی مثل دويدن و پياده روی امتناع می کنند. اکثر زنان ترجيح می دهند فعاليت های خود را در فضاهای عمومی در طول مدت نهار و يا بعد از کار انجام دهند(Gordon et al, 1981; in Franck & Paxson, 1989). آن ها از فعاليت هايی که امنيت فردی شان را به خطر بی اندازد، احتراز می کنند. اين موضوع بر زندگی روزمره آنها تاثير گذاشته و دامنه و تنوع فعاليت های زنان را محدود می کند(Churchman et. al,1997). ترس تعيين کننده فعاليت هايی است که زنان در آن شرکت می کنند، به قسمی که، مکان و زمان، و تاثيرات توانايی زنان در برابر عملکرد شهر به عنوان شهروندان با حقوق برابر به حساب می آيند(churchman,1999; kallus,1999).

عامل زمان فعاليت و مکان انجام آن نيز از اهميت بالايی برخوردار است به طوری که با احساس امنيت مرتبط بوده و بخصوص برای زنان در انتخاب و انجام فعاليت تاثيرمستقيم می گذارد(Franck&paxson1989). در مورد اکثر فعاليت ها انتخاب مکان بسته به نظر فاعل است و هرچند اين نظر بهترين انتخاب نباشد، فعاليت انجام می گيرد. همينطور بيشتر مردان نسبت به زنان در مکان های عمومی به واسطه تسهيلاتی که برای فعاليت های مردانه طراحی شده اند، مثل زمين های فوتبال، بسکتبال حتی زمانی که آنها در مناطق مسکونی قرارگرفته اند، رفت و آمد بيشتری دارند. در مقابل، می توان گفت که مراکز خريد زمانی که در مرکز تجاری شهر قرار گرفته باشد، اساساً توسط زنان مورد استفاده قرار می گيرد(Franck&paxson1989).

لذا تعداد مکانهايي که برای فعاليت و حضور زنان در فضاهای عمومی شهری درنظر گرفته می شود، و نيز مدت زمانی که امکان استفاده بيشتری برای زنان فراهم کند؛ بر ميران فعاليت زنان در عرصه های عمومی تاثيرگذار خواهد بود.

 

  1. الگوهای فعاليتی زنان در زندگی روزمره

 

تنوع و تفاوت در شهرهای بزرگ به شکل هيجان انگيزی انسان هايي را کنار هم قرار می دهد، که دارای الگوهای متفاوت زندگی اند و اغلب شهر را مکانی جذاب و برانگيزنده می سازند. تجربه زنان در زندگی شهری متفاوت از مردان است، چرا که فرم ها و سنت ها، نقش ها و مسئوليت های متفاوتی را به آنها داده است. رفتار مشابه، لزوماً کاربرد رفتار مساوی را به دنبال ندارد. (مدنی پور, 1379, 124).

با نگاهی به زندگی شهری ، می توان دريافت که فعاليت های روزمره زنان، در شهرها نيز کمتر از مردان نيست. زنان برای خريد وسائل مورد نياز منزل، به طور دائم در رفت و آمدند و با وجود تردد بيشتر نسبت به مردان، به محيط زيست آسيب کمتری می رسانند. آنان در بيشتر موارد پياده و يا با اتوبوس، مسير مورد نظر خود را طی می کنند و کمتر از خودروی شخصی_ که منجر به ترافيک شدن شهر میشود_ استفاده می نمايند. زنان و مردان هنوز هم با انواع حمل و نقل، الگوهای مختلف اجتماعات و کار همچون مسئوليت های خانه و فرزندان به گونه ای متفاوت درگير هستند. در بسياری از خانواده ها، تنها يک اتومبيل وجود دارد و معمولاً مردان اولين استفاده کننده آن هستند. بنابراين زنان بيشتر سفرهای خود را پياده يا برای رسيدن به ايستگاه تاکسی يا اتوبوس انجام می دهند(فرزانه،1385: 66).

تعدادي از مطالعات در زمينه طراحی شهری، مشخص كرده اند كه چگونگی فضاهاي عمومي اثر بيشتري در زندگي روزانه زنان، نسبت به مردان داشته است. اين امر از اين حقيقت ناشي مي شود كه زنان داراي روابط بيشتر و نزديك تري با محيط هاي شهري هستند و وقت زيادي را خارج از خانه سپري مي كنند؛ وظايفي را كه بيشتر مربوط به امورخانوادگي و كارهاي خانگي است، انجام مي دهند(مانند: بردن و آوردن بچه ها به مدرسه، همراهي كردن كودكان به مطب پزشكان، رسيدگي به فعاليت ها و برنامه تحصيلي كودكان، خريد و نظايرآن) (والنتين، ١٩٨٩؛ پاين، ١٩٩٧ ؛ هرناندز-پزي، ١٩٩٨).

اگرچه تعداد زيادی از زنان امروزه در بيرون از خانه هم کار می کنند، سفر زنان برای کار، پيچيده تر از حرکت از خانه به محل کار و برگشت دوباره و سفر رفت و آمد مکرر سنتی مردان است. يک زن ممکن است از خانه رهسپار شود، در محل نگه داری بچه ها توقف کند، سپس مدرسه، به محل کار برود، و ميان راه مدرسه خريد کند، به محل نگه داری بچه برود، و در يک سفر پيچيده زنجير وار قرار بگيردنمودار1).

