گفتگو با لنا اشپت درباره معماری داخلی ایرانی

گفتگو با لنا اشپت درباره معماری داخلی ایرانی

lena spathff

شما به عنوان یک توریست خارجی که یک شغل مشخصی دارید، کل ایرانو برای اینکه بتونید معماری داخلی ایرانو کشف کنید گشتید، آیا شما به دریایی بینهایت از پول وصلید ؟
به نظر من شما هم میتونید فقط من همیشه میگم باید (اولویت) داشته باشی. مثلا من وقتی دانشجو بودم و همیشه مثلا از 12 سالگی دارم کار میکنم.وقتی 12 سالم بود مثلا من با یک گالری کار کردم و چیزی که میفروختن را بسته بندی میکردم فک میکنم 10 ساعت هر هفته و همیشه اینجوری بوده که کار کنم و پول جمع کنم که بتونم سفر برم و حتی الان هم همینطور است . تو کار هم همین بود وقتی کار حرفه ای را شروع میکنی کار کنی افزایش حقوق پیدا میکنی نسبت به زمانی که دانشجو بودی و من زندگی خیلی لاکچری ندارم من پول زیادی برای لباس خرج نمیکنم مثلا در این 8 ماهی که این کتاب را تولید میکردم لباس نخریدم. از چیزهایی باید کم کرد چون هدف مهمتری وجود داره و ادامه دادن و به نتیجه رساندنش مهم تر است مثل این کتاب . فقط مهمه تو یک هدف داشته باشی و این طوری میتونی پول و جمع کنی و این موضوع مقدار کمی به درآمدت ربط داره من اصلا پول دار نیستم و تو کل سفر در مهمان پذیر اقامت داشتم بین 20 هزار تومان تا گرانترینشان که فکر کنم 60 هزار تومان بود .در ایران یکم این (رسم ) هست که وقتی سفر میری تو باید به یک هتل خوبی بری غذای خوبی بخوری در حالی که من مهمان پذیرهایی که بودم که کثیف بودن ،بخاریش شاید کار نکرده ، یا همیشه حمام بیرون بود ، بعضی وقت ها خب من تنها خانم در آن مجموعه بودم و همچنین زن خارجی شاید عجیبه ….؟
به هرحال اینطوریه اینهمه سفر در هتل های چندستاره داشته باشی ، نمیشه یا باید خیلی پولدار باشی .
تو خود آلمان شما جز کدام قشر هستید ؟
چون پدرم معلم است و مادرم هم شغلی شبیه به معلمی دارد جزو قشر متوسط هستیم .

اینجا در کتاب شما یک خانه ای داریم به نام خانه فروغ وهاب زاده و کامران انواری ، خب در حقیقت چیزی که در طراحی داخلیش میبینیم یک خانه ی کاهگلی است که با یک سری ابژه های ترکمن دیزاین شده ، در مورد این بیشتر توضیح میدین که چرا این مورد را به عنوان یک طراحی داخلی ایرانی میدونین ؟
این برای من مهم بود که نشون بدم هدفم تو این کتاب که به یک موضوع ساده مثل دیزاین که همه میفهمن یکم توضیح میدم که ایران چجوریه .تو ایران ما ترکمن داریم انزلی داریم بختیاری وترک و … داریم و این خونه فروغ و کامران یک نمونه خوبی بود که یک قسمت از هویت ایرانی استفاده کرده مثل نمد مثل اون کمد که خیلی قدیمیه ، کمد چوبی که ترکمنی ها قبلا داشتن الان هم این هست که فرهنگ ترکمن داره از دست میره و از بین میره چون همه به طرف مدرن میرن ، جوونا همه اسمارت فون ( تلفن هوشمند )دارن ، همه یک خونه مدرن میخوان با طراحی داخلی مدرن برای همین مهم بود برام که نشون بدم این هم خوشگله و ما اینم دوست داریم
این هم دوباره یک کلبه بومی است که برای توریست خارجی درست کردن و این اتفاق تو کل دنیا زیاد است مثلا تو ترکیه هم اینجوری بود که دیزاین سنتی و در جاهای توریستی استفاده میکنند چون توریست اینو میخواد یعنی توریست میخواد تجربه اینو داشته باشه نمیخواد بره به یک هتل مدرن که نمیفهمه اینجا آلمانه ، ایرانه یا آفریقا جنوبی چون همشون یکیه .من فکر میکنم برای همین این خیلی مهمه این بومی کار کردن .
