شاخص های کالبدی فضای شهری برای ارتقاء امنیت اجتماعی زنان در فضاهای عمومی (نمونه موردی: محله سیچان و محله سنگتراشها واقع در منطقه پنج اصفهان)

شاخص های کالبدی فضای شهری برای ارتقاء امنیت اجتماعی زنان در فضاهای عمومی (نمونه موردی: محله سیچان و محله سنگتراشها واقع در منطقه پنج اصفهان)

samira khaki
شاخص های کالبدی فضای شهری برای ارتقاء امنیت اجتماعی زنان در فضاهای عمومی (نمونه موردی: محله سیچان و محله سنگتراشها واقع در منطقه پنج اصفهان)
نویسندگان  سمیرا خاکی سیچانی . فیروزه قرآنی
 

 منتشر شده از : مقالات همایش زن،معماری و شهر 
چکیده

امنیت از مهم ترین توقعات برای زندگی مطلوب در شهرهاست و جنسیت از مهم ترین عامل شخصیتی در درک امنیت و احساس امنیت اجتماعی از مولفه های سر زندگی فضاهای عمومی محسوب می شود. فقدان احساس امنیت زنان در فضاهای باز عمومی شهرهاست بالاخص محلات مسکونی موجب کاهش سرزندگی در این مکان ها می شود. در این پژوهش برای احساس امنیت زنان در دو نمونه موردی، زنان ساکن در محله سنگتراشها و محله سیجان در منطقه پنچ استان اصفهان میزان امنیت بررسی شده است و براساس معیارهای کالبدی منتخب از بررسی های نظری شامل اندازه فرم فضاها، آسایش بصری و آسایش محیطی مورد تحلیل قرار گرفته اند. روند کار شامل بررسی مبانی و تجارب مرتبط، مفهوم سازی، استخراج ابعاد و شاخص ها، اعمال آنها در قالب پرسشنامه است. در این بررسی ها میزان امنیت و تررد زنان در هر یک از پهنه های محدوده مطالعات میدانی سنجیده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چه تردد زنان در پهنه های مورد مطالعه بیشتر بوده است میزان احساس امنیت بیشتری وجود داشته است همچنین بررسی شاخص های مدل مفهومی تجربی حاکی است با افزایش خوانایی و آشنایی فضاها، ارتقای شهرت (خوشنامی و یا بدنامی) فضاها، نظارت بر فضاها و دسترسی به امداد، ارتقای حیات شبانه فضا و کارایی حمل و نقل عمومی، میزان احساس امنیت درک شده از فضا افزایش می یابد.

 

کلید واژگان

شاخص های کالبدی، امنیت اجتماعی، زنان، فضاهای عمومی شهری

 

 

  • مقدمه

وجود محیطی امن برای زندگی در کنار سایر نیازهای اساسی فیزیولوژیکی انسان مانند غذا، سرپناه و بهداشت از ضروریات زندگی انسان است. تأمین نشدن نیاز به امنیت انسان در فضاهای جمعی، نه تنها او را از رسیدن به نیازهای رده بالاتر همچون خودشکوفایی، زیباشناختی، دانستن و فهمیدن باز می دارد، بلکه کاهش تعاملات اجتماعی و در نهایت خالی ماندن فضاهای عمومی را در پی دارد. این مقاله سعی بر آن دارد تا با بررسی رابطه میان ویژگی های کالبدی فضاهای عمومی و احساسی امنیت اجتماعی در دو مجموعه مسکونی با الگوهای متفاوت و با بهره گیری از رهنمودهای شهرسازانه، به ارائه ضوابط کالبدی جهت ارتقای حس امنیت اجتماعی در فضاهای جمعی محیط های مسکونی بپردازد، به نحوی که با تهدید فرصت های مکانی برای کاهش احساس امنیت اجتماعی، موجبات حضور هر چه بیشتر زنان را در فضاهای جمعی فراهم کرده و سبب ارتقای پویایی و سرزندگی در فضاهای باز عمومی مجموعه های مسکونی گردد (اکبری و پاک بنیان,54, ص1391). هدف کلی پژوهش حاضر، شناسایی رابطه میان ویژگی های کالبدی فضاهای جمعی و احساس امنیت اجتماعی زنان است.

لذا در این پژوهش سعی گردیده است تا با بررسی تأثیر هر یک از کاربری های شهری بر احساس امنیت زنان پیشنهاد و راهکارهایی جهت بهبود الگوی برنامه ریزی شهری مؤثر در ارتقاء امنیت ذهنی و عینی زنان ارائه شود. در این راستا دو محله سیچان و سنگتراشها در استان اصفهان بررسی شده است. پژوهش در رابطه با محله ها به صورت میدانی انجام گرفته است، بدین صورت که با رفتن در بافت هر یک از محله ها و مصاحبه با زنان محله میزان تردد آنها در فضای شهری برآورد شده و احساس امنیت آنها از هر فضا بررسی شده است. همچنین دو محله از لحاظ طراحی و الگوی شهری با هم مقایسه شده و معایب و محاسن  و در نهایت میزان امنیت در این دو فضای شهری بررسی شده است.

 

  • مفهوم امنیت اجتماعی در فضاهای شهری

امنیت از ریشه لاتین Secure”” که در لغت به معنای “نداشتن دلهره و دغدغه است”، می باشد. بنابراین معنای لغوی امنیت، “رهایی از خطر، تهدید، آسیب، اضطراب، هراس، ترس، نگرانی یا وجود آرامش، اطمینان، آسایش، اعتماد، تامین، ضامن است” (الماسی فر و انصاری، 1389، ص 23)

امنیت در فرهنگ فارسی به معنای آزادی، آرامش، فقدان ترس و عدم هجوم دیگران آمده است. در “فرهنگ علوم رفتاری” نیز دو واژه ارائه شده است:

  • «یک حالتی که در آن ارضای احتیاجات و خواسته های شخصی انجام می شود»
  • «دوم احساس ارزش شخصی، اطمینان خاطر، اعتماد به نفس و پذیرشی که در نهایت از سوی طبقه ای اجتماعی نسبت به فرد اعمال می شود.» (صالحی، 1387، ص 92 -86)

مفهوم امنیت باز می گردد به دفاع یا حفاظت از خود، خانواده، دوستان و اموال. مفهوم امنیت در فضای شهری از یک سو با جرم ارتباط پیدا می کند، اگرچه از آن بسیار متفاوت است و از سوی دیگر با مفهوم بزه دیده و ترس از بزه دیده واقع شدن. از سوی دیگر می بایست میان ترس و خطر، یا احساس امنیت کردن و در امان بودن تفاوت قائل شد. (2003,119-120  carmona ,)

به طور اصولی، انسان برای رسیدن به اهداف والای انسانی بعد از برآوردن نیازهای فیزیولوژیکی نیاز به وجود امنیت و احساس امنیت دارد و در این میان مهم تر از امنیت، موضوع احساس امنیت است. برخی از کارشناسان احساس امنیت را در یک جامعه، مهم تر از وجود امنیت در آن می دانند؛ زیرا ممکن است در جامعه  ای امنیت از لحاظ انتظامی و پلیس وجود داشته باشد، اما فرد احساس امنیت نکند، به عبارت دیگر موضوع امنیت از فرد شروع و به خانواده، جامعه و در نهایت نظام بین المللی ختم می شود. در شهر امن، ایمنی در فضاهای شهری تامین شده و فرد در شهر احساس امنیت خاطر و فقدان خطر می کند. (صالحی، 1387، ص 92-86)