 

ch

نمودارشماره1- نمونه ای از الگوی حرکتی روزانه زنان

(ماخذ:  تحليل از اطلاعات پايان نامه فرانک فرزانه با عنوان راهنمای طراحی شهری معطوف به جنسيت)

بديهی است الگوی فعاليت زنان شاغل تا اندازه ای متفاوت است. آنها بيش از زنانی که خانه دار تمام وقت هستند در اوايل شب و ساعاتی طولانی تر در تعطيلات آخر هفته، کار خانگی انجام می دهند. تعهدات وظايف زنان در طول روز و ترکيب کار با ساير کارهای مربوط به خانه، منجر به ايجاد الگوی فعاليت و حرکت پيچيده برای آنها شده است. الگوهای «رفتن بيرون ازخانه و برگشتن به آن» يا «رفتن بيرون از خانه، يک توقف و برگشتن به خانه» که برای اغلب سفرهای مردان در هنگام کار توصيف پذير است، در مورد زنان عموميت ندارد, به ويژه آنهايی که به طور پاره وقت با بچه  و وظايف خانه داری کار می کنند(آنتونی گيدنز,138, 214).

 

  1. مفهوم استفاده زنان از فضای شهری و عوامل موثر بر آن

 

استفاده و اختصاص فضاهاي عمومي، موضوع اساسي است كه بايد در مطالعات زندگي روزانه مردان و زناني كه در شهرها زندگي مي كنند، مورد بررسي قرار گيرد. استفاده از فضاهاي عمومي تجربه اي است كه براي تمامي افراد يكسان نيست؛ چرا كه متغيرهايي نظير جنس، سنی، گروه هاي اجتماعي و اقليت هاي قومي و نژادي بر چگونگي درك زندگي شهري اثر گذارند( سيفايی, 1385: 20).

وايت اشاره می کند که بطورکلی زنان به نسبت مردان، بيشتر در انتخاب فضاها مورد تبعيض قرار می گيرند؛ از اين رو نسبت کمتر زنان در فضای عمومی, اغلب نشان دهنده آن است که مشکلی وجود دارد. زنان خواستار حريم بيشتری نسبت به مردان بوده، مردانی که به دنبال جايگاه مهم تری  در اجتماع هستند. فضاهای شهری موفق به همراه حضور مردم ، اغلب در فرايندی خود جوش، توصيف می شوند. فضاهای شهری اساساً محيط های تشخيصی[i] هستند: مردم ناگزير به استفاده از آنها بوده و بطور امکان پذيری توان انتخاب دارند تا به جای ديگری بروند (Carmona, M. Heath, T. Oc, T. Tiesdell, S. 2005:111).

اگر بخواهند که  فضاهايی پرهياهو و سرزنده داشته باشند بايد چيزی را که مردم می طلبند، درمحيطی جذاب و امن ارائه کنند. درپروژه ای برای يک فضای شهری در سال 1999، چهار مشخصه ی کليدی برای فضاهای شهری موفق بيان شده است: آسايش و تصوير ذهنی[ii]؛  دسترسی و اتصال[iii]؛ استفاده و فعاليت[iv]؛ و اجتماع پذيری[v] . لذا  تعداد زنان شاخص مهمی تلقی می شود برای  اجتماع پذيری يک فضا که در نهايت به استفاده از فضا می انجامد(Carmona, M. Heath, T. Oc, T. Tiesdell, S. 2005:100).

مطالعات نشان می دهند که در استفاده از فضا با توجه به منظر جنسيت، زنان به راحتی مردان در استفاده از فضاهای عمومی شهری لذت نمی برند(loafland,1984;Boys,1984). بعلاوه از موضوعاتی که به فضا مربوط می شود، بحث دسترسی و قابليت وصول نيز حائز اهميت است. چنان که در طراحی شهری، دردسترس بودن، توانايی ورود و استفاده از فضاست(Banerjee,2001,p.19).

بخصوص زنان در مورد راحتي و منظر، بسيار نكته بين هستند، چراكه آنها تمايل دارند در مورد فضايي كه استفاده مي كنند، بينش و آگاهي داشته باشند .اين امر كه آيا يك فضا راحت است و خودش را به خوبي نمايان مي سازد، آيا يك منظر خوب دارد؛ علامتي از موفقيت اين فضاست. راحتي (آسايش)، شامل ادراك در مورد امنيت، پاكيزگي(نظافت(و در دسترس بودن مكان هاي نشستن مي شود. راحتی از ابتدايی ترين نيازهای انسان است که بدون برخورداری از آن انسان نمی تواند ساير نيازهای خود در فضا را برآورده سازد. مطالعات نشان داده است که وجود گياهان در فضای شهری به القای حس امنيت در چنين فضاهايی کمک می کند(Carmona, M. Heath, T. Oc, T. Tiesdell, S. 2005:165).

امنيت، به عنوان يک نياز ابتدايی در همه فضاها مورد توجه همه استفاده کنندگان، به خصوص برای زنان، است. بدون احساس امنيت زنان به نيازهای بالاتر توجهی نمی کنند. تحقيقات فرانسيس[vi] نشان می دهد که احساس امنيت پيش از نياز استفاده از فضا است. اين تحقيق بيان می کند که : “احساس کنترل فضا، قادر به ديدن داخل فضا، امکان فرار از فضا، کمک گرفتن در مواقع بحرانی؛ نمونه هايی هستند که احساس امنيت در فضا را افزايش می دهد”. با اين حال، عوامل کالبدی که شکل دهنده محيط مصنوع می باشد، نقش مهمی را در ارتباط با اين مسئله بازی می کند و به طور قابل ملاحظه ای بر الگو وميزان استفاده تاثير می گذارد.همچنين استفاده از عرصه عمومی به همراه عملکرد با کيفيت به عنوان محيطی حامی و مساعد قلمداد می شود(گهل، 1996). بسياری از جوامع سنتی تحرک پذيری زنان را محدود می کنند. يک مثال افراطی آن تلاش برای دست و پا بستن[vii]  دختران جوان در چين قديم است. اين شکل نهايی/غايی محدود کردن آزادی زنان برای حرکت است. حتی امروزه، هنوز در عربستان صعودی زنان مجاز به رانندگی نمی باشند و بدين ترتيب شديداً در توانايی حرکت در ميان فضا بطور آزادانه بدون حضور مردان دارای محدوديت هستند(Rennie Short,2006: 127).