تو صحبت هاتون گفتید هویت ایرانی ، هویت ایرانی چیه ؟
موضوع سختی است، خود ایرانیا هم نمیدونند .
به نظرم هویت ایرانی مثل فرش ایرانیه واقعا از چندتا المان مختلف استفاده کردن و هست توش مثلا همانطوریکه گفتم تو ایران نه فقط ترکمن ، قومیت های مختلفی وجود دارد با تاریخ طولانیه طولانی ، مغول اینجا بود اروپایی و آمریکایی و چینی اینجا بودند مثلا کل داستان جاده ابریشم ،همه این ها تاثیر گذاشتن برای همین شبیه فرش ایرانیه .
یعنی میخواین بگین که یک فرهنگ مادر میبینین که همه کشور ها توش بودن و تاثیرات همه رو گرفته و قبول کرده ؟…
نه فقط قبول بعضی وقت ها هست که قبول نمیکنیم ولی تاثیرش هنوز هست و نمیتونی هیچ کاری بکنی مثلا اسلام به زور آمده و نمیشه گفت همه قبول کردن و ما میبینیم که تاثیر گذاشته .
پس تو اینجا یک ابژه را دیدین توی یک فضای خیلی ساده که این خانه را ایرانی کرده رابطه ابژه را که میتونه صنایع دستی باشه با فضایی که در آن قرار میگیره را چی میدونی ؟معماری داخلی ایرانی را اگه بخوای توی این رابطه تعریف کنی چجوری میبینی ؟
لنا : تو همون خونه ؟
میخوای با یه نمونه بگی یا کلی .سوالمو متوجه شدی اول؟
لنا :حرفتو آره ولی هدفت از این سوال را نه
بذاارین اینجوری بگم : شما گفتی در آلمان فضایی دارید و پرش میکنید اما ما در ایران یک فضایی داریم که روی تک تک جزییاتش کار میکنیم علاوه بر این یک سری چیزا مثل کمد چوبی منبت کاری شده توی اون فضا قرار میدیم ، فرض کنیم اینو بر میداریم ، آیا اون فضا را همچنان ایرانی میبینی؟
بله
چرا ؟
بدون این کمد؟ بله چون نمد توشه
نه منظورم تمام این چیز ها است …
پس میگی خود معماری ؟ ساختمان ؟بله بدون این ها هم میفهمیم هنوز ایرانه به خاطر معماری به خاطر پنجره ، در ، شکل گنبدیش میفهمیم ایرانه و بعضی وقتا میتونه هندوستان باشه ولی نمیتونه آلمان یا پاراگوئه باشه .
خب حالا اگر مثلا یک فرش ، چیدمانی که داریم یا مثلا یک کرسی به فضا اضافه کنیم ایرانی میبینیش اگه نباشن چی ؟ هندی ؟
بعضی وقت ها آره بعضی وقت ها نه واسه همین میگفتم ، نمیدونم برای شماام اینجوریه یا نه بعضی وقت ها تو اینستاگرام یک عکسی میبینی میگی ا این ایرانه ولی میگن نه نبود و هندوستان بوده ، بعضی از خونه ها اینجورین ولی بعضیا نه . ما اره با یه کرسی ایرانی میشه . فرش ایرانیو یکی میتونه بخره ولی یه جای دیگه ببره .هدف من هم اینه که یه موضوع ملیتی نیست این واقعا که فقط توی یک خونه ایرانی باید اینو داشته باشه و بیرون از ایران اجازه نداری اینو استفاده کنی .