 

2-1- ابعاد امنیت

به طور کلی دو بعد برای امنیت وجود دارد، یکی بعد عینی (objective) که با پارامترهای عینی محیطی و رفتاری ارزیابی می گردد و دیگری بعد ذهنی (subjective) است که بر اساس احساس امنیت از جمع درک می شود. هر دو بعد می توانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند، اثر مثبت و یا منفی. بنابراین لازم است که این دو بعد را مورد توجه قرار بدهیم تا امنیت جمع ارتقاء یابد. البته در اینجا تأکید بر بعد ذهنی و احساس امنیت می باشد. (ضابطیان و رفیعیان، 1387، ص 49)

 

2-2- امنیت محیطی

در زمینه «امنیت محیطی» و درک نا امنی محیط، خواستگاه های مختلفی وجود دارد. دریافت پدیده نا امنی، دو جنبه «ذهنی» و «عینی» را در کلیه عرصه ها در بر می گیرد؛ که «مقوله عینی»، وقایعی چون سرقت، و خشونت و «جنبه ذهنی»، دریافت ذهنی در خصوص امنیت منطقه و فضا را شامل می گردد. از لحاظ کمی می توان ناامنی را بر پایه میزان و یا تعداد خشونت ها، تعداد مکان های وقوع جرم، ماهیت جنسیت و سن افراد قربانی محاسبه کرد. آنچه در این مقوله دریافت ذهنی از ناامنی در بعد نمادی و فرهنگی جامعه درک می شود، معمولا با احساس اضطراب و چالش همراه است که بیشتر فضاهای جمعی دنیای صنعتی به عنوان مثال پارک های شهری، متروها و مجتمع های مسکونی شامل آن هستیم. مفهوم نا امنی، علی رغم کنترل بیش از حد پلیس، هنوز یکی از ویژگی های اجتماعی خطرناک در جامعه به شمار می رود. ( ربانی،1381 ، ص 11) احساس نا امنی موجب پدید آمدن گروه هایی می شود که نقش پلیس را ایفا می کنند و اتخاذ تدابیری را به دنبال دارد که هدفشان پیشگیری می باشد. در روند پیشگیری، نه تنها عوامل پلیس بلکه تمام شهروندان و طراحان محیط و فضاهای شهری نیز همکاری کاملی دارند. بررسی ساختار عوامل مؤثر در وقوع جرم در فضای شهری سطوح مختلفی را در بر می گیرد که مراتب انجام جرم را تغییر می دهد:

  • «سطح کلان» (Macro) : عوامل مؤثر در پیدایش آنومی در جامعه (فراشهری)
  • «سطح میانه» ( Medium) : عوامل مؤثر در پیدایش آنومی در شهر
  • «سطح خرد» ( Micro) : عوامل مؤثر در پیدایش آنومی در مکان ها و موقعیت (محله)

جدول1- عوامل مؤثر در پیدایش جرم – (مأخذ: صالحی، 1387)

w1

 

2-3- امنیت شهری

مطالعه مفهوم «فضای شهری امن»، نمی تواند محدود به خرد فضاها باقی بماند و در هر صورت عوامل مؤثر سطوح بالاتر؛ سطوح پایین تر را تحت شعاع قرار می دهند. لذا با کنترل امنیت در فضاهای کلان، می توان مانع از ریزش جرم به فضاهای پایین تر شد. برای ایجاد احساس امنیت و حفظ ایمنی فضاها در سطوح مختلف روش ها و روندهای گوناگونی از طریق صاحب نظران و کمیته های بین المللی ارائه گردیده است که هر یک به نوعی با تمهیداتی در پی رسیدن به «فضای شهری امن» بر آمده اند. (صالحی، 1387، ص 114-107)

بر پایه پژوهش های علوم اجتماعی و جامعه شناسی مشخص گردیده که رابطه مستقیمی بین امنیت محیطی «فضای شهری امن» و درک امنیت وخوانایی و جود دارد، یعنی هرچه فضا خوانا تر و طراحی محیط بر پایه اصولی باشد که در رویکرد امنیت محیطی مطرح شده، محیط از امنیت بالاتری بر خوردار است. رویکردهای جدید طراحی محیطی نیز بر این نکته تاکید دارند که با توجه به ساختار کالبدی فضاهای شهری و تدوین و اعمال ضوابط ویژه در آنها، می توان به میزان گسترده ای از ارتکاب جرایم شهری جلوگیری کرد. در اصل، «تقویت انگیزه های اجتماعی جامعه» و « ارتقاء نظارت عمومی در کنار افزایش شفافیت فضاهای عمومی» و «عناصر مستقر در محیط های شهری» و «رفع نابسامانی های کالبدی و منظربخشی»، از ساز و کارهای ایجاد محیط امن شهری می باشد.

در این بخش برای سهولت بررسی بر اساس ویژگی های اصلی، فضاهای شهری به دو بخش فضاهای مسکونی و فضاهای عمومی شهری که بیشتر شامل میادین خیابانها و پارکها و نظایر آنها می گردند تقسیم شده اند.

 

2-3-1- امنیت در بافت مسکونی

بافت مسکونی محیطی است که در طول شبانه روز پذیرای عده زیادی از زنان است. لذا در این پژوهش امنیت این نوع محیط شهری به صورت ویژه بررسی شده است. بطور کلی با اتصال املاک به یکدیگر و ایجاد ارتباط مناسب در بین آنها امنیت املاک و ساکنان آنها بالاتر خواهد رفت. عموما” املاکی که دور افتاده تر هستند و متروک شده اند احتمال وقوع جرم در اطراف آنها بالاترمی رود و فضاهای متراکم ساخته شده ریسک جرم را پایین می آورد. همچنین برای افزایش ضریب امنیت زنان در مناطق مسکونی باید از امنیت زنانی که بیشتر تنها هستند(نظیر زنان خانه دار در طول روز که دیگران در اطرافشان نیستند) با افزایش بیشتر مراقبت خیابان ها و کاهش دادن فرصت های مخفی شدن و فراهم آوردن خلوت مناست و تشویق نکردن ورود مزاحمان (نظیر موتور سواران و یا خودروهای عبوری از مناطق مسکونی) اطمینان پیدا کرد. بر اساس مطالعه ای که بروی خشونت در واحدهای همسایگی شهری در اواسط دهه 1990 انجام شد، نتایج نشان داد که نرخ خشونت کمتری در واحدهای همسایگی که “روحیه جمعی”دارند، اتفاق می افتد و این روحیه باعث نظارت در نگهداری و مراقبت از بچه ها یشان و ابقای نظم عمومی می شود.

 

2-3-2- امنیت در فضاهای عمومی شهری

تحقیقات اخیر در استرالیا و دیگر کشورها(1995)نشان داده اند که تفرجگاه ، بازارها و دیگر مراکز خرید عمومی در برابر جرم آسیب پذیر هستند و مولفه های مشخصه جرم در آنها عبارتند از: عناصری در مراکز شهری نظیر مغازه ها، تئاتر، رستوران ها، ایستگاه های حمل و نقل عمومی و غیره. اصولا” موقعیت های تجاری و تفریحی بر جرم و رفتار مجرمانه در سطوح قسمتی از پیاده روها و فضاهای خارجی خود را نیز همرنگ خود می کنند. جرم هایی که عموما” در فضاهای عمومی شهری رخ می دهند، سرقت وسایل نقلیه، حمله های بدنی خفیف و ترساندن و نظایر آنها می شود. اما بیشتر رفتارها و اعمالی که گروه های زیادی از استفاده کنندگان را از مراکز شهری می ترساند، اعمالی است که گرچه به طور اصولی جرم نیست، اما باعث بی نظمی عمومی می شود.