هراس عظيم زنان از فضای شهری، آنان را در استفاده از فضا در زمان محدود می کند. بطور مثال، تغيير ريتم و ضرب آهنگ آن، زمانی شلوغ و زمانی ساکت، و استفاده افراد مختلف از فضا، در نحوه  استفاده زنان از فضا تاثيرگذار است.

(Carmona, M. Heath, T. Oc, T. Tiesdell, S. 2005:194). لذا وجود فضاهايي که امکان استفاده زنان را در ساعات مختلف شبانه روز فراهم می نمايد،  می تواند محدوديت های حاصل از استفاده زنان از فضاهای شهری عمومی و نيمه عمومی نظير ورزشگاه ها، مکان های گذران اوقات فراغت و … را از لحاظ زمانی کاهش دهد. يکی از جنبه های کليدی که طراحان شهری بايد در مورد ابعاد زمانی فضا بدانند بطور مثال فعاليت های سيالی است که در زمان و فضا درحال حرکت اند و استفاده مختلف از محيط در زمان های متفاوت است.

بسياری از تحقيقات رفتاری- محيطی موجود، محدوديت های موثر بر استفاده زنان از فضای عمومی را مورد مطالعه قرار داده اند. محدوديتها شامل محدوديت منابع(مانند محدوديت مالي)، احساساتمنفي (مانند استرس و ترس), مسئوليتهايبازدارنده (مانند كارهاي خانه و مراقبت از كودكان)، شرايطوهنجارهایاجتماعيمحدودكننده(مانند هنجارهاي جنسيتي محدودكننده، برنامه و طرح هاي افراطي) مي باشد. اثرات اين محدوديت ها در مصاحبه با زنان هنگام استفاده از فضاي عمومي، كاملاً تأييد شده است(سيفايی،1387: 44).

ادبيات موجود در باره زنان و فضاهای عمومی می تواند به شکل سودمندی  با وفق دادن آسودگی/فراغت[viii] زنان مورد سازمان دهی قرار گيرد. شاو[ix](1994) اشاره می کند که فراغت زنان توسط واژه های اجباری[x]، تحميل کننده[xi] و شکلی از مقاومت[xii] مشخص شود. به کاربردن اين مدل برای زنان و فضای عمومی به شکل زير می تواند ارائه شود:

  • استفاده فضای عمومی اغلب برای زنان اجباری است. محدوديت هايی که زنان را در مضيقه قرار می دهند و شرايط نامناسب استفاده زنان از فضای عمومی شامل مسئوليت هايی در قبال ( نظير کار خانه وکودکان) و هنجارهای اجتماعی( مثل چيزی که زن بايد خانم وار[xiii] باشد) است که به نقش های جنسيتی سنتی زنان مربوط می شود.
  • استفاده از فضای عمومی می تواند به زنان تحميل شود. استفاده از فضای شهری بصورت با القوه ای برای زنان تحميلی است، زمانی که فضا، پيوندهای جنسيتی غالب را تقويت و بازتوليد می کند(نظير استفاده زنان از مراکز ورزشی- اروبيک و پرورش اندام- که اغلب به جذابيت های فيزيکی زنان اهميت داده می شود) اتفاق می افتد .(Frederick & Shaw, 1995)
  • استفاده فضای عمومی برای زنان می تواند واکنشی به مقاومت در بر داشته باشد. در موقعيت های انتخاب، کنترل و خودمختاری؛ استفاده زنان از بعضی فضاهای عمومی باعث اعتراض به نقش های اجتماعی محدود کننده می شود (Hooks, 1990; Shaw, 1994; Soja, 1996).

با توجه به بررسی منابع و نظريات مختلف در سه محور اصلی ميزان حضور، چگونگی فعاليت و نحوه استفاده از فضای شهری، در اينحا به ارائه معيار های حاصل از جمع آوری نظريات انديشمندان برای مناسب سازی فضاهای شهری در راستای ارتقای زندگی روزمره زنان در قالب پرداخته شده است. در نهايت متغييرهای مستقل و وابسته از ادبيات موضوع استخراج شده که توسط بخش تحليلی تحقيق با توجه به فرضيه های موجود، مورد آزمون قرار گرفته اند. بدين ترتيب لزوم بررسی تاثير عواملی نظير: راحتی، آسودگی، ايمنی وامنيت، اجتماع پذيری، شرايط کالبدی، زمان فعاليت، مکان فعاليت، دسترس پذيری و تحرک پذير بودن بر مناسب بودن فضا از ديد زنان در راستای ارتقای سطح کيفيت زندگی روزمره آنان ضرورت می يابد.