تو این اتاق با یه چارچوب سفید هیچ المان معماری ایرانی هم نداره اگه یک فرش ایرانی بندازیم اینجا فضای داخلی معماری ایرانیه ؟
نه
چی باید داشته باشه که ایرانی بشه ؟
باید ایده داشته باشه ، هدف ، فکر
این همونه که باید ایده داشته باشی ، اینم سخته مثل سوال انتخاب اون خونه ها ، که چجوری من اون خونه ها را انتخاب کردم و در زمان رونمایی کتابم هم گفتم …..نداشتم که بگم باید اینو داشته باشه اونو داشته باشه . بیشتر حسه ، یه حسی که تصمیم میگیره تو اون موقع با حس خودم اینو انتخب کردم ، حس کردم که هم دیزاین توشه و صرفا کسی گلیم روی زمین نگذاشته و فکر و ایده و هدف داشته …
مثل همون حس کرسی که گفتید خانواده ایرانی دور هم جمع میشن …حس گرما …
مثلا اون کرسی یا طاق که در سرای پدری بوده که فضای مهمون بوده و هدف اون اتاق اینه که همه جمع میشن و با هم تلویزیون نگاه میکنند ، اونجا هم تلویزیون بود هم کتابخانه بود و برعکس کرسی در اتاق مهمون نبود اونجا فضای شخصی بود که میخوابی و …
خونه دوستان برای دوستان اسمش همینه دیگه اره ؟
ما این اسم را گذاشتیم روش
اسم های خونه هایی که تو کتاب هست را خودتون گذاشتید ؟
کلا این خانه ها اسم ندارند چون اسم استاد رو خونس و خود خونه اسم ندارد
البته براشون نشون گذاشتید دیگه ؟
بله
خب درمورد خانه ای که در کلارآباد هست چی باعث شد که فکر کنید ایرانیه ؟
یکی اینکه توی شماله و کلا داستان شمال که میریم به سمت معماری که یکم زشت هستش و به نظرم شمال را خراب کرده ، ولی این یک نمونه بود که هنوز این خونه که در سال 1992 ساخته شد یک تاثیری از تاریخ ایران داره یک نمونه خوبی بود برای یک خارجی که کانسپت یک خانه ی شمالی را متوجه میشود که چقدر متفاوت با یک خانه ی تهرانی است برای همین این سوژه واقعا خوب بود و هم اینکه این خونه ها داره خراب میشن و دیگه کسی توش زندگی نمیکنه اما اون پسر دوست داشت میخواست اون خونه را به خاطر خاطرات بچگیش حفظ کنه برای همین مرمتش کرده و یکم چیزهای مدرن به آشپزخانه اضافه کرده و دیوار و خراب کردن و یه سری متریال به دیوار و شومینه اضافه کردن
از این خونه اگه بخوای عنصر به عنصر و المان به المان بگی چه چیزهایی ایرانیه ؟
واقعا یک ویلایی برای تعطیلات هستش با استخر که معمولا تو جمهوری اسلامی زیاد نیمبینیم ، یه قوس نرم که برای ما بیشتر شرقیه که از هندوستان ، مراکش میشناسیم خود ماهم داریم اما اینجاا زیاده ولی غیر از اون این خونه کمترین هویت ایرانیو داره ، مثلا فرش ایرانی داره ، یا این قسمت از کاشی کاریش برای ایران نیست برای عماراته
لزوم made in iran بودن که به نظرت ایرانی بودن را نمیرسونه ؟ یا که نه میرسونه ؟
یکم بله یکم نه ، وقتی ما از صنایع دستی حرف میزنیم اره ، made in iran مهمه ولی من نمیگم همه چی باید برای ایران باشه ولی بهتره، این نظر شخصی منه و حرفه ای نیست . ولی میتونه از جاای دیگه ام باشه چرا که نه اگه مثل این پسر تو دوست داری چیزهای مدرن هم داشته باشی ولی ایرانی ام هستی و چیزهای مدرن و دوست داری چرا باید به زور همه چیو ایرانی کنی ؟