 

2-4- ویژگی های یک فضای امن شهری

به عنوان یک اصل کلیدی، برنامه ریزان شهری باید به این نکته توجه کنند که شهرها باید به گونه ای ساخته شوند تا حداقل نیازهایی از این قبیل را تأمین کنند:

– افراد بتوانند و دیده شوند.

– بشنوند و شنیده شوند.

– بتوانند کمک کنند.

در نتیجه نباید در شهرها محلی برای تحریک جرم و نا امنی وجود داشته باشد و بالعکس باید همواره با مداخلات فیزیکی و اجتماعی محیط را منسجم و روح وحدت را در فضاهای عمومی شهری حاکم گرداند.

به طور کلی برخی از ویژگی های یک فضای امن شهری را می توان به شرح زیر بیان داشت:

– در یک فضای امن و راحت مردم تمایل دارند که یکدیگر را ببیند و آن فضا قابلیت اجتماعی شدن (sociability) خواهد داشت.

– اتصالات به پیرامون آن فضا (دسترسی ها) راحت تر صورت می گیرد.

– مکان خوبی برای انجام یک سری فعالیت ها می شود.

– آن فضا جذاب می شود و در اذهان باقی می ماند.

به طور کلی یکی از المان های اصلی یک فضای امن شهری رونق و حیات جاری در آن است. شایان ذکر است که حتی اداره های مربوط به تأمین امنیت یک مکان پر رونق برای آنها بسیار راحت تر از یک مکان خالی از همان نوع است (www.pps.com, 2013).

دو عنصر اصلی در طراحی شهرها، فضا و توده ساختمانی هستند. فضا به اندازه ی توده ساختمانی، نیروی سازمان دهنده با اهمیتی در شهرها محسوب می شود و نباید آن را محدوده ای به جا مانده از ساخت و ساز بناها دانست. به عبارت دیگر، فضا مجموعه ای از روابط میان مردم و مردم، اشیاء و مردم واشیاء و اشیاء است. فضا بر اساس تعاملات اجتماعی صورت گرفته در آن به سه دسته ی فضاهای عمومی، نیمه عمومی، نیمه خصوصی و خصوصی تقسیم می شود. از این میان فضاهای عمومی به فضایی اطلاق می شود که دسترسی به آن برای همه ی اعضاء جامعه امکان پذیر است، اما فرد در انجام اعمالش آزادی کامل نداشته و هنجارهای جامعه اش را در نظر می گیرد. (علی آبادی، 1381، ص 289).

بنابراین می توان چنین نتیجه گیری نمود که امنیت به معنای احساس آزادی و آرامش و به وجود آوردن محیطی که در آن فقدان ترس و عدم هجوم در آن حاکم باشد که این احساس را در دو بعد ذهنی و عینی می توان بررسی نمود. در یک جامعه برای رسیدن به امنیت باید این احساس را از امنیت اجتماعی و امنیت شهری بررسی نمود که امنیت شهری خود به دو بخش فضاهای مسکونی و فضاهای عمومی شهری تقسیم می شود. علاوه بر آن باید خاطر نشان نمود که درک آرامش از یک فضای شهری به سن، جنس و موفعیت اجتماعی افراد بستگی دارد.

جدول 2- مفهوم امنیت اجتماعی در فضاهای شهری

safe

3- جایگاه جنسیت در احساس امنيت درک شده از فضاهای شهری

مشخصه هاي فردي در ادراک از امنيت و ميزان استفاده فرد از یک فضاي شهري تاثير دارند، مثل موقعيت اجتماعي، شخصيت، نقش ها (سن و طبقه اجتماعي، پشتوانه خانوادگي، دانشجو بودن و يا کارگر بودن و…  ) و اين مسائل در تعیين راحتي اين افراد و همچنين در میزان درکي که از آسيب پذيري کي مکان دارند، تاثیرگذار است. عموماً عوامل زيادي براي عكس العمل نشان دادن مردم به ترس وجود دارند، اما برخي از اين عوامل نقش بيشتري دارند از جمله: جنسیت، سن، تجربه هاي گذشته درمورد جرم، محيط و جغرافيا، قوميت و فرهنگ و ساير متغير ها.

اما جنسيت به عنوان مهم ترين عامل شخصیتی در درک امنیت محسوب می گردد.  نوع جنايت و حس امنيت در مورد زنان و مردان متفاوت است، اما عموما زنان ترس بيشتري را حس مي كنند تا مردان، گرچه ممكن است كمتر از مردان قرباني شوند.

و بطور کلي مردان احساس مثبت تري در مورد امنيت محيط خودشان نسبت به زنان دارند.  هم مردان وهم زنان در تاريکي احساس ناامني مي کنند ولي درجه حس ناامني در زنان بالاتر است.  مثلاً در مورد وسايل نقليه بيش از 60 درصد زنان در تاريکي احساس ناامني دارند.

اما ترس از جرم رفتار و حالات را در فضاهاي شهري تغیير مي دهد و اين اثرات روي زنان و ديگر گروه هاي آسيب پذير اجتماعي و اقتصادي شديدتر است، اثراتي نظير اينکه:  حرکت هاي آنها را محدود مي کند و به ويژه بعد از تاریک شدن هوا موجب در خانه ماندن آنها مي شود و فرصت هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي آنها را کاهش مي دهد. در اين فرآيند آنها از فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي نظير کار کردن تا دير وقت و يا شغل هايي که شيفتي هستند و يا کلاس هاي عصر گاهي و نظاير آن مستثني مي شوند و البته در اين گونه موارد همواره زنان فقير بيشتر قرباني جنايت و ترس از آن مي شوند. در مجموع باید گفت عدم امنيت زنان در فضاهاي شهري مشارکت کامل آنان را در اجتماع محدود مي کند و علاوه بر تاثيرگذار خواهد بود.  همچنين ظرفيت اقتصادي زنان در سطوح شهري وابسته به امنيت آنهاست.  فعاليت هاي اقتصادي زنان بعضاً در اقتصاد غير رسمي و يا نزديک به خانه آنها متمرکز شده است، آنها به تسهيلاتي براي اشتغال در محيط شهري و مسکوني خود نياز دارند. (مقدم و ضابطیان، 1389، ص 45)