 

  1. روش شناسی

 

هدف از پژوهش حاضر، يافتن معيار هاي كالبدي و اجتماعي تاثيرگذار در مناسب سازی فضای شهری موثر در زندگی روزمره زنان ، و تدقيق آنها با مطالعه موردي محله گلستان پونک است. با در نظر گرفتن شاخص هايي كه به نوعي در رابطه با سوالات و اهداف تحقيق تعيين شده بودند، جهت اندازه گيري ميزان حضور، فعاليت و استفاده زنان از فضاهاي عمومي درسطح محله، پرسشنامه ای تعريف گرديد و پس از تست اوليه و اصلاح اشكالات، از حدود 90 زن ساکن محدوده مورد مطالعه (20متری گلستان پونک) خواسته شد تا به سؤالات طراحي شده پاسخ دهند. از آنجا كه سنجش اين امر، به راحتي امكان پذير نبوده، لذا براي سنجش اين مهم از تكنيكشاخصسازی استفاده شده است. حجم نمونه گيری با توجه به آمار جمعيتی- جنسيتی  محدوده مورد استخراجی از سازمان آمار انتخاب شده است؛ بطوريکه با توجه به جمعيت زنان آن محله و بعد خانوار موجود با فرض اينکه 10 درصد از زنان در هر خانوار نظرات خود را در قالب پرسش نامه بيان نمايند، تعداد 90 پرسش نامه از زنان بالای 20 سال تهيه گرديد.

بررسی فضاهای مورد علاقه زنان و مناسب سازی فضاهای عمومی حاضر به فضاهای شهری مطلوب برای زندگی روزمره زنان به سه متغيير وابسته 1- ميزان حضور زنان در فضای شهری، 2- ميزان فعاليت زنان در فضای شهری و 3- ميزان استفاده زنان از فضای شهری تقسيم شده است که بر اساس جمع بندی نظريات انديشمندان، عوامل موثر بر هريک از آنها با عنوان متغير های مستقل در جدول زير مورد بررسی قرار گرفتند.

جدول شماره 1- جدول متغيرهای وابسته و مستقل

ميزان حضور زنان در فضای عمومی  Y1= )آسودگیA1=Convenience (
(امنيت)A2=Safety
 (اجتماع پذيری) A3 = Socioability
ميزان انجام فعاليت زنان در فضای عمومیY2= )شرايط کالبدی) =Physical features B1
(امنيت و ايمنی)B2 =Safety &security
(زمان فعاليت) =Time of activity B3
(مکان فعاليت) B4=Place of activity
(دسترسی) B5=Accessibility
(اجتماع پذيری) = Socioability B6
ميزان استفاده زنان فضای عمومیY3= (راحتی) C1= Comfort
(امنيت)C2=Safety
(زمان فعاليت) C3=Time of activity
 (اجتماع پذيری) C4 = Socioability
(دسترسی و تحرک پذيری) =Mobility C5

 

پاسخ سوالات بسته پرسش شوندگان با مقياس طيف لي كرت[xiv]، پنج گزينه اي مورد تحليل قرار گرفته و سوالات باز که پرسش شوندگان به صورت آزاد  به آن پاسخ داده اند، موارد ذکر شده به صورت جداولی با ميزان فراوانی آنها مورد تحليل قرار گرفته است.

١- متغير مستقل آسودگی و راحتی، ايمنی و امنيت، دسترسی و تحرک پذيری، معاشرت پذيری و…)

2- متغير وابسته (ميزان حضور، فعاليت و استفاده)

در اينجا چند سوال کليدی که بصورت باز مطرح شده و در جداول توزيع فراوانی و عوامل مرتبط  و تاثير گذارکه زنان به آن اشاره کرده اند؛ بررسی شده است. اين سوالات شامل 1- بررسی مشکلات موجود در دسترس پذيری و تحرک پذيری؛2-خصوصيات فضاهای مورد علاقه زنان؛3 – چگونگی فعاليت های انتخابی زنان می باشد. تحليل پاسخ ها حاکی از آن است که زنان مشکلات موجود خود را با توجه به الگوی حرکتی خود در فضاهای عمومی محله بيان کرده اند.

 

جدول شماره 2-توزيع فراوانی مشکلات موجود در مسيرهای رفت وآمد

مشکلات موجود در مسيرهای رفت وآمد فراوانی درصد
–    کف سازی نامناسب و نا هماهنگ 20 22.2
–    وجود پله های نامناسب با فاصله زياد در طول مسير 35 38.9
–    وجود شيب بالا در طول مسير 27 30
–    فقدان فضايی سرسبز 9 10
–    وجود اختلاف سطخ در دوسمت خيابان 7 7.8
–    عرض کم پياده راه ها 18 20
–    سرعت بالای سواره و ايمنی پايين عبور از خيابان 40 44.5
–    خلوت بودن پياده رو در طول شب وعدم نور کافی 39 43.3
–    عدم امکان نشستن در پياده روها 6 6.7
–    شلوغی پياده و تداخل سواره با پارک در پياده رو 22 24.4
–    سد معبر ماشين های عمده فروش و دست فروشی 17 18.9
–    فقدان نظافت و پاکيزگی لازم 31 34.4
–    نامناسب بودن پل های روی جوی ها و فقدان رمپ 48 53.3
–    وجود فضاهای تجهيز نشده و زمين های باير و کاجی 37 41.1

همانطور که در جدول بالا نيز مشاهده می شود بيشترين مشکلاتی که از طرف زنان به آن پاسخ داده شده، عوامل زير می باشد که با مهمترين شاخص های اندازه گيری ميزان فعاليت و استفاده زنان در ارتباط می باشد.