اگه بخوای تو طراحی معماری داخلی ایرانی بگی یک چیزی پررنگ تر از بقیه چیزها است اون چیه ؟
نمیشه فقط یک چیز را انتخاب کنم یکسری موارد زیادی باهم دیگه هستن که معماری ایرانی را تشکیل میدن و ربط داره به دوره مکان هدف و … تا بتونی یک المان رو پررنگ و اساسی بدونی
به یه عبارت دیگه اگه بخوایم این سوال رو بپرسیم اینطور که مثلا در آلمان طبق تاثیراتی که از جنگ جهانی داشتن ساده نگری غالب شده برای طراحی داخلیشون ، شما چه موضوعی رو پررنگ میبینی در طراحی داخلی ایرانی ؟
خب مثلا توجه به جزییات ، کاشی کاری ها و نور درکل موقعیت ایران تحت تاثیر خیلی عوامل بوده جنگ هایی که داشته و ورود اقوام متفاوت ورود اسلام و مذهب که مثلا شما از پوسترهایی که عکس خانم های زیبا باشه استفاده نمیکنید
تو کتابتون یک سری المان ها را آوردی مثل گلیم ، گبه یا حتی به خواب ایرانیا اشاره کردی خواب روزانشون . در مورد این ها صحبت میکنی که چرا این عناصر را انتخاب کردی ؟اول اینکه تجربی بوده ؟
من چند تا المان از معماری ایرانی میخواستم معرفی کنم به یه خارجی مثلا که یکی از مهمترین هاش فرش ایرانیه ولی برای خارجی یه فرش ایرانی یک فرش قرمز و کهنه است و خیلی جالب نیست برای ما و برای جوونای خارجی یه چیزی که مامان بزرگا دارن استفاده میکنن معنی شده چون نمیدونن فرش های دیگه ام هست مثل فرش همدان ، ترکمن و … برای همین میخواستم معرفی کنم که مورد های دیگه ای هم هست و انقد محدود نیست و موضوعی که بیرون از ایران مده (اینتی ال وای ) نمیتونی از سفرت به ایران ببری وقتی بر میگردی اروپا .
من یه سوالی در راستای سوال قبلی دارم چون فکر میکنم یک جاهاییش خالی موند این موضوع معماری آلمان یک سری شرایطی داره و معماری ایران هم یک سری شرایطی داره حالا اونجا به یک شکلی اینجا به شکل دیگری میخواستم ببینم کلا چی میبینی معماری ایران را ؟ شما الان را گفتید چیزی که الان هست مثل جمهوری اسلامی ، اسلام و قومیت های مختلف … میخواستم سوالمو یه جور دیگه بپرسم چیزی که الان هست چون خیلی کیس جالبی نیست که بخوایم راجع بهش حرف بزنیم اگه بخوایم معماری داخلی ایران و اون چیزی که قبلا بوده و بخوایم بگیم چی اونو تشکیل داده چی بوده ؟
ولی همونه قبلا معماری داخلی نبود برای همین برای یک ایرانی انقدر سخته بفهمه و متوجه بشه وقتی من میگم معماری داخلی 90 درصد نمیفهمند من میگم معماری داخلی راجع به داخل حرف میزنم ، وجود نداشت ، نبود .برای همین میگم الان تو این موقع یکم پیدا میشه کسایی که روشنفکر هستند با کمی پول مثل سروان منوچهری میخواد معماری ایرانی رو حفظ کنه و بیرون ایران هم زندگی کرده و میفهمه داخل هم مهمه .الان دانشجوها میخوان یه طراحی داخلی به وجود بیاورند ولی هنوز شکل نگرفته برای همین هنوز به نتیجه آخر نرسیدیم و درون این پروسه هستیم و در قدیم نبود و فقط معماری بود .
یعنی قبلا معماری و معماری داخلی یکی بودن ؟
بله ، معماری قدیم ایرانی یک ایده برای ساخت داشت و معماری داخلی و بیرونی یکپارچه بودن
…….