زنان به عنوان یکی از گروه ها و نیروهای اصلی رشد و تأثیرگذار اجتماعی در حیات مدنی شهر ها، امروزه دارای نقش  پُررنگی در مقوله های مرتبط با شهر هستند.  هیچ جامعه ای نمی تواند توسعه یافته تلقی شود، مگر آنکه در آن مشارکت همه جانبه و خودآموزی اجتماعی انجام گیرد. نگاه همه جانبه به توسعه یافتگی اجتماع، بیش از پیش ضرورت توجه به مشارکت و نقش پذیری زنان در امور شهر ها و پاسخ گو بودن شهرسازی در قبال نیازهای زنان را مشخص می کند. حضور در فضا حق مسلم زنان است و آنان نیز همانند مردان باید از شرایط برابر برای حضور در فضاهای شهری برخوردار باشند، اما امروزه زنان تا حدی از این حق شهروندی خود محروم شده اند. برای تأمین این برابری جامعه باید با درک تفاوت در نیاز ها، موقعیّت و اهداف فرد، موانع محدودکننده را رفع کند و به آن ها امکان حضور و مشارکت اجتماعی برابر را بدهد. از آنجایی که روابط اجتماعی روزمره زنان در فضاهایی که زنان بدان دسترسی دارند تحقق می یابد، شناخت و طراحی فضاهایی که زنان بدان دسترسی دارند، گام بلندی در شناخت واقعیّت اجتماعی زندگی آنان در شبکه ی اجتماعی زندگی امروز است و توجه به این امر (ایجاد فضاهای شهری مناسب جهت حضور زنان)، موجب ارتقای کیفیت فضاهای شهری نیز خواهد شد. (فرخ سرشت، 1391، ص 87)

نمودار 3- فضای امن شهری

 

public space

 

4- مؤلفه های کالبدی موثر در احساس امنیت اجتماعی در فضاهای شهری

عوامل گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیطی در سطح جامعه موجب به وجود آمدن رفتارهای نا متعارف می شوند که دارای روابط علت و معلولی هستند و در سه سطح کلان، میانه و خرد مطرح می باشند. این عوامل در سطح خرد در بردارنده ی عوامل مؤثر بر ایجاد رفتارهای مجرمانه در فضاهای شهری هستند که از جمله مهم ترین آنان عوامل محیطی است. در این پژوهش ناهنجاری های کالبدی مؤثر در ایجاد موقعیت های مجرمانه از میان ویژگی های محیطی برگزیده شده اند. برخی از مؤلفه های کالبدی مؤثر بر احساس امنیت استفاده کنندگان از فضاهای شهری عبارتند از:

 

4-1- اندازه و فرم

این مؤلفه خود از دو معیار  اندازه ی فضا و فرم فضا تشکیل می شوند:

الف) معیار اندازه فضا: این معیار در بر دارنده  شاخص های مقیاس فضا و احساس ازدحام است. از نظر مامفورد برای برقراری روابط اجتماعی در فضای شهری، محدودیت در اندازه فضا و تراکم جمعیت ضروری می باشد و بنابر نظر کالینز در میدان های عظیم شهری مردم دچار اضطراب می شوند که به بیماری ترس از فضای باز شهرت دارد. در نهایت بیان می شود که هرچه اندازه ی فضا بزرگ تر باشد، احتمال وقوع رفتارهای آنومیک در فضا افزایش می یابد. (اکبری و پاک بنیان، 1391، ص 56)

ب) معیار فرم فضا: این معیار در بردارنده ی شاخص قابلیت نمایانی فرم فضا است. بدون شک یک مجرم نمی خواهد در حین ارتکاب به جرم دیده شود؛ عدم رویت بصری ناشی از فرم فضا، شرایط بسیار مناسبی برای اهداف و رفتارهای بزهکاران و خلافکاران فراهم می سازد. ساختار فیزیکی فضا یا فرم فضا نقش انکارناپذیری در چگونگی ایجاد فضاهای بدون دفاع دارد ( علی آبادی، 1381، 8 ). سطوح و عناصر عمودی، فضای بر آمده و محیط آن، سطوح کف و فرو رفته، کنج ها، سطوح L  و  U شکل و … به دلیل عدم رؤیت بصری به مکان هایی تبدیل می شوند که طیف وسیعی از ناهنجاری ها را پذیرا بوده و از موارد کاهنده قابلیت نمایانی در فضا هستند.

 

4-2- آسایش بصری و محیطی

همبستگی آماری میان فراوانی وقوع جرایم و رفتارهای غیر متعارف با مکان های آلوده بیانگر آن است که آسایش بصری و محیطی از مؤلفه های مهم و اساسی محیط های شهری امن محسوب می شود. انواع آلودگی ها در فضاهای شهری که می تواند موجب رفتارهای غیر متعار ف شود به ترتیب زیر است:

الف) آلودگی نمادی: نمادها و علائم یا به عبارت دیگر نشانه ها از عوامل مهم تشخیص قسمتهای مختلف شهر هستند و افراد و به خصوص غریبه ها از طریق برقراری ارتباط با آنها احساس امنیت می کنند تسهیل در امر تشخیص جهت از نخستین خصوصیاتی است که باید بر تصویری خوب از محیط مرتب باشد و به نوعی به شخص احساس امنیت در فضا می دهد و این درست بر خلاف احساس ترسی است که بر شخص موستولی می شود.

ب) آلودگی دیداری: اغتشاش بصری در شکل شهر می تواند از طریق احساسی و ادراکی بر روی رفتارهای اجتماعی انعکاس یافته و اغتشاش رفتاری ( رفتارهای نا به هنجار) را در فضای شهری توجیه نماید بنابراین، آن بخش از فضاهای شهری که واجد تناسبات بصری مطلوبی هستند و به عبارت دیگر در آن اغتشاش بصری کمتری وجود دارد، نسبت به سایر فضاها کمتر با اغتشاش های رفتاری عجین می شوند.

پ) آلودگی نور: منظر از آلودگی نور فقدان روشنایی مناسب در فضاهای شهری و عمومی است. سیستم روشنایی خوب خطرات احتمالی این که متخلفان ممکن است شناسایی شوند را افزایش می دهد و شانس این که کسی برای کمک به یک قربانی اقدام کند، افزایش می یابد (اکبری و پاک بنیان، 1391، ص 56). کمیت و کیفیت نور از عوامل مهم در تأمین روشنایی و مؤثر براحساس امنیت شهروندان است. خیره شدن چشم (اختلاف زیاد میان بالاترین و پایین ترین میزان روشنایی در میدان دید) از بزرگترین دشواری ها در نورپردازی است و باید لوازم نورپردازی طوری طراحی شود که روشنایی مناسب را بدون خیرگی ایجاد کند. کیفیت نور نیز بستگی به جنبه های مختلف که طراحان با آنها نور را کنترل می کنند دارد که شامل انواع مختلف وسایل نورپردازی است (وولاند و وینتر باتم، 1380، ص 42).

ت) آلودگی محیطی: وجود فاضلاب و زباله در محیطها و فضاهای شهری موجب کاهش کیفیت می شود که بنابر نظریه ی پنجره های شکسته ی ویلسون و کلینگ، میان محیطهای شهری آلوده و افزایش جرایم ارتباط مستقیمی وجود دارد زیرا نشانه نبود کنترل فردی و جمعی در این فضاها بوده و چراغ سبزی برای مجرمین محسوب می شود.

 

4-3- سازمان فضایی و نفوذ پذیری

 روشنی و وضوح سازمان فضایی و مرزهای قلمروهای خصوصی، نیمه خصوصی (نیمه عمومی) و عمومی از یکدیگر موجب کاهش نفوذ پذیری بصری و افزایش نظارت اجتماعی و پیشگیری از جرایم می شود. تعریف مرزهای روشن، مالکیت یک فضا را تعریف می کند و بنابراین یک حس قلمرو و حس مکان ایجاد می کند. اصلی که نیومن در طراحی فضاهای قابل دفاع برای چندین پروژه به اجرا در آورد، به این صورت که با استفاده از دروازه ها، پرچین ها، نرده های کوتاه و … به تعریف مالکیت در فضا پرداخت تا از این طرق افزایش نظارت مردم بر فضاهایشان صورت گیرد (اکبری و پاک بنیان، 1391، ص 56).