اين شاخص ها شامل دسترسی، تحرک پذيری، شرايط کالبدی، ايمنی، امنيت و راحتی است که زنان از طريق سوال باز به آن پاسخ داده اند. طبق آمار نشان داده شده مهمترين عوامل مسئله ساز به ترتيب اهميت شامل موارد زير است:

  1. نامناسب بودن پل های روی جوی ها و فقدان رمپ
  2. سرعت بالای سواره و ايمنی پايين عبور از خيابان
  3. خلوت بودن پياده رو در طول شب وعدم نور کافی
  4. وجود فضاهای تجهيز نشده و زمين های باير و کاجی
  5. وجود پله های نامناسب با فاصله زياد در طول مسير
  6. فقدان نظافت و پاکيزگی لازم
  7. کف سازی نامناسب و نا هماهنگ
  8. عرض کم پياده راه ها
  9. سد معبر ماشين های عمده فروش و دست فروشی

جدول شماره 3-  توزيع فراوانی ميزان  فعاليت های انتخابی و اجتماعی زنان

معمولاً چه فعاليتهايی دوست داريد در فضاهای شهری انجام دهيد؟
فعاليت هايی  که مايليد به آن بپردازد فراوانی درصد
فعاليت های انتخابی –    ديدن( مردم، ويندوشاپينگ) 15 16.7
–    گوش کردن (به صحبت يا موزيک) 2 2.2
–    نشستن 18 20
–    خوردن  و نوشيدن 30 33.3
–    پياده روی 12 13.4
–    ورزش 10 11.1
–    دوچرخه سواری 6 6.7
–    حل کردن جدول و مطالعه 8 8.9
–     بازی با بچه 9 10
–    خريد(شخصی) 11 12.2
فعاليت های اجتماعی –    پيک نيک (از عصرانه مختصر تا  يک روز مفصل) 29 32.2
–    گفتن وخنديدن(معاشرت) 33 36.7
–    راه رفتن و قدم زدن با دوستان 18 20
–     کارهای تفريحی جمعی 6 6.7
ساير –    ساير 2 2.2

با توجه به سوالات مطرح شده که به صورت باز از طريق مصاحبه به آن جواب داده شده است؛ زنان کارها و فعاليت هايی که دوست داشتند انجام دهند را به صورت شاخص های موجود در جدول فوق مطرح کرده اند که هرکدام فضاهای خاص خود را طلب می کند. البته هر کدام از زنان به چند مورد اشاره کردند و لذا جمع تمام درصد ها از  100% بيشتر بوده و نمی توان مجموع درصد ها را اعلام نمود. برای مثال برای خوردن و نوشيدن، گفتن و خنديدن يا عصرانه اي را در کنار دوستان و آشنايان بودن نياز به فضاهايی هست تا رويداد اينگونه فعاليت ها از باالقوه بودن به شکل باالفعل درآيد.

 

جدول شماره4- توزيع فراوانی فعاليت ها و کاربری های نامناسب موجود در محله

 

چه کاربری ها و فعاليت هايی را نامناسب می دانيد که بايد تغيير کنند؟ فراوانی درصد
–    زباله های جلوی پارک گلبن 18 20
–    سرويس های بهداشتی نامناسب 4 4.4
–    سد معبر دستفروش و دکه ها 11 12.2
–    مغازه های عمده فروشی( معروف به  کيش يا 88) 28 31.1
–    جاهای پر ازدحام و تجمع ارازل و اوباش-موتوری 12 13.3
–    زمين های تجهيز نشده و بلااستفاده کاج 17 18.9
–    زمين های باير 15 16.7
–    تجمع تعميرگاه ها در محله و 20 متری تقاطع شاهين- ستاری 9 10
–    محوطه نامناسب ميوه و تره بار 25 27.8
–    فقدان وسيله نقليه عمومی 7 7.8
–    ساير 5 5.6

در سوال فوق که به صورت باز مطرح شده، به دنبال فضاها و کاربری ها و يا فعاليت هايی است که زنان از انجام و استفاده آن سرباز زده و به گونه ايی نامناسب می دانند. در جدول مربوط به اين سوال زنان در محله به فضاهای خاصی اشاره کرده اند که يا از آنجا عبور نکرده و يا از آن فضاها استفاده نمی کنند. شاخص هايي که با استفاده از جواب ها بدست می آيد شامل: شرايط کالبدی نامناسب، کمبود ايمنی و امنيت، دسترسی نامناسب و کاربری های نامناسب می باشد.

با توجه به موارد و فرضيات بيان شده و با توجه به آزمونهاي آماري صورت پذيرفته، مي توان گفت كه با در نظر گرفتن سه متغيير وابسته حضور، فعاليت و استفاده زنان از فضاهای عمومی واقع در محله مورد بررسی و نظر سنجی از تعداد 90 نفر از زنان پرسش شونده درون محل با هدف مناسب سازی فضاهای شهری محله برای زنان در زندگی روزمره و مطالعات تحليلی اين بخش می توان نتيجه گرفت که فضاهای شهری مناسب زنان با شاخص های زير رابطه ای خطی و مستقيم داشته و به عبارتی با افزايش يا كاهش هر كدام از اين شاخص ها، ميزان مطلوبيت هم افزايش و يا كاهش مي يابد. شاخص ها و معيارهای طراحی مرتبط حاصله از مطالعات چارچوب نظری و روش تحقيق شامل:

جدول شماره 5- معيارهای استخراج شده برای مناسب سازی فضاهای شهری در راستای ارتقای سطح زندگی روزمره زنان

 

ch1

9-راهکارهای ارتقای سطح کيفی فضاهای شهری در راستای بهبود زندگی روزمره زنان

 

از آنجا که راهکارهای طراحی، نهايتاً رهنمودهايی است که درباره چگونگی ساخت و سازها در هماهنگی با اهداف مسئله برای مناسب سازی فضا مطرح می شود. لذا نتيجه تحقيق بسته به حدود تاثيرگذاری و مقياس تعاريف،  جهت مداخله در فرم شهری بر جنبه های مختلفی تمرکز دارد. در اينجا مولفه های سازنده کيفيت کلی طراحی شهری[xv]  متناسب با ديد کل نگرانه و کثرت گرا در حوزه های کالبدی، عملکردی، ادراکی-اجتماعی و زيست محيطی به طور مجزا  به صورت ماتريس ساختار راهنمای طراحی شهریمناسب با زندگی زنان، در نظر گرفته شده است.