چرا شما مای هیپی رو برای ساختار کتابتون انتخاب کردید ؟
چ.ن من میخوام چندتا کتاب دیگه مثل این تولید کنم برای کشورهای دیگه . من مثل هیپی ها که میرفتن به جاهایی که کسای دیگه نمیرفتن به جاهای دیگه میرم مثل ایران که خیلی کمتر بهش سفر میکنن و با سوغاتی مثل این کتاب برگردم برای همین حس میکنم فقط من اینکارو میکنم در دنیای امروز .
کتاب دوم و سومت چیه ؟
اول یکم استراحت کنم ولی شاید کتاب دوم هم راجع به ایران باشه چون چندتا خونه دیگه مونده که تو برنامم هست و چندتا خونه تو آفریقا و امریکاجنوبی هست که میخوام به مردم نشونشون بدم .
همه کتاب ها تحت عنوان behind closet انتخاب میکنید ؟
تو ایران برعکس فرهنگ ما که میشه داخل خونه هارا نگاه کنیم ، به خاطر اسلام و دلیل اجتماعی همه با پرده میبندند و برای همین نگاه به پشت پرده کردیم و خواستیم به همه نشون بدیم .
میدونم این سوالم یکم کلیشه ای است اما لازمه تو گفت و گومون داشته باشیم چالش هایی که برای این کتاب داشتی را بگو
چالش ها زیاد بودند ، بزرگترین چالشم این بود که من تنها این کتاب و تولید کردم چون 8 ماه تایم طولانی است وقتی هر روز با خیلی از ادم ها کار میکنی و رییسشون هم هستی و همه همیشه خوشحال نیستند . من همیشه تو آلمان و اسپانیا و ایران هستم و همیشه تنها بودم حتی موقع سختی و مشکلات کسی نبود که انگیزه بده و بگه همه چیز خوب میشه .8 ماه تنها کار کردن سخته و حتی چاپ کردن کتاب از لحاظ مالی زحمت زیادیه .
جالب ترین خاطراتت تو روند تهیه کتاب چی بوده ؟
من همشو دوست دارم و تحقیق هم خیلی دوست دارم وقتی کل متن دریاره خونه ها و المان های ایرانی نوشتم من این قسمتو خیلی دوست داشتم کلی اطلاعات گرفتم راجع به چیزی حتی مثل تخته نرد که انقد قدیمیه و من نمیدونستم .
مطالبی که درباره المان های ایرانی نوشتی توی این کتاب را تجربی نوشتی و حستو نوشتی دراین رابطه یا اینکه از جایی نوشتی ؟
نه همش علمیه
هیچکدام تجربی نیست پس ؟
نه به نظرم فقط تجربه ای بودن حرفه ای نیست و بگم من اینو حس میکنم پس مینویسم .من هم چیزی نمیدونم و اینطوری نیستم .من همیشه این حسو میکنم که من هم کافی نمیدونم و باید مطالعه کنم و درموردش میبینم کسی که بلده و اطلاعات کافی داره چی میگه .
کدام یکی از این 16 بنا را بیشتر دوست داری ؟
خانه کلانتری در کاشان ، اولینه
من خیلی دوست دارم اونجارو هم شهناز طراحی کرده و هم خودشون ، خیلی از مبل ها طراحی خود خانواده کلانتریه .