4-4- برنامه ریزی کالبدی برای امنیت محیط شهری

در سال 1990 ولنتاین” ادعا کرد که با تسهیل ادراکی که از یک مکان فیزیکی وجود دارد و به طور غیر رسمی از طریق طراحی کنترلی می توان اطمینان زنان را برای بیرون رفتن از خانه هایشان افزایش داد.” او 10 استراتژی طراحی را پیشنهاد کرد که عموما درباره ی موقعیت، قابلیت دید به خصوص در ورودی ها، نورپردازی، نقاشی دیواره، پل های عابر پیاده، کوچه ها و راه های زیر گذر، منظرسازی، توسعه ی کفسازی ها و کنج ها و زاویه ها می شد. ولنتاین رویکردش را نسبت به محیط اجتماعی هم بسط داد و ذکر کرد: ” زنان با حظور بالفعل و بالقوه دیگران احساس امنیت بیشتری میکنند، زیرا آنها فکر می کنند که متخلفین با حظر و مداخله ی ناظران می ترسند (حتی هنگامی که می دانند که شاهدان نمی توانند جلوی رخ دادن جرمی را بگیرند)”. در واقع درک یک زن از امنیت به طور قوی با اینکه چگونه او در ارتباط با هر دو نوع محیط فیزیکی و اجتماعی اطرافش احساس راحتی می کند و آن ها را چگونه می شناسد، ارتباط دارد. در نتیجه می توان گفت: “ارتباطات اجتماعی در یک فضا و گروه هایی که آن فضا را از نظر اجتماعی کنترل می کنند اثر مهم تری در اینکه یک زن در آن فضا احساس امنیت بکنند دارند تا طراحی آن.” اما سیاستهای کاربری زمین و حمل و نقل شهری و نظایر آن، بر سطح استفاده از مکان های عمومی و طبیعت استفاده کنندگان تأثیر می گذارد و در نتیجه برنامه ریزی و طراحی شهری می تواند بر فرآیند کنترل و مدیریت اجتماعی این فضاها تأثیر بگذارند ( مقدم و ضابطیان، 1389، ص 46)

 

  • مفهوم سازی و استخراج شاخص های برنامه ریزی کالبدی در ارتقای امنیت شهری

در فرآیند مفهوم سازی، که در واقع ساختن مفهومی انتزاعی برای فهمیدن یک امر واقعی است، ابتدا مفهوم به ابعاد تقسیم شده است تا به راحتی قابل بررسی باشد، سپس هر بعد به شاخص های سازنده آن تفکیک شده است که خود دارای متغیرهایی می باشند و در پرسشنامه ای، سوالی متناظر با هر یک از متغیرهای مورد بررسی طرح گردیده است. مدل تجربی ساخته شده برای سنجش امنیت ذهنی و عینی درک شده توسط زنان بر همین اساس و البته صرفا در این مقاله از جنبه کالبدی ( و نه بعد اجتماعی) بررسی شده است. شاخص های در نظر گرفته شده برای سنجش بعد کالبدی ارتقای امنیت زنان در فضاهای شهری عبارتند از:

5-1- کاربری ها و فعالیت های ناشی از آنها

امنیت یک فضا به کاربری های محاط کننده آن بستگی دارد و باید تدابیری برای کاهش اثرات منفی کاربری های خلوت و متروک که مشکل ساز هستند، اندیشیده شود. ایده کاربری های مختلط که در طی دهه 1960 توسط جین جیکوب مطرح شد، هنوز هم به خوبی در دانش طراحی نفوذ نکرده است. در این ایده از ساختن محیط هایی که زنان را در نظر بگیرد بحث شده بود. به طور کلی برخی از اصول کلی مطرح شده در این زمینه به شرح زیر می باشد:

– کاربری های طبقات هم کف باید فعال باشد (منفعل و راکد نباشد و بر محیط تاثیرگذار باشند).

– توجه به تئوری چشم های خیابان و استفاده از نماهای فعال برای نظارت بر فضاها و ارتقا امنیت آنها.

– نگهداری خوب (تئوری های پنجره های شکسته)، که اگر یک پنجره بشکند، منجر می شود که بقیه با سرعت بیشتری بشکنند و کلا یک حرکت رو به زوال مارپیچی ایجاد می شود.

– برای نمونه در انگلستان و در راستای ارتقا امنیت در فضاهای عمومی شهری، سیاست کاربری های مختلط تشویق شدند و مخلوطی از مشاغل کوچک، خانه ها و اداره ها در مراکز شهری و ایجاد آپارتمان در طبقات بالای مغازه ها در طرح ها اعمال شدند تا میزان فعالیت و بنابراین امنیت را افزایش بدهد (www.dacorum.gov.uk, 2013)

 

5-2-  امنیت تردد زنان

استفاده از حمل و نقل عمومی و غیر موتوری، لازمه داشتن عدالت اجتماعی است و حق افراد است که با ایمنی کامل از خدمات عمومی برای تردد خود درون شهر استفاده کنند. نکته مهم این موضوع به ویژه با تأکید بر مسائل مرتب بر جنسیت در این است که تحقیقات نشان داده است که زنان معمولا بیشتر از اتوبوس استفاده می کنند. واژه تردد در این مطالعه، در مورد هرگونه عبور در قالب پیاده و سواره به کار برده شده است که در حالت سواره می تواند به دو صورت با خودروی شخصی و یا وسایل حمل و نقل عمومی، و در صورت پیاده بودن شامل عابران پیاده و  دوچرخه سوارها می گردد. تجارب امنیت زنان ( که به تردد آنان مربوط می شود) در محیط های شهری متفاوت از مردان است،‌ زنان به طور ویژه یک نقشه ذهنی با جزئیات بیشتر از نواحی مختلف شهر را که در آن احساس امنیت می کنند و از قسمت هایی که باید از آن اجتناب بورزند، در ذهن می سازند. این چهارچوب ذهنی ایجاد شده مبنای سنجش، قضاوت و الگوی رفتاری حرکت زنان از محیط های عمومی شهری می شود. نتایج یک تحقیقات در استرالیا نشان داده است که زنان به طور عموم از مواردی نظیر بیرون رفتن در شب، موقعیت های ابتدایی و یا انتهایی در سفرهای حمل و نقل عمومی، مثل منتظر ماندن در یک ایستگاه اتوبوس و یا پیاده روی از ایستگاه به سمت ماشین پارک شده، استفاده از پارکینگ های مرکز شهر بویژه اگر طبقاتی باشند، رانندگی تنها در شب، فضاهای باز و حومه ای و زیرگذرها و کوچه های بن بست، واهمه دارند. (مقدم و ضابطیان، 1389، ص 47) . همچنین در تحقیقاتی که در راستای ارتقای امنیت زنان و تحلیل کلی اجتماعی ان در بریتیش کلمبیا در سال 1992 در مقیاس کشور کانادا انجام شده است، نشان داد که به طور عموم 60 درصد از زنان کانادایی از به تنهایی پیاده روی کردن در محله و واحد همسایگی خود بعد از تاریک شدن هوا می ترسند، 76 درصد از منتظر ماندن برای استفاده از وسایل نقلیه عمومی بعد از تاریک شدن هوا می ترسند، 76 درصد از منتظر ماندن برای استفاده از وسایل نقلیه عمومی بعد از تاریک شدن هوا هراس دارند و 83 درصد از به تنهایی پیاده روی کردن به سمت ماشین در گاراژ و پارکینگ ها می ترسند (www.feminst.com, 2010 ). به عنوان یک تجربه بومی نیز، در تحقیقاتی که در شهر مشهد و بر زنان نسبت به امنیت محیط و خودشان مورد توجه قرار گرفت.