اين راهنما سعی دارد تا در هر مولفه کيفی ارائه شده طراحی شهری با توجه به ” موضوع محور” بودن راهنما، بعضی از جنبه های کالبدی، عملکردی، ادراکی-اجتماعی و زيست محيطی را با تفصيل بيشتری تحت تاثير موضوع زنان ارائه نموده تا با ايجاد حساسيت در طراحان شهری درجهت ارتقای سطح کيفی فضاهای شهری برای تمام گروه های جمعيتی گام بردارد.

در اينجا راهکارهايی برای نمونه از ماتريس ارائه شده استخراج شده که به صورت ضوابط، رهنمود و توصيه می تواند در مناسب سازی فضاهای شهری بکار بسته شود.

جدول شماره 6- ساختار راهنمای طراحی شهری مناسب با زندگی زنان

25- ساختار انتخابی برای مولفه های کيفی طراحی شهری بر اساس  تحليل اطلاعات پاِه پايان نامه فرانک فرزانه با عنوان “سند طراحی شهری معطوف به جنسيت” و مبانی نظری ارائه شده بر اساس مقالات دکتر کوروش کلگار با عنوان ” مولفه های سازنده ی کيفيت طراحی شهری” و” مناسبسازی تکنيک تحليلی سوات برای کاربرد در طراحی  شهری” انتخاب شده است.

جدول شماره 6- ساختار راهنمای طراحی شهری مناسب با زندگی زنان

ch6

 

راهکارهای پيشنهادی در رابطه با ارتقای سطح کيفی زندگی زنان

توصيه های پيشنهادی استخراج شده از ماتريس مناسب سازی فضای شهری در چند نمونه انتخابی از مولفه کالبدی محيط در ارتباط با عوامل پر اهميتی نظير امنيت و ايمنی، قابليت دسترسی و اجتماع پذيری

s1فضا، ارائه شده است.

 

طراحی کالبدی با توجه به معيار تقويت امنيت و ايمنی

  • ورودی واحدهای همسايگی بايد جاذبه های داخل محله را از ديد سواره در حال عبور خارج از محدوده محله مخفی نمايد.
  • ايجاد گشادگی در ورودی محله مجاز نمی باشد.
  • فضاهای عمومی نبايد دارای گوشه ها وزوايای پنهان باشد.
  • امکان رويت وکنترل تمام صحن ميدان از طريق واحدهای مسکونی همجوار ايجاد گردد.
  • تامين روشنايی پارکها وفضاهای سبز عمومی حاشيه خيابان عبوری بايستی به طور کامل نورپردازی شود.
  • سطح ايمنی محيط های مسکونی به ويژه برای کسانی که تنها زندگی می کنند بايد از طريق بالا بردن امکان نظارت خيابان، کاهش فرصت های اختفا و روشن کردن حريم ها، ارتقا پيدا کند.

طراحی کالبدی با توجه به دسترسی و تحرک پذيریs2

  • مصالح به کار رفته در مسيرهای عبور بايد به گونه ای باشد که مانع حرکت زنان به ويژه با کالسکه، سبد خريد و … نگردد.
  • پوشش كف پياده راه مي بايست سخت، غير لغزنده، غيرقابل جابجايي وبا دوام ودر عين حال به راحتي قابل تعمير باشد.
  • چيدمان مبلمان شهری در مسيرهای پياده، بايد به گونه ای باشد که مانع
    حرکتی برای کالسکه، سبدهای خريد و … ايجاد نکند.
  • ارتباط و نفوذ پذيری بصری و فيزيکی از طريق شاخص کردن فضای شهری می تواند کيفيت فضای شهری را برای حضور زنان ارتقا دهد.

 

  • مهمترين عامل در ايجاد دسترسی مناسب در فضای شهری خصلت پياده راهواری فضای شهری برای زنان است لذا به اين منظور وجود بلوک های طويل بدون نفوذپذيری در بدنه ها و دانه های درشت دانه توصيه نمی شوند.

 

طراحی کالبدی با توجه به اجتماع پذيری

s3

  • وجود دانه بندی های متفاوت در فضا و بناها با مقياس های متفاوت باعث ايجاد اختلاط اجتماعی در محيط شده و حس همکاری و تعاون را در زنان افزايش می دهد و آنها را به حضور در فضاهای شهری تشويق می کند.
  • حضور مکان های تعامل اجتماعی مانند ايستگاه های اتوبوس مخصوص زنان همراه با فضای سبز، مبلمان مناسب، نورپردازی مناسب به حضور بيشتر و تعاملات اجتماعی آنان کمک می کند.
  • طراحی فضا و مبلمان مناسب سالخوردگان و ناتوانان جسمی در فضای شهری که باعث همدلی و تيمارداری زنان نسبت به آنان می شود به حضور زنان در آن فضا کمک می کند.