(این خانه برای عشق و اتحاد خانواده است)چرا به این نتیجه رسیدی ؟
اینو خودشون گفتن که این خونه برای ما اینجوریه
جالبه این خونه یکی از ساده ترین خونه هاییه که تو کل کتابت هست (مینیماله)
جالبه که شما میگید مینیماله اگه به یه خارجی بگید این مینیماله تعجب میکنه
توی این گفتمان با صاحبان خونه چالشیم داشتی ؟
اره حتما
پررنگ ترینش چی بوده ؟
فوضولی کردن البته بعضیاشون
یعنی چیکار میکردن ؟ منظورت از فضولی چیه ؟
مثلا تو روند کتاب پیشنهاد میدادند یا تو کل کار و کتابم
در این قسمت لنا گفت اینها رو ننویسید
(این تغییری که در معماری ما وجود داشته که در معماری های قدیم ایرانی بودن رو میشه تشخیص داد در یک خانه ولی الان نه ، به عنوان یک توریست علت اینو چی میدونی ؟
این سوال خیلی سختیه و من با صاحب این خونه هاام حرف زدم که چرا بی کیفیت شدیم ومعماری جدید اینجوریه
و به نظر منم سوالی نیست که راحت بشه جواب داد و سوال سختیه و چند دلیل هست ولی کلی نیست
و اطلاعات کافی ندارم و به نتیجه ای نرسیدم که بخوام جواب بدم
انقلاب شد ، عشق به هر چیزی که از غرب میاد و هر چیزی که جدیده و به طور کلی موقعیت بد اقتصاد ایران و تو فرهنگ ایرانی هست که میخوان شبیه یکی دیگه باشن اینها چندتا دلیله که شاید باعث این بشه )
عنوان do it yourself چرا تو همه عناوینت هست ؟
این بیشتر برای خارجیا هستش که کسی که نمیتونه ایران بره یا نمیخواد یه چیز ایرانی میتونه تو خونش داشته باشه
پس در حقیقت همه سکشن هایی که به عنوان عناصر ایرانی اینجا گذاشتی در حقیت تو کتاب گفتی برای مدل کردن این ها به چی نیاز داری یه سکشنیه که هم علمیه و هم به کسی که بلد نیست یاد میده اینو چجوری برای خودش بسازه
اره برای من این کتاب تجربه با ایرانه ، کسی میتونه با یه کتاب ایرانو تجربه کنه با عکس و متن و هم تجربه با دستاش
یک سکشن دیگتم good look good future good helth
ما تعریف کردیم چرا این موضوع چشم بد هست و اسپند چیه
ایعنی اسپند به عنوان یکی از عناصر معماری ایرانی میدونی ؟
این تو طراحی داخلی مثل صنایع دستی و دکوری و اویز هستش و تو خونه بود
یک چیزی که برای ایرانی خیلی جالب نیست ولی برای خارجی هست و خوشگل هم هست
جالترین سوالی که درباره کتاب ازت کردن چی بوده ؟
اینکه یکی تو آلمان درباره هویت خودم پرسید و خودم تو این موقع بهش فکر میکردم ولی کلا راجع به کتاب نمیتونم الان بگم .
نظر آلمانی ها درباره این کتاب چیه به کسی نشون دادی ؟
تو روزنامه های بزرگ از این کتاب گفتند و خوششون اومده بود
فکر میکنی این کتاب و کتاب های اینچنینی میتونه نظر اروپایی ها را عوض کنه نسبت به ما و ایران
من نمیگم که عوض کنه ولی میتونه یه تاثیر کوچیکی بزاره
تو کل این نوشتن و سفر و خستگیا چه تاثیری روی زندگیت گذاشته چون به هر حال یه هدف بزرگی داشته ، چه تاثیی روی فکر و زندگیت داشت ؟
اره حتما من عوض شدم توی این سفر و بیشتر درباره فرهنگ ایران یاد گرفتم و با ایرانی کار کردم
الان احساس غریبگی نمیکنی به کشورت برگردی ؟ به هر حال یکم عوض شدی نسبت به قبل
نه من هم راجع به خودم صرفا به عنوان یه ادم آلمانی فکر نمیکنم چون من تو اسپانیا زندگی میکنم و درباره ایران کار میکنم و بیشتر درباره شخصیت خودم فکر میکنم و هم یه خارجیم و هم جزیی از اون کشورم شاید عجیبه برای شما مثلا من تو ایران حس میکنم گشور من هم هست و بعضی وقتا مثل یک ایرانی تو ایران کار میکنم و هم مثل خانوادم عصبی میشم با فرهنگ ایرانی و تو همین لحظه عاشقشم با آلمان و اسپانیا هم همینجوریه