در این تحقیق از تئوری های کنش متقابل نمادین درباره احساس و همچنین از نظریه پایگاه قدرت که به وسیله تئودور کمپر که از پیشگامان جامعه شناسی احساسات است، استفاده شد. در بخشی از این تحقیق به امنیت تردد زنان اشاره شده است. در پاسخ گویی به پرسش امنیت فیزیکی زنان هنگام تردد از خیابان ها، از میان 725 پاسخگو، 461 نفر، یعنی 6/63٪‌ خطر تصادف در هنگام عبور از خیابان ها را بالا دانسته اند. در مورد پیاده روهای شهری و مواظب بودن برای زمین نخوردن 5/63٪ از افراد حداقل یک بار زمین خورده اند که دلیل آن را ناهمواری های سطح پیاده روها می دانسته اند. همچنین در زمینه اجتماعی،‌ نتایج نشان داد که هرچه احساس اعتماد به نفس زنان بیشتر بوده است (خواه به دلیل شغل یا جایگاه اجتماعی)، احساس امنیت آنان در فضاهای تردد بیشتر بوده است و زنانی که روزانه و به طور منظم به سطح شهر می آیند در مقایسه با دیگر زنان از آرامش خاطر و احساس امنیت بیشتری برخوردارند (زنجانی زاده ، 1381،‌ ص 63) . البته “ضروری است که زنان را به صورت شخصیت و هویت چندگانه ای بررسی کنیم”، بر طبق تحقیقات انجام شده به وسیله NACAVA  در سال 1998،‌ زنان در سنین مختلف از چیزهای متفاوتی در محیط های شهری می ترسند، برای مثال دختران نوجوان از سفر با وسایل حمل ونقل عمومی در سطح شهر می ترسند، اما زنان سالخورده تر این احساس را ندارند. سرویس دهی منظم وسایل نقلیه عمومی و امنیت فضای ایستگاه ها و پایانه ها یکی از مؤلفه های اصلی جلب اعتماد عمومی به این نوع از حمل و نقل است. موارد مختلفی برای بهبود ضریب امنیت عمومی در مؤلفه های خمل ونقل شهری را در بر می گیرد. استفاده از سرویس های شبانه بانوان که برای مثال نمونه موفق آن در قالب تاکسی های ویژه بانوان را به خوبی جلب کرده اند و کاملا سازماندهی شده و تحت کنترل هستند. همچنین تأمین روشنایی ایستگاه ها در شب و استفاده از بدنه های شفاف برای آنها می تواند بر افزایش استفاده از حمل و نقل عمومی تأثیرگذار باشد ( مقدم و ضابطیان، 1389، ص 47).

 

5-3- خوانایی فضای شهری

خوانایی اصولا به درجه درک از یک فضا و وضوح آن برمی گردد و اینکه فضای مورد نظر از یک الگوی منسجم برخوردار باشد. وقتی فضایی خوانا است به احساس راحتی و امنیت کمک می کند و برعکس هنگامی که علائم راهنما وجود ندارد و فضا گیج کننده است، احساس امنیت از بین می رود (Russ, 2006, 25 )

خوانایی در دو سطح اهمیت پیدا می کند: فرم کالبدی و الگوهای فعالیت.

مکان ها ممکن است در یکی از این دو سطح خوانا و قابل فهم باشد. برای مثال این احتمال وجود دارد که از فرم کالبدی یک مکان، احساسی روشن مانند لذت بردن از حدی از زیبایی را، در یک سطح سامان بخشید. الگوهای فعالیت نیز ممکن است به همان اندازه بدون دل مشغولی قابل توجهی به فرم بر تصویر ذهنی جا بیفتد. اما برای بهره گیری کامل از امکانات بالقول یک مکان باید آگاهی از فرم کالبدی و الگوهای فعالیت به تکمیل یکدیگر بپردازد. این موضوع به ویژه برای افراد بیگانه خیلی مهم است چرا که آنها نیاز دارند بدون مقدمات قبلی و به سرعت به درک مکان نائل آیند.

با توجه به توضیحات ذکر شده در بالا در محله سنگتراشها آلودگی نمادی که منجر به اختلال در مسیر یابی و سر در گمی می شود وجود ندارد و مسیر یابی در آنها تقریبا به راحتی صورت میگیرد، زیرا مسیر خطی و خوانایی در ابتدا و انتهای میدان مشخص شده است و مسیرهای ورودی و خروجی به گونه ای است که با ورود به محله کاملا مشخص است و اغلب مسیرهای فرعی دسترسی به جز ورودهای اصلی به محله وجود ندارد و دورتادور را بن بست ها احاطه کرده اند. از طرف دیگر همنام بودن این مسیرها، سبب خوانایی هر چه بیشتر محله شده است. در سنگتراشها نه تنها اثری از اغتشاشات بصری به چشم نمی خورد بلکه هماهنگی مناسبی میان نماها وجود داشته و نورپردازی مناسب در شب نیز موجب شده تا فضاهای منتخب در محله از نظر معیار آسایش بصری، واجد پتانسیل های مثبتی برای بالا بردن احساس امنیت بانوان استفاده کننده از فضا باشند. بررسی ها در سیچان حاکی از آنست که آلودگی نمادی یکی از مهم ترین مسایلی است که به وضوح در این فضاهای منتخب به چشم می خورد. کمبود شدید نمادها و علائم در ورودی های این محله موجب شده تا مسیریابی به سختی صورت گیرد. از سوی دیگر مناسب نبودن فرم، نوع مصالح و چیدمان مبلمان شهری (خصوصا نشستگاه ها) در این فضاها سبب شده که نه تنها مردم به استفاده از این فضاها جذب نشوند، بلکه نورپردازی نامناسب این فضاها سبب ایجاد فضاهایی بسیار تاریک در شب به عنوان بستر وقوع بسیاری از جرایم شده است.

5-4- مراقبت های طبیعی و مصنوعی

افزودن عصاره “چشم های خیابان” به برنامه ریزی و طراحی، فرصت هایی را برای مراقبت های نامحسوس از مکان های رها شده که ممکن است جرم و جنایت در آنها رخ بدهد، پدید می آورد. مردم وقتی در معرض دید هستند و یا صدایشان شنیده می شود، احساس امنیت بیشتری دارند ( www.pps.or , 2013 ) و این یک اصل کلی است  که همه توسعه های جدید باید طوری طراحی شوند که فرصت هایی را برای مراقبت طبیعی افزایش بدهند. استفاده از نماهای فعاب یکی از عناصر اصلی مداخلات فزیکی در جهت کنترل امنیت فضاهای عمومی شهری است. همچنین استفاده از ابزارهای مدرن نظارت نظیر دوربین های مدار بسته ( CCTV) به عنوان نمونه ای از پرکاربردترین ابزار رایج در سراسر جهان برای نیل به فضاهای امن به ویژه در جاهایی که نظارت طبیعی امکان پذیر نیست، مطرح است. در واقع این ابزار با ایجاد این حس که محیط تحت نظر است ضریب ایمنی محیط را بالا می برد. برای مثال در سال 1994 و در گلاسکو تعداد 32 دوربین مدار بسته در مرکز شهر نصب شد و با این کار نرخ جرم در سال به میزان 9 درصد کاهش یافت به علاوه تأثیر چشمگیری بر کاهش ترس از جرم داشت و البته در استفاده از این ابزار نگهداری و بقاء امری مهم است ( www.dacorum.gov.uk , 2013).