 

  • کانون های تفريح و سرگرمی بايد با مجهز شدن به امکانات مرتبط با نگه داری کودکان، نيازهای خاص زنان در اين فضاها مد نظر قرار دهند تا حضور هرچه بيشتر زنان در اين مکان ها را تقويت کنند.
  • در شکل دهی فرم کالبدی، ايجاد فضاهای شهری که امکان تعامل اجتماعی در مقياس محله را برای زنان فراهم می کنند، بايد مدنظر قرار گيرد.s5
  • تعبيه ی قرارگاه های پليس و چشم/ ديده بان محله يا فضای شهری در ساعات مختلف شبانه روز، فضای شهری را برای حضور زنان مطمئن تر می سازد.
  • افزايش ساعات کار حمل و نقل عمومی، همراه با تعبيه ايستگاه های ايمن برای حضور زنان به افزايش ساعات حضور زنان در فضای شهری کمک می کند.
  • به کارگيری تمهيدات روشنايی و استفاده از نورپردازی مناسب در فضاهای شهری ميل به حضور و فعاليت زنان را تا ساعات بيشتری در شب افزايش می دهد.
  • استفاده از عوامل مختلف مانند رنگ های مختلف، بوها، مصالح مختلف و اجزا و عناصر مختلف برای افزايش مدت استفاده و ترقيب به فعاليت های جمعی در زنان توصيه می شود.

 

  • زندگی خيابانی با فعاليت های فعال تا پاسی از شب به حضور زنان در فضای شهری کمک می کند.
  • نمای جداره های فضاهای شهری، جداره هايی فعال با امکان نظارت عمومی بر عرصه همگانی باشند.
  • زنان، معمولاً گروه جمعيتی مسلط در واحد های همسايگی هستند و ساعات زيادی را می گذرانند، لذا ارتقای کيفيت عرصه عمومی حوزه های همجوار واحد های مسکونی بايد در طراحی مورد توجه قرار گيرند
  • s4

 

پی نوشت ها

منابع و ماخذ

 

  • ابراهيم نيا، وحيده؛ رسولی,مژگان؛ زنديه، سميه؛” زنان و فضاهای شهری”.  1387,خلاصه مقالات همايش زنان معمار ايرانی، ص.22.
  • الکساندر, کريستوفر. زبان الگو، ترجمه: رضا کربلايی نوری، مرکز مطالعاتی و تحقيقاتی شهرسازی و معماری، 1387.
  • ايرانمنش، نسيم ،”فضاي شهري، هنر انتزاعي، درك عمومي “، شهرداريها / سال ٥/ شماره59
  • بيسادی، مونا،” فضاهای جمعی مطلوب برای زنان”. 1387. همايش زنان معمار ايرانی.
  • پاكزاد، جهانشاه، “طراحي شهري چيست؟” آبادي، شماره ٢٥ ، تابستان ١٣٧٦ ، ص32.
  • حاجی احمدی همدانی، آذين، “مناسب سازی فضای شهری برای زنان در زندگی روزمره“، پايان نامه کارشناسی ارشد طراحی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقيقات تهران، سال 1388.
  • سيفايی، مهسا؛ “مطلوبيت سنجی فضاهای عمومی شهری جهت استفاده گروه های خاص اجتماعی(زنان)، در الگوی برنامه ريزی مشارکتی مورد مطالعه: ميدان هفت حوض”، دانشگاه تربيت مدرس، دانشکده هنر، پاييز 1384، استاد راهنما: دکتر مجتبی رفيعيان.
  • فرزانه، فرانک؛ “راهنمای طراحی شهری معطوف به جنسيت” . 1385، دانشگاه شهيد بهشتی، دانشکده معماری وشهرسازی، استاد راهنما: دکتر کوروش گلکار.
  • فروزنده، نگار، “ارزيابيامنيتفرديدرمناطقشهريتهرانبرحسبجنسيت “١٣٨٤، همايش توسعه محله اي، تهران.
  • کريمی, يوسف، روانشناسی شخصيت، نشر ويرايش،1374.
  • گلکار، کوروش؛ “تئوری های طراحی شهری: تحليل گونه شناختی تئوری ها“، صفه، شماره ی 29، 1378.
  • گلکار،کوروش؛”کندوکاوی در تعريف طراحی شهری“. مرکز مطالعات و تحقيقات شهرسازی و معماری ايران، 1378.
  • گيدنز، آنتونی؛ “جامعه شناسی” ترجمه منوچهر صبوری، نشرنی، 1383.
  • مازلو، آبراهام اچ، “انگيزش و شخصيت“، ترجمه احمد رضوانی، مشهد، موسسه چاپ و انتشار آستان قدس رضوی، 1375.
  • محمدی، مريم؛ رضازاده,راضيه؛ “عدالت جنسيتیدر طراحی فضاهای شهری“.1386، خلاصه مقالات همايش زنان معمار ايرانی، ص63 .
  • محمدی، مريم؛ رضازاده,راضيه؛ “طراحی فضای محله ای بر رويکرد عدالت جنسيتی و چارچوب اخلاقی مراقبتی” 1387، فصلنامه دانشگاه هنر ، شماره دوم، ص64 .
  • مدني پور، علي، ” طراحيفضايشهري: نگرشيبرفرآيندهاياجتماعيمكاني “،ترجمه: فرهاد مرتضايي- تهران ١٣٧٩ .صص: ١٢4-١٢٩ و ٢٣٩.
  • هاشميان،مريم؛هاشميان، ليلا؛ “زنان و فضاهای عمومی شهری“.1387، خلاصه مقالات همايش زنان معمار ايرانی، ص84.
  • هايدن، دلرس؛ “شهری فاقد تبعيض جنسي چگونه شهری است؟” ترجمه،1384، ماهنامه راه و ساختمان، شماره 29.

 

  • Banerjee, T. 2001. The Future of Public: Beyond Invented Streets and Reinvented Places, APA Journal, 67. 9-24.
  • Bell, Wendy. “Women and Community Safety“. Bell Planning Associates. South Australia/1998/p.3.
  • Carmona, M. Heath, T. Oc, T. Tiesdell, S. 2005. Public Places, Urban Space. Architectural Press, Elsevier.
  • S.M.Francis.L.Rivlin & A. Stone. A.M. 1992.Public Space. Cambridge University Press. Cambridge.
  • Churchman, A. Kallus, R. 1999. ‘Safe Urban Environment: Women’s and Security in Urban Public Spaces’. Center of Urban and Regional Studies, Technion, Israel Institute of Technology, Occupaid Palestine.
  • Cuthbert, A. 2006. The Form of Cities – Political Economy and Urban Design. Oxford:
  • Day, K .٢٠٠٠. The Ethic of Care and Women’s Experiences of Public Space. Journal of Environmental Psychology. ١٠٣-١٢٤.
  • Francis, M ١٩٨٩. .Control As a Dimension of Public Space Quality. In Public Places and Spaces. (eds.) I Altman, EH Zube, pp. ١٤٧-١٧٢. Plenium.Press, New York.
  • Franck, KA and Paxon, L .١٩٨٩. Women and Urban Public Spaces, in public places and spaces. (eds.) I Altman, Eh Zube, Pp. ١٢١-١٤٦. Plenum. Press, Newyork.
  • Franck, K.A. 1989. A feminist approach to architecture: acknowledging women’s ways of knowing, in: E.P. Berkeley & M. McQuaid (Eds) Architecture: A Place for Women, pp. 201-216 (Washington, DC, Smithsonian Institution Press).
  • Franck, K. 2002. ‘Women and Environment’ in Bechtel, R. & Churchman, A.(eds.). Handbook of Environmental Psychology, John Wiley & sons, New York.
  • Garcia-Ramon, Maria D; Ortiz, A; Parts, M.. ٢٠٠٤Urban Planning, Genderand The use of Public Space in a Peripheral Neighborhood of Barcelona; Cities, Vol.٢١, No. ٣, p.٢١٥-٢٢٣.
  • Gehl, J. 1996. (First published 1971). Life between Buildings: Using Public Space (Third edition), Arkitektens Forlag, Skive.
  • Hayden, D .١٩٩٥. The Power of Place: Urban Landscapes as Public History. MIT Press, Cambridge, Mass.
  • Hayden, D .٢٠٠٠.What would a non-sexiest city be like? Speculations on housing, urban design, and human work. In The City Reader. (ed.) CR Stimpson, (ed.) R T Legates, F Stout, Group not defined pp. ٥٠٣-٥١٨. Routledge, London.
  • Hooks, B. 1990. Yearning: Race, Gender, and Cultural Politics (Boston, MA, South End Press).
  • Krenichyn, K. 2004. ‘Women and Physical Activity in an Urban Park: Enrichment and Support through an Ethic of Care’. Journal of Environmental Psychology 24, 117-130.
  • Lofland, L. 1984. Women and urban public space, Women and Environments, 6(2), pp. 12-14.
  • McDowell, L. ١٩٨٣. Towards an understanding of the gender division of urban space. Environment and Planning D: Society and Space ١, ٥٩-٧٢.
  • Mostaedi, A. 2002. Urban Spaces. Carles Boroto & Josep Maminguest.
  • Rendell, J. Penner, B. Borden, L. 2000. Gender, Space, Architecture. Routdge.
  • Shaw, S.M. 1994. Gender, leisure, and constraint: towards a framework for the analysis of women’s leisure, Journal of Leisure Research, 26(1), pp. 8-22.
  • R.John.2006.Urban Theory: A Critical Assessment. Palgrave Macmillan.
  • Trancik, R .١٩٨٦. Finding Lost Spaces. Van Nostrand Reinhold, New York.
  • Valentine, G .١٩٨٩. The geography of women’s fear. Area ٢١, ٣٨٥-٣٩٠.
  • Wekerle, G. ١٩٨٤. A woman’s place is in the city. Antipode ١٦(٣) ١١-١٩.
  • Whyte,E. H. 1980. The Social Life of Small Urban Spaces. Conservation Foundation. Washington DC.
  • Wilson, E. (١٩٩١). The Sphinx in the City, Urban Life, Control of Disorder and Women. Berkeley, CA: University of California Press.

 

Urban Spaces Optimization for women in Everyday Life

Case study: Golestan (20m), Poonak District

 

Abstract:

 

Urban space is not only a physical dimension but also has social and symbolic aspects that are particularly relevant to the social construction of gender relations. Public space is the stage witch the role of gender carves, codifies and cleaves through it.

This thesis challenges how public place can fixed the needs of women in everyday life and what’s the women’s interest in the public domain, and specifically how females have experienced that domain.

Therefore, behaviors and activities were studied and the use of public places criterion were analyzed, by examining women’s experience of public spaces, drawing on interviews with 90 middleclass women and behavioral mapping in Golestan (20m) Street, Poonak District in Tehran,Iran. Also, the research is based on fieldwork carried out in 2009 in order to assess the engagement and use of all public spaces by women residents of the district.

However, few studies have used a spatial analysis to examine the production of gender in daily life. This study of gender and urban space in residential district reveals the linkages between space and gender to be multiple. Furthermore, recommendations address changes to research and practice to better reflect and accommodate diverse experiences of public space.

 

Key words:

Urban spaces, Everyday life, Women’s needs, Engagement, Activity ,and Use.

 

 

[i] – discretionary

2-comfort and image

3- access and linkage

[iv] – uses and activity

[v] – sociabillity

[vi] – Francis,1984

[vii] – foot binding

[viii] -Leisure

[ix] – Shaw,11994

[x] -Constrained

[xi] -Constraining

[xii] -Form of resistance

[xiii] – Lady_like

[xiv]– Likert