 

5-6- میزان آشنایی فضا

تکرار مناظر آشنا در فضاهای عمومی شهری نه تنها حس غربت و اضطراب آن را از بین می برد، به مردم در مسیریابی کمک می کند و از گم شدن احتمالی و ترس ناشی از آن جلوگیری می کند. همچنین این مسأله علاوه بر ساخت اماکن و فضاهای آشنا می تواند در قالب مبلمان شهری با سبک های آشنا نظیر نیمکت ها و سطل ها، کیوسک های تلفن و پناهگاه های اتوبوس و نظایر آن که از جمله عناصر الحاقی به محیط محسوب می شوند، نیز قابل حصول باشد. البته استفاده از سبک های آشنا به معنی نفی طرح های مدرن و نوآوری نخواهد بود و در واقع نکته مهم در ترکیب کردن سبک های آشنا و جدید به طوری که برای مردم قابل درک و استفاده باشد، است  ( مقدم و ضابطیان، 1389، ص 47).

 

5-7- حیات شبانه شهری

حقیقتی که وجود دارد این است که تعداد زیادی از زنان پس از تاریک شدن هوا از خانه هایشان بیرون نمی آیند تا از فضاهای عمومی استفاده کنند و یا از کسی می خواهند تا آنها را مشایعت کند. در اینجا سؤالی که ممکن است پیش بیاید این است که چرا امنیت زنان؟ در حالی که مردها ممکن است بیشتر تحت تأثیر خطرات محیطی قرار بگیرند. اما این مثل آن می ماند که درست است که بیشتر تصادفات در نزدیکی خط کشی های عابر پیاده رخ می دهند ولی این بدان معنی نیست که آنجا مکان امنی برای عبور عابر نیست، بلکه نسبتا تعداد بیشتری از عابران از آن نقطه رد می شوند. نکته جالب این است تاریکی شب خود به عنوان یک عنصر طبیعی از تغییر محیط زیست که بر ترس از جرم تأثیر می گذارد، از تغییر محیط زیست که بر ترس از جرم تأثیر می گذارد، از نظر اجتماعی تحت تأثیر جو اجتماعی حاکم بر فضای شبانه قرار می گیرد. (چنانچه در کشور ما و در شب های عزاداری ماه محرم و حضور فعال مردم ساعات نیمه شب، زنان آزادانه و گروهی یا انفرادی با آرامش در معابر و پارک ها قدم می زنند) و یا برای مثال در تجربه ای که در هلسینکی (فنلاند) انجام گرفت، مشخص شد که با وجود آنکه شب های تابستانی کوتاه مدت است، با این حال زنان شب های تابستان و زمستان را به یک اندازه خطرناک درک کرده اند. لذا به این نکته دست یافتند که در واقع آنچه که زنان را محتاط می کند “شب اجتماعی” است:” مسأله این است که چه چیزی در فضاها و در شب هنگام در حال وقوع است”. به عنوان یک راه حل، پیرامون آنچه که در استرالیا بررسی شدو البته به عموم کشورها نیز قابل تعمیم است، تحرکات اقتصاد شبانه بر مراکز شهری و به ویژه بر امنیت زنان اثر عمده ای داشت و موجب آوردن ترکیبی از مردم به مراکز شهری گشت و این امر بر بهبود نورپردازی و سرویس های حمل و نقل عمومی تأثیر خواهد گذاشت. برنامه های سرزنده خالی می توانند به عنوان به عنوان فعالیت های فرهنگی استفاده شوند تا زمینه وقوع جرم، مثلا نورپردازی ها به صورت دنباله دار می تواند مردم را به سمت مرکز شهر جذب و هدایت کند ( مقدم و ضابطیان، 1389، ص 48).

 

5-8- شهرت (خوشنامی و یا بدنامی) فضاها

مکان های خاصی عموما توسط زنان گروه هایی از زنان برچسب می خورند و بدنام و نا امن تلقی می شوند و این معمولا به دلیل وقوع و انتشار خبر حادثه ها در این گونه اماکن است و یک توافق دسته جمعی حاصل می شود که آن مکان ها دارند. البته ممکن است این تصورات مجازی باشند و این همان تفاوت ظریف بین امنیت ذهنی و عینی فضا است.

بنابراین می توان چنین بیان کرد که برای ارتقاء امنیت زنان در فضاهای شهری باید عوامل گوناگون کالبدی محیط  را بررسی نمود و با افزایش کیفیت این عوامل امنیت زنان را برای تردد در فضای شهری تضمین نمود.

 

public space-c

6- یافته های پژوهش در محله های سیچان و سنگتراشها

6-1- مولفه آسایش بصری و محیطی

6-1-1- بدنه

بر مبنای مطالعات میدانی، انطباق تقریبی بدنه های محل سنگتراشها با توقعات بیننده(تصور ذهنی مردم از خانه های مسکونی) و هماهنگی نسبی میان بدنه ها (نوع و رنگ و مصالح،تعداد طبقات و …) موجب شده تا بیننده فضا را واجد تناسبات بصری مطلوب و فاقد آلودگی دیداری ارزیانی کند و این در حالی است که در سیجان کالبد فضاها با توجه به کارکردشان (مسکونی بودن) در انطباق با توقعات ذهنی مخاطب نمی باشد. به عبارت ساده تر،برای یک ایرانی که بار اول وارد سیچان می شود فضا تا حدود زیادی منطبق با الگوهای ذهنی او از یک محیط مسکونی نیست؛ چرا که الگوی سیچان تفاوت های اساسی با الگوی متداول مسکن سنتی ایرانی در محله های مسکونی متعارف دارد. از سوی دیگر فرم کالبدی محله باعث شده است تا فضا خوانایی کالبدی مناسبی نداشته و آلودگی های دیداری موجب شود تا بیننده فضاها را واجد تناسبا بصری مطلوب ارزیابی نکند.

6-1-2- کف

 بررسی محله های سنگتراشها نشان می دهد اثری از آلودگی محیطی در کف(وجود مواد زاید و فاضلاب و دیوارنویسی)این فضاها به چشم نمی خورد . بررسی های مشابه در فضاهای باز محله سیچان، گویای آن است که فاضلاب و زباله های رها شده در کف فضاها مشاهده نمی شود، اما مواردی اندک از آلودگی زباله در برخی فضاهای این محله وجود دارد و اختلاف سطح های موجود در کف به زباله دانی تبدیل شده که نشان از کوتاهی کارگران شهرداری در انجام وظلیف خویش یا بی مسئولیتی ساکنین دارد. نکته جالب توجه در زمینه آلودگی کف در محوطه های سیچان، نخست ضایعات ساختمانی رهاشده در این فضاها است در حالی که اثری از تعمیرات نیز به چشم نمی خورد و دیگری دیوارنویسی های ناهنجاری است که در کف یا جداره برخی از فضاها شدیدا” جلب نظر می کند و علت هر دو مورد نبود نظارت و کنترل کافی ساکنین است.

در جمع بندی از بررسی معیار آسایش محیطی در فضاهای منتخب در سنگتراشها می توان ادعا کرد که این فضاها واجد آسایش محیطی هستند. همین از دلایلی است که موجب شده زنان احساس امنیت مناسبی به هنگام استفاده از این فضاها داشته باشند .در مورد محله سیچان، کثیفی بدنه، کف، سقف، و مبلمان شهری در این فضاها موجب شده تا معیار آسایش محیطی در آنها خدشه دار شده و پتانسیل هایی برای کاهش احساس امنیت زنان در این فضاها فراهم شود. در نهایت بررسی مولفه آسایش بصری و محیطی تحت چارچوب چک لیست در هر دو نمونه سنگتراشها و سیچان حاکی از آن است که ویژگی های کالبدی تحت عنوان این مولفه در سنگتراشها موفق تر از سیچان عمل کرده آن تا جایی که می توان مدعی شد فضاهای منتخب در سنگتراشها نمونه ای از فضاهای واجد مولف هآسایش بصری و محیطی و فضاهای منتخب در سیچان نمونه ای منفی از این مولفه هستند و همین تفاوت در ایجاد آسایش بصری و محیطی در فضاها از موارد بسیار مهم و تاثیرگذار در تفاوت احساس امنیت در این دو نمونه است.

 

نتیجه گیری

امنیت فضاهای شهری نقش بسزایی در ارتقاء سطح رفاه اجتماعی شهروندان دارد. در این بین زنان به عنوان گروه های آسیب پذیر در مقابل اثرات ناامنی شهری محسوب می شوند. مطالعات صورت گرفته برای سنجش فرضیه اصلی تحقیق که بررسی رابطه بین میزان تردد زنان در فضای مورد مطالعه و میزان احساس امنیت درک شده توسط آنان است نشتن می دهد که هرچه میزان تردد زنان در پهنه های فیزیکی مورد مطالعه بیشتر بوده است میزان احساس امنیت بیشتری داشته اند. همچنین همان طور که ذکر گردید پس از مفهوم سازی مبانی و تجارب مطرح شده، شاخص های مفهوم امنیت شهری زنان به شرح جدول یک استخراج گردیدند.

لذا می توان گفت بالا بودن ضریب احساس امنیت سنجیده شده در مطالعات میدانی در بخش مسکونی نیز می تواند به دلیل افزایش میزان آشنایی، خوانایی، نظارت و دسترسی به امداد در محیط مسکونی باز گردد و به طور مشابه با انتقال این شاخص ها به هر فضای عمومی شهری، امنیت فضا ارتقاء خواهد یافت.

در مجموع باید گفت وجود بافت مسکونی در مراکز شهری، علاوه بر حفظ آشنایی و نظارت بیشتر بر فضا، حیات شبانه محیط پیرامون خود را نیز حفظ خواهد کرد. همچنین بر اساس نتایج تحلیلی حاصل از یافته های پزوهش در فرایند برنامه ریزی کاربری و فعالیتهای شهری، باید سعی شود کاربری های مختلف که دارای بخش های اداری دولتی، بانک ها و نظایر آن که امنیت خود را به محیط اطراف تزریق می کند استفاده نموده و از توزیع بیش از حد کاربری های تجاری با عملکردهای تخصصی (عمده فروشی ها، کارگاه ها و تولیدی ها، گاراژها و …) در مراکز شهری جلوگیری شود و حتی الامکان در صورت وجود با کاربری های مخاطب عموم جایگزین شود.

جدول1- شاخص های در نظر گرفته شده برای سنجش بعد کالبدی ارتقاء امنیت زنان در فضاهای شهری.

ردیف            شاخص                     کاربرد شاخص در ارتقاء امنیت
  1 کاربری ها و فعالیتهای ناشی از آنها                      کاربرد سیاست کاربری های مختلط
  2           امنیت تردد زنان توسعه حمل و نقل عمومی کارا و ایمن، افزایش خوانایی فضاهای تردد پیاده
  3       خوانایی فضاهای شهری               ارتقاء خوانایی فضا برای مسیریابی راحت و ایمن
  4   مراقبت های طبیعی و مصنوعی توسعه فرهنگ نظارت طبیعی و نصب دوربین های مدار بسته و ارتقاء میزان

دسترسی به امداد

  5         میزان آشنایی فضا   تکرار مناظر آشنا در فضاهای عمومی شهری و کاهش حس غربت و اضطراب
  6     توسعه حیات شبانه شهری افزایش تحرکات اقتصاد و فعالیت های شبانه – ارتقاء سرویس های حمل و نقل

شبانه ایمن

  7 شهرت (خوشنامی و یا بدنامی فضاها)                تلاش برای فرهنگ سازی و بهبود شهرت فضا

 

 

 

 

فهرست منابع:

اکبری . رضا، پاک بنیان . سمانه، 1391، تأثیر کالبد فضاهای عمومی بر احساس امنیت اجتماعی زنان، نشریه هنرهای زیبا، دوره 17 شماره 2.

الماسی فر. نینا، انصاری. مجتبی، 1389، برسی امنیت در پارک های منطقه ای به عنوان بخشی از فضاهای شهری از دیدگاه زنان بر پایه رویکرد CPTED، مجله مدیریت شهری، شماره 25.

الیاس زاده مقدم. سید نصرالدین، ضابطیان. الهام، 1389، بررسی شاخص های برنامه ریزی شهری موثردرارتقای امنیت زنان درفضاهای عمومی با رویکرد مشارکتی، نشریه هنرهای زیبا، شماره 44.

علی آبادی. جواد، 1381، نقش فضاهای شهری در تأمین امنیت اجتماعی، ماهنامه شهرداریها، شماره 41.

صالحی. اسماعیل، 1387، ویژگی های محیطی فضاهای شهری امن، مرکز مطالعاتی و شهرسازی و معماری، تهران.

ضابطیان . الهام، رفیعیان . مجتبی، 1387، درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد مشارکتی، نشریه جستارهای شهری، شماره 24, 25.

فرخ سرشت. مروا، 1391، زنان و فضاهای عمومی شهری (زنان و بهره برداری از فضاهای شهری)، مجله زنان و زندگی شهری.

وولاند. جیک، وینترباتم. دانیل، 1380، شهر امن با نورپردازی، فریبرز بهروزفر، ماهنامه شهرداریها، شماره 28.

زنجاني زاده.  هما، 1381،  مشاركت سياسي زنان و عوامل اجتماعي موثر بر آن، فصلنامه علوم اجتماعي، شماره 1 الماسی فر. نینا، انصاری. مجتبی، بررطی امنیت محیطی در پارک های منطقه ای به عنوان بخشی از فضاهای شهری از دیدگاه زنان بر پایه رویکرد  .CPTED

Carmona, M. Heath Time, O, Tanner and Ties dell, S. (2003), “Public places urban spaces”, Architectural press, New York.

Russ, Thomas (2006), SAFE CITY STRATEGY, Site Planing And Design Handbook, Graw – Hill Companies, November, New York

www.dacorum.gov.uk, 2013

www.feminst.com, 2010

www.pps.org, 